|
گفتگو با رضا مقدم آغاز دومين سال انتشار کارگر امروز
از همين نويسنده
به نقل از کارگر امروز، سال دوم، شماره ١٣، ارديبهشت ١٣٧٠
جاى گفتگويى با رضا مقدم در ميان مصاحبه هايى که کارگر امروز با فعالين جنبش کارگرى در کشورهاى مختلف انجام داده است خالى است. طبعا مصاحبه گر نمى تواند خود رضا مقدم باشد و کس ديگرى بايد سوالات را جلوى او بگذارد. من پيشقدم شدم. البته حق اين بود چنين گفتگويى در درجه اول به مسائل مطرح در جنبش کارگرى بپردازد. با اينحال به مناسبت آغاز دومين سال کار کارگر امروز اين بار درباره خود اين نشريه و دورنماى آينده آن با رضا مقدم صحبت کردم با اين اميد که اين شروعى باشد براى صحبت مفصل ترى با او در مورد مسائل جنبش کارگرى و سوسياليستى. منصور حکمت منصور حکمت: بعد از يکسال وقتى به کارگر امروز نگاه مى کنيد، تا چه حد اين روزنامه به تصويرى که قبل از شروع کار از آن در ذهن داشتيد شباهت دارد؟ رضا مقدم: با تصويرى که از آن در ذهن داشتم و دارم هنوز فاصله دارد و انتظار هم نداشتم در عرض اين مدت به آنجا برسد.
م.ک: تصوير مطلوب چيست؟ ر.م: کارگر امروز بايد بين فعالين جنبش کارگرى کشورهاى مختلف آشنايى و ارتباط ايجاد کند، آنها را از نقطه نظرات هم مطلع سازد و زمينه اى فراهم آورد تا يکديگر را ملاقات کنند.
کارگر امروز بايد تريبون فعالين جنبش کارگرى باشد براى طرح نظرات مختلف پيرامون مسائل جنبش کارگرى.
کارگر امروز بايد در بين فعالين سرشناس و دست اندر کار جنبش کارگرى کشورهاى مختلف بعنوان يک نشريه معتبر شناخته شود و با شرکت آنها سمينارهايى پيرامون مسائل مبرم جنبش کارگرى ترتيب دهد.
کارگر امروز بايد بى حقوقى کارگران ايران و سرکوب وحشيانه آن توسط رژيم اسلامى را در جنبش کارگرى بين المللى منعکس کند.
کارگر امروز بايد مدافع سر سخت انقلاب کارگرى و کليه مسائل ناشى از آن باشد. اين نشريه در جنبش کارگرى ايران بايد به يک وزنه سياسى تبديل شود و مقامات رژيم و شوراهاى اسلامى و خانه کارگر فشار آنرا بر روى خود بيشتر احساس کنند. اين از طريق انعکاس بى حقوقى کارگران ايران در جنبش کارگرى بين المللى که توسط اين نشريه صورت مى گيرد امکان پذير است. الان که به انتشار يکساله کارگر امروز نگاه مى کنيم در اين راهها گام گذاشته و در عرصه هايى سريعا پيش رفته است. اگر مسئله ارزيابى باشد بنظرم تا همينجا هم يک نشريه موفق بوده است.
م.ک: چه استقبالى از اين روزنامه در ميان خوانندگان ايرانى و غير ايرانى بعمل آمده است؟ ر.م: نشريه اى از نوع کارگر امروز در خارج کشور منتشر نمى شد. بنابراين لازم نبود به رقابت با نشريه اى از نوع خود بپردازد تا خوانندگانش را جذب کند. کارگر امروز به يک نياز پاسخ گفت و يک جاى خالى را پر کرد، لذا مورد استقبال قرار گرفت. البته سبک نشريه در ارائه مطالب و مصاحبه هايى که در هر شماره چاپ مى کند نيز به استقبال از آن افزود. استقبال از اين نشريه در ميان فعالين جنبش کارگرى کشورهاى ديگر نيز زياد بوده است. کارگر امروز اکنون در ١٦ کشور توزيع مى شود و دارد تريبون فعالين جنبش کارگرى کشور مختلف مى شود و وسيله آشنايى و ارتباط آنها با هم مى گردد. اين نشريه مهمترين ابزار انتقال مسائل کارگرى ايران به فعالين دست اندر کار جنبش کارگرى کشورهاى ديگر شده است. اين نشريه دارد تصوير آنها را از ايران عوض مى کند و نشان مى دهد که ايران طبقه کارگر هم دارد، مبارزه مى کنند، دستگير مى شوند، اعدام مى شوند، کارخانه اتومبيل سازى دارد با چندين هزار کارگر و غيره. دارد به مرکزى تبديل مى گردد که تشکلها و فعالين جنبش کارگرى کشورهاى ديگر براى کسب اطلاعات پيرامون جنبش کارگرى ايران با آن تماس مى گيرند. م.ک: آيا کارگر امروز يک روزنامه ادامه کار خواهد بود؟ در انتشار کارگر امروزبا چه مشکلاتى روبرو هستيد؟ خواننده دوستدار کارگر امروز چه کمکى مى تواند به تقويت روزنامه اش بکند؟ ر.م: ادامه کار است اگر از نظر مالى بتواند خود را تامين کند. اين تنها مانعى است که ممکن است انتشار کارگر امروز را با دشوارى روبرو سازد و نه چيز ديگرى. اوضاع اقتصادى هر نشريه تابع تيراژ است. کارگر امروز براى بالا بردن تيراژ خود با مشکل توزيع روبرو است و فعلا در اين زمينه بيشتر احتياج به کمک دارد. براى توزيع نشريه توسط شبکه هاى حرفه اى و کتابفروشيها و مغازه هاى ايرانى اقداماتى شده اما کافى نبوده است. در ميان ما فرهنگ آبونمان نشريه گسترده نيست. هم اکنون کمى بيشتر از ٥٠ درصد نسخه هاى نشريه از طريق تک فروشى بفروش مى رسد، لذا دائما تغيير مى کند و مدتى طول مى کشد تا پول آن برگردد. کوشش براى افزايش فروش از طريق آبونمان از جمله راههاى تقويت بنيه مالى نشريه است. البته مشکل مالى نشريه بشکل پايه اى هنگامى حل مى شود که تشکلهاى کارگرى در اروپا و آمريکا به کارگر امروز هم مثل نشريات ديگر کارگرى کمک مالى کنند و اين کمى احتياج به گذشت زمان و جا افتادن خود نشريه دارد. مشکل مالى باعث شده که کارگر امروز براى پيشبرد اهداف خود فعاليت دلخواه را نداشته باشد. بطور مثال، اهداف کارگر امروز ايجاب مى کند که وسيعا براى اتحاديه ها و نشريات کارگرى در بسيارى از نقاط جهان ارسال شود و آنها را از وضع طبقه کارگر ايران مطلع کند. دادن اطلاعات اولين قدم براى جلب حمايت از طبقه کارگر ايران و مانع ايجاد کردن در مقابل جمهورى اسلامى براى سرکوب جنبش کارگرى است. کارگر امروز با وضعى مالى اى که هم اکنون دارد به تنهايى از عهده مخارج اين فعاليت بر نمى آيد. وقتى مشکل مالى انتشار خود نشريه را با خطر مواجه مى کند بدرست بايد بفکر ادامه کاريش بود تا وسعت تاثيرات آن. قرار است که در کنار کارگر امروز يک مرکز فروش کتاب مکاتبه اى ايجاد شود تا درآمد آن يکى از منابع تامين مالى نشريه گردد. البته اين مرکز کتابهايش را به مشترکين نشريه با تخفيف قابل توجه عرضه خواهد کرد. لازم است بگويم که بخش کوچکى از مخارج کارگر امروز از طريق کمکهاى مالى بى دريغ کسانى که به اين نشريه علاقه دارند تامين مى شود.
م.ک: صفحات کارگر امروز حاکى از وجود روابط نسبتا گسترده اى با بخشهاى مهمى ازجنبش کارگرى اروپا و آمريکا است، اين روابط را چطور برقرار کرده ايد؟ ر.م: اينها ارتباطات فعالين حزب کمونيست ايران با جنبش کارگرى اروپا و آمريکا است. نشريه ابتدا توسط آنها معرفى شد و درعين حال ابزار و يارى دهنده اين دسته از فعالين حزب گشت تا روابطى را که داشتند استمرار دهند، استحکام بخشند و فعاليتهاى خود را منعکس کنند. اما اکنون خود کارگر امروز وسيله و ابزار ارتباط گيرى و معرفى کسانى شده است که قصد فعاليت در اين عرصه را دارند.
م.ک: آيا کارگر امروز مناسبات نزديکى با طيف کارگران فعال ايرانى که در خارج ايران بسر مى برند دارد؟ ر.م: بله. اين نشريه براى کسانى که قصد فعاليت کارگرى در خارج کشور را دارند ابزار مهمى است. هم ماتريال در اختيارشان مى گذارد و هم فعاليتشان را منعکس مى کند. براى اظهار نظر پيرامون مسائل جنبش کارگرى تريبون در اختيارشان مى گذارد و آنها را از نظرات ديگر فعالين جنبش کارگرى مطلع مى سازد. اکثر مصاحبه هايى که در نشريه درج شده اين نقش را داشته است. نمونه بحث بر سر جنبش ٣٥ ساعت کار از جمله موارد نادرى در جنبش کارگرى ايران است که کارگرانى از طريق نوشتن مقاله با امضا در نشريه با هم جدل مى کنند. اين گام ارزنده اى است و فعالين جنبش کارگرى ايران را آماده مى سازد تا در يک مقياس اجتماعى سينه سپر کنند و از نظراتشان دفاع کنند. راستش بدون اين، بلوغ سياسى جنبش کارگرى ايران و قد علم کردنش در جامعه با دشوارى روبرو است. م.ک: همکاران اين نشريه، بجز آنها که مقاله اى ازشان چاپ مى شود و يا خبرنگار نشريه هستند، معرفى نشده اند. آيا قصد معرفى آنها را نداريد؟ ر.م: چرا. از همين شماره نام رفقايى که بطور ثابت با نشريه همکارى مى کنند در کادر مشخصات نشريه درج خواهد شد. با اين حال باز کسانى باقى خواهند ماند که بشکل مناسبى معرفى خواهند شد. اينها بيشتر توزيع کنندگان نشريه در شهرها و کشورهاى مختلف هستند که همينجا بايد از زحمات کليه آنها تشکر کنم. همچنين بايد از قادر شافعى براى طراحى آرم کارگر امروز تشکر کنم.
م.ک: بنظر مى رسد انتشار يکماه يکبار هنوز کم است. آيا انتشار دو هفته يکبار کارگر امروز در برنامه شما هست؟ ر.م: اين موضوع پس از بررسى فعلا کنار گذاشته شده است، البته نه بعلت مشکل تهيه مطلب. هم اکنون حجم مطالب توليد شده براى هر شماره کفاف يک نشريه ١٨ صفحه اى را مى دهد. الان با آنکه به ضرر ظاهر نشريه از عکس و طرح کمترى استفاده مى کنيم تا حجم مطلب هر شماره بيشتر شود باز بسيارى از مطالب توليد شده بلااستفاده مى ماند.
انتشار دو هفته يکبار حتى از نظر مالى هم بنفع نشريه است. چون بخشى از مخارج ثابت نشريه را کاهش مى دهد. بطور مثال اجاره دفاتر نشريه را که هم اکنون در هزينه يک شماره منظور مى گردد در هزينه دو شماره سرشکن مى کند.
فقدان يک شبکه توزيع که بتواند نشريه را سريع و وسيع بدست خوانندگان برساند باعث شد از انتشار دو هفته يکبار صرف نظر کنيم. البته اگر فروش از طريق آبونمان افزايش يابد مى شود انتشار دو هفته يکبار را مجددا بررسى کرد.
م.ک: بعضى طرفدار بيشتر شدن صفحات انگليسى و برخى هم خواهان انتشار جداگانه صفحات انگليسى و يا چاپ سه صفحه آخر بطور جداگانه به زبانهاى مختلف هستند. جواب اينها را چه مى دهيد؟ بطور کلى نقش صفحات انگليسى روزنامه را در اين يکسال چطور ارزيابى مى کنيد؟ ر.م: ارتباطات نشريه با فعالين جنبش کارگرى کشورهاى مختلف، مبارزات کارگرى که نشريه در آن دخالت کرده و همچنين اعتراضات اتحاديه هاى کارگرى که عليه جمهورى اسلامى صورت گرفته است، در همه اينها نقش صفحات انگليسى را بخوبى مى شود ديد. کارگر امروز بدون صفحات انگليسى نمى تواند به اهدافش برسد.
افزايش صفحات انگليسى از مطلوبيت نشريه نزد خوانندگان فارسى زبان آن مى کاهد بدون اينکه به همان ميزان به مطلوبيتش نزد خوانندگان غير فارسى بيافزايد. انتشار صفحات انگليسى بطور جداگانه نشريه را از يک نشريه دو زبانه دور مى کند. اينکه کارگر امروز همانند صفحات انگليسى به زبانهاى ويژه کشورهاى اروپايى ديگر هم منتشر شود امکاناتى مى خواهد که از آن بسيار دوريم. البته هم اکنون تلاشهايى براى انتشار نشرياتى به زبانهاى کشورهاى مختلف در جريان است که کارگر امروز مى کوشد به آنها کمک کند. علاوه بر سه کمپين همبستگى با جنبش کارگرى ايران در انگلستان، کانادا و آمريکا که نشرياتى به زبان انگليسى منتشر مى کنند مطالب صفحات انگليسى نشريه به اسم خود کارگر امروز به زبان دانمارکى منتشر مى شود. نشريه اى به زبان آلمانى به نام "فرهنگ کارگرى" منتشر مى شود که اخبار و مسائل جنبش کارگرى ايران را منعکس مى کند. بعلاوه در چندين کشور تشکيل کميته هاى همبستگى با جنبش کارگرى ايران که از جمله نشريه اى به زبان محلى منتشر کند در جريان است. با توجه به همه جوانب مسئله فکر مى کنم بهتر است همين تلاشها را تقويت کنيم تا در پى انتشار کارگر امروز به چند زبان ديگر باشيم. م.ک: اين اواخر در يکى دو شهر جلسات دوستداران کارگر امروز تشکيل شده، نظر شما راجع به اين کار و توصيه تان به آنها چيست؟ ر.م: جمع شدن آنها بدور يکديگر اگر بتوانند خود را از شيوه ها و روشهاى سنتى "چپ" دور نگاه دارند اقدام ارزنده اى است. اين کار هنگامى مى تواند موفق باشد که مطالب نشريه را مورد بحث قرار دهند، پيرامون مسائل جنبش کارگرى ايران و کشورهاى ديگر جلسات سخنرانى بگذارند، شبهاى همبستگى جنبش کارگرى ايران با کشور محل اقامت خود، ترتيب دهند و بطور متشکل به کارگر امروز کمک کنند. بطور مثال کمک مالى جمع کنند، نشريه را به اتحاديه ها و فعالين جنبش کارگرى محل معرفى کنند، فروش آنرا در بين ايرانيان افزايش دهند، تلاش کنند تا کتابخانه ها و اتحاديه هاى بيشترى نشريه را آبونه شوند و غيره. م.ک: آيا براى اينکه مقاله آدم در کارگر امروز چاپ بشود بايد از سانسور سردبير بگذرد؟ کنترل سردبير روى مطالب نشريه چگونه است؟ ر.م: تاکنون از چاپ هيچ مطلبى به اين علت که با مواضعش مخالف بوده ام جلوگيرى نشده است. مقالاتى که تا حال با امضاى اشخاص در نشريه درج شده يا همراه نامه اى از نويسنده بوده و نشريه را با استدلالش به لزوم چاپ آن قانع کرده است يا خود نشريه آنرا به نويسنده سفارش داده البته با علم به اينکه از مواضعش خبر داشته است. بيشترين مطالبى که از چاپش جلوگيرى شده از نوعى بوده که مستقيما به خواننده امر و نهى مى کرده است. اين نوع مطالب جايش در نشريات حزبى و سازمانى است که براى اعضايشان وظيفه تعيين مى کنند. اين مطالب مغاير سبک ارائه مطالب نشريه بوده است. از نظر اين نشريه نويسنده بايد با سبک بيان نظراتش خواننده را به عملى که مى خواهد ترغيب کند بدون اينکه محتاج به امر و نهى گردد. بعلاوه اخيرا با اختصاص ستونهايى از نشريه به "نامه به سردبير" فرصتى براى درج اظهار نظرهاى مختلف پيرامون يک موضوع بوجود آمده است.
در پاسخ به سئوال اولتان جهت گيريهاى نشريه را توضيح دادم. کارگر امروز کوشيده است آن جهت گيرى را در کليت خود نمايندگى کند و نگران سايه روشنهاى مواضع نباشد. در جنبش کارگرى و در بين گرايش راديکال آن مباحث و نظرات مختلفى وجود دارد. بحث حول جنبش ٣٥ ساعت کار يکى از اين نمونه هاست. کارگر امروز مدافع جنبش ٣٥ ساعت کار است. اما بحث حول آنرا معتبر مى داند. بالاخره اگر جنبش کارگرى ايران بخواهد به جنبش جهانى براى کاهش ساعت کار بپيوندد بايد فعالينش آنرا بپذيرند. بدين منظور آنها بايد با هم بحث و مجادله کنند تا جنبش کارگرى عملا تصميم خود را بگيرد. م.ک: چرا خود شما کمتر مطلب مى نويسيد؟ ر.م: انتشار کارگر امروز يکى از کارها و مشغله هايى است که دارم. اين اولين کار ژورناليستيم است. بعلاوه ابتداى کار نشريه لازم بود براى يافتن هر آنچه براى انتشارش نياز داشت، حتى در ريزترين امورش، مستقيما دخالت کنم. پس از يکسال و با جا افتادن سبکى که نشريه مطالبش را ارائه مى دهد و روتين شدن انجام اموراتش، اميدوارم فرصت بيشترى براى نوشتن پيدا کنم. |