کارگران کردستان بايد تشکلهاى خود را ايجاد کنند

على خدرى

به نقل از نشريه بارو شماره ٦، فروردين ١٣٨١- مارس ٢٠٠٢


نزديک به دو دهه است که جمهورى اسلامى کوشيده است تا «شوراهاى اسلامى کار» را به عنوان تشکل واقعى کارگران به ما تحميل کند. ولى نقش و عملکرد ضد کارگرى و جاسوسانه اين نهاد از همان ابتدا چنان بر ما کارگران روشن بوده است که هميشه دست رد به سينه آن گذاشته‌ايم. ايستادگى و مقاومت پيوسته ما در برابر اين نهاد سرمايه‌دارى چنان موثر بوده است که امروزه بخش‌هائى از خود رژيم به اين نتيجه رسيده‌اند که پشتيبانى از شوراهاى اسلامى آنها را در کنترل جنبش کارگرى يارى نمى رساند. پس در صددند تا براى آن بديلى دست و پا کنند. اما اين بديل هنوز پيدا نشده است.

شوراهاى اسلامى که ميدانند عمر مفيد ضد کارگريشان براى رژيم در حال تمام شدن است تقلا ميکنند تا به طريقى خود را مدافع ما کارگران جا زده و لااقل پايگاهى اجتماعى بيابند. هاى و هوى آنها در مورد افزايش دستمزد در خدمت همين هدف است. منتها ما، در عين حال که بر ضرورت افزايش دستمزد خود پاى ميفشاريم، همچنان دست رد به سينه شوراهاى اسلامى خواهيم زد.

دستمزد ما خيلى کم است. دستمزدها چنان کم است که حتى خود رژيم و بخشهاى گوناگون بورژوازى آنرا حاشا نميکنند. اما به ما ميگويند در حال حاضر نميتوانند بيشتر از آن بما بدهند. ما به آنها جواب ميدهيم اگر دست خودتان باشد همين دستمزد را هم نميدهيد. ولى ما ميدانيم که حق گرفتنى است، نه دادنى. ما حق خود را از شما ميگيريم.

اما ما چگونه ميتوانيم حق خود را از کارفرماها بگيريم؟ ما چگونه ميتوانيم آن ميزان از دستمزد را به سرمايه‌داران تحميل کنيم که خود و فرزندانمان در رفاه زندگى کنيم؟

تجربه همه هم طبقه‌ئى‌هاى ما در ايران و جهان نشان داده است که ما بدون تشکل قدرت کافى براى احقاق حقوق خود نداريم. در اين زمينه تجربه تازه مربوط به کارگران خباز در سقز است.

در ١٦ آبان ١٣٨٠ «انجمن صنفى کارگران خباز سقز و حومه» استاندار کردستان را به مصاف طلبيد که بطور خود سرانه دستمزدى کمتر از مزد سال ١٣٧٩ را براى اين کارگران خباز در کردستان تعيين کرده بود. کارگران در آن اطلاعيه از استاندار خواسته بودند تا حرف خود را پس گرفته و از اين پس در امورى که به او مربوط نيست دخالت نکند. آنها خواهان تعيين دستمزد خود با حضور نماينده خويش و بر اساس قانون کار و مصوبه‌هاى شورايعالى کار شده بودند. مقامات استان ابتدا قصد ناديده گرفتن اين کارگران متشکل و مبارز را داشتند. اما نتوانستند. آنها ناچار شدند بپذيرند که تصميم استاندار ميتواند تغيير کند و بر سر اين تغيير دو بار با نمايندگان کارگران مذاکره کرده‌اند. طى اين مذاکرات کارگران قادر شدند مبلغ ٤ ميليون و ١٦٠ هزار تومان حقوق معوقه را از کارفرماها بگيرند. در ضمن مبارزه‌شان در خارج و داخل مورد توجه و پشتيبانى وسيع قرار گرفت. در داخل ١٧ تشکل کارگرى از شهرهائى چون تهران، تبريز، شيراز، کرمانشاه، سنندج، قائم‌شهر و غيره با صدور اطلاعيه به حمايت از آنها برخاستند.

سئوال اينست که چرا کارگران خبازى در سقز قادر شدند عملا بعنوان نمايندگان همه خبازان کردستان قد علم کنند و چنين مورد توجه قرار گيرند؟ جواب اينست که چون آنها متشکلند و بدليل داشتن رهبران قابل اعتماد از يگانگى برخوردارند. اين کارگران نه تنها خود سازمانيافته هستند، بلکه مستقيما کمک کرده‌اند تا خبازان شهرهاى بوکان، بانه و مهاباد نيز تشکل خود را بوجود آورده و آنها را به دولت تحميل کنند. امروز همه کارگران خباز در همه شهرهاى کردستان، به استثناى ديواندره، متشکلند و در ديواندره نيز تلاش در جهت ايجاد تشکل وجود دارد. اين کارگران از اينهم فراتر رفته و در خرداد ٧٩ تشکلى درست کردند که همه تشکلهاى کارگران خباز در کردستان را در بر ميگيرد.

همانطوريکه در بالا اشاره کردم بخشهائى از هيئت حاکمه ميخواهند تشکلهاى ديگرى را جايگزين شوراهاى اسلامى کار بنمايند، اما هنوز بديل خود را نيافته و يا مطرح نکرده‌اند. شوراهاى اسلامى نيز که دارند پشتيبانى از بالا را از دست ميدهند در تقلايند تا در ميان کارگران جايگاهى پيدا کنند؛ تلاشى که به دليل سابقه جاسوسى و اعتصاب شکنى آنها به شکست خواهد انجاميد. در نتيجه اين اوضاع فاصله و شکافى درست شده است. اين فاصله و شکاف به ما اجازه ميدهد که بر ميزان فعاليت خود در ايجاد تشکلهايمان و گسترده‌تر کردن آنها بيافزائيم.


www.wsu-iran.org wsu_wm@yahoo.com