|
اول ماه مه سقز و راه حل آمريکايى مسئله کرد
على خدرى
خرداد ١٣٨٤- می ٢٠٠٥
در اول ماه مه امسال کارگران و نيروهاى چپ و راديکال مراسم خانه کارگر در استاديوم ١٢ هزار نفره را بهم ريختند و در سقز نيز مراسم آنها را بدست گرفتند. فعالين و رهبران کارگرى در سقز با شعار و پرچم قرمز خود به سالن کاوه رفتند، نمايندگان خانه کارگر را هو کردند و محمود صالحى با رساترين کلمات و در کوتاه ترين مدت مواضع سوسياليستهاى کارگرى را در زمينههاى مختلف بيان کرد. او با اينکار عرق از صورت و جوارح نمايندگان دولت، کارفرماها و خانه کارگرىها جارى ساخت و با نفى هرگونه تشکل دولت ساخته، کارگران را به ايجاد تشکلهاى مستقل خود فراخواند. تاکتيک کارگران در تهران و سقز براى سوسياليستهاى انقلابى و راديکالى که سالها خواستار تحريم مراسم رژيم و خانه کارگر و برگزارى مراسم مستقل بودند اين درس مهم را داشت که گاه ميتوان و لازم است بداخل مراسمهاى اينها رفت و آنرا يا بدست گرفت و يا بهمش ريخت.عليه تاکتيک درست کارگران در سقز بعضى اظهار نظرها شده است. در اين اظهار نظرها براى ما کارگران و روز جهانيمان مقدارى اشک تمساح ريخته شده است. دستهاى عصبانى هستند، زيرا آن تاکتيک سبب شد تا فرقهشان نتواند خود را در گوشه اى از مراسم جا کند و خونى ببدن سازمانشان برساند که حال و اوضاع خوبى ندارد. جلال حسينى و محمد عبدىپور جواب اين جماعت را دادهاند. جواب آنها ساده و روشن بود. گفتند که بر اساس وضعيت موجود تشخيص دادند که ميتوانند بروند و جلسه را فتح کنند و اينکار را هم کردند. دستشان درد نکند.اما در اين ميان آن جريانات و کسانى که در سايت بروسکه عليه مراسم اول ماه سقز مطلب مى نويسند رنجشان از نوع ديگرى است. اينها چند مقاله بى نام و با نام پخش کرده و از زاويه به اصطلاح منافع کارگرى اظهار نظرهائى کردهاند. اما ما ميدانيم و خودشان نيز بهتر واقفند که دردشان کارگر و اول ماه مه و اينکه چگونه برگزار شده نيست. آنها سالهاست ميکوشند تا لباس دفاع از کارگر را دور بياندازند که روزگارى به تن داشتند. آنها سخت کوشيدهاند به دولتها و کسان مورد نظرشان بقبولانند که در اين کار صادقند. پس درد اينها چيست؟ دردشان اينست که محمود صالحى سياستهاى دولت آمريکا در منطقه و آتش افروزيهاى آنرا محکوم کرده است. آنها در رنجند که چرا محمود صالحى عليه راه حل آمريکايى مسئله ايران و کردستان سخنرانى کرده است.
سخنرانى محمود صالحى احزاب و سازمانهاى ايرانى که وعده و وعيدهايى مانند طالبانى و بارزانى درباره کردستان ايران به آمريکا مى دهند را عصبانى کرده است. چرا که ديگر نمى توانند خود را بعنوان نماينده و صاحب جنبش در کردستان به آمريکايى ها معرفى کنند. موضعگيرى ضد آمريکائى از طرف يکى از رهبران راديکال جنبش کارگرى ايران که در جنبش کارگرى جهانى شناخته شده است فعاليت چند ساله طرفداران راه حل آمريکايى کرد را خدشهدار کرده است. خشم اين حضرات از اينجاست و نه چگونگى برگزارى مراسم روز کارگر سقز.
على خدرى - لندن، ٢٩ ماه مه ٢٠٠٥ |