|
!قانون کار و اتحاد گرایشات درون جنبش کارگری
رضا مقدماز همين نويسنده
به نقل از نشریه کمونیست، ارگان مرکزی حزب کمونیست ایران، سال چهارم، شماره 32، مرداد 1366
مبارزه بر سر قانون کار یکی از عرصه های مهم مبارزه طبقاتی بین طبقه کارگر ایران و رژیم اسلامی بوده است. قبل از سی خرداد 1360 کارگران ایران خواهان لغو قانون کار شاهنشاهی و تدوین و تصویب یک قانون کار دموکراتیک توسط نمایندگان خود بودند اما فقدان اتحاد و تشکل واحد کارگری مانع از آن شد تا کارگران در تناسب قوای طبقاتی قبل از 1360 قانون کار مورد نظر خود را به رژیم تحمیل کنند. در عین اینکه در آن شرایط کارگران در هر کجا که قدرت و توان داشتند مطالبات مورد نظر خود را بمورد اجرا گذاشتند. 40 ساعت کار و دو روز تعطیل متوالی در هفته که در بسیاری از کارخانجات و توسط کارگران و علیرغم مخالفت رژیم اسلامی به مورد اجرا گذاشته شد تنها یکی از این نمونه ها بود. رژیم اسلامی پس از هجوم وسیع و وحشیانه به انقلاب و جنبش کارگری پس از 30 خراداد 1360، خود در سال 1361 مساله قانون کار را بمیدان کشید تا از این طریق با تصویب آن به بی حقوقی سیاسی – اقتصادی و اجتماعی کارگران که حاصل گورستان ترس و وحشتی بود که رژیم اسلامی در پناه دستگیری، شکنجه و کشتار وسیع ایجاد کرده بود، رسمیت قانونی دهد. از آن پس تاکنون کارگران به طرق گوناگون با مقاومت و مبارزه خود مانع از تصویب چندین قانون کار رژیم اسلامی شده اند. خصلت مشترک مقاومت و مبارزه کارگران در عرصه قانون کار در طول این چند ساله از یکسو جلوگیری از تصویب قانون کار پیشنهاد شده و از سوی دیگر نداشتن قانون کار آلترناتیو و اثباتی بوده است. فقدان یک قانون کار آلترناتیو تا بحال مانع از آن شده است تا جنبش کارگری بتواند بطور وسیع و سراسری حول این موضوع متحد شود و بطور اثباتی برای تحمیل آن به رژیم اسلامی مبارزه کند. این در واقع ضعف جنبش کارگری در عرصه مبارزه بر سر قانون کار بوده و هنوز هم چنین است. منافع طبقه کارگر ایجاب می کند که این ضعف از میان برداشته شود. اتحاد گرایشات درون جنبش کارگری حول یک قانون کار دموکراتیک و مبارزه علیه "لایحه کار" در همین راستا و در پاسخگویی به این نیاز جنبش کارگری است. علاوه بر مبارزه در عرصه قانون کار، مبارزات کارگری در دیگر عرصه ها نیز جریان داشته و دارد. کارخانجات ایران هر روز شاهد اعتراضات و اعتصابات کارگری بر سر مطالباتی از قبیل دستمزد و مزایا، ساعات کار، اخراج، بیکاری، مطالبات رفاهی، طرح طبقه بندی مشاغل، شرایط ایمنی و بهداشت محیط کار و مبارزه علیه مزدوران انجمنها و شوراهای اسلامی است. مبارزاتی متنوع و گسترده اما پراکنده که اکثر قریب به اتفاق آنها در چهارچوب یک کارخانه جریان می یابد. اعتراضات و اعتصابات کارگری در کارخانه ای فروکش می نماید و در کارخانه دیگر سر بلند می کند بدون اینکه ارتباط و پیوندی با یکدیگر داشته باشند. بدین ترتیب کارگران هر کارخانه بدون دخالت و گاهی حتی مطلع شدن دیگر بخشهای کارگران هر یک به تنهایی در مقابل سرمایه داران و رژیم اسلامی قرار گرفته اند. لازمه خاتمه دادن به چنین وضعی متحد کردن مبارزات کارگریست. وحدت در شعارها گام مقدم هر نوع وحدت در مبارزه است، شعارهایی که خصلت عمومی و فراگیر خواستهای کارگران را در زمینه های مختلف بطور مشخص بیان کند و دستیابی به آنرا از نیروی طبقه کارگر طلب نماید. تثبیت چنین شعارهای واحدی در میان کارگران، اعتراض در هر کارخانه و بر سر هر کدام از این مصالبات را بصورت یک خواست عمومی و طبقاتی طرح می کند، کلیه کارگران را به دخالت در تعیین سرنوشت این مبارزه و همبستگی با آن فرامیخواند و به میدان مبارزه میکشاند. همانطور که در عرصه مبارزه بر علیه اولین پیش نویس قانون کار اسلامی چنین شد. مبارزه کارگران علیه قانون کار اسلامی اساسا به اعتبار شعار و خواست واحد کارگران و علیرغم فقدان ابتدایی ترین اشکال سازمانیابی و وحدت تشکیلاتی، خصلتی سراسری و متحد یافت. مبارزه با قانون کار اسلامی زمینه و پایه مشترکی شد که کارگران هر کارخانه و واحد تولیدی را به یکدیگر پیوند داد. به این ترتیب اعتراض و مبارزه کارگران در محدوده یک کارخانه محصور نماند و تمام کشور را فرا گرفت. کارگران هر کارخانه با ورود به عرصه مبارزه علیه قانون کاراسلامی پا به عرصه ای گذاشتند که بقیه بخشهای طبقه کارگر نیز خود را مستقیما در آن سهیم و ذینفع می یافتند. اتحاد گرایشات مختلف درون جنبش کارگری حول یک قانون کار دموکراتیک که در واقع اتحاد کارگران حول مطالبات واحد و سراسری است تقریبا تمامی خواستهایی را که کارگران هر روزه حول آن مبارزه می کنند را نیز شامل میشود و تحت پوشش قرار می دهد. هر کدام از این مطالبات خود به بهترین وجه فرموله کننده خواستهائی است که مبارزه جاری کارگران حول آن صورت می گیرد. در دل و بر متن چنین اتحادی، برقراری ارتباط میان کارگران پیشرو، مبارز و رهبران عملی جنبش کارگری برای هماهنگ کردن مبارزات کارگری و خارج ساختن این مبارزات از محدوده یک کارخانه، برای ایجاد تشکلهای توده ای کارگری، برای بسیج توده های کارگر و سازماندهی آنان در راستای مبارزه ای تعرضی بر علیه رژیم اسلامی دیگر کار چندان دشواری نخواهد بود. مطالبات اساسی و محوری قانون کار مورد نظر حزب ما متعلق بگرایش کمونیستی در جنبش کارگری است. این مطالبات متعلق به مجاهد، توده ای و اکثریتی نیست. توده ای و اکثریتی ها تا قبل از آنکه به اجبار و بر خلاف میل خود به اپوزیسیون پرتاب شوند خود به لو دادن کارگرانی مشغول بودند که برای چنین مطالباتی مبارزه می کردند. بعنوان مثال توده ای ها و اکثریتی ها نه تنها مخالفان منفعل آزادی اعتصاب نبودند بلکه دست در دست مزدوران انجمن های اسلامی اعتصابات کارگری را توطئه امپریالیستها خواندند و فعالانه در سرکوب اعتصابات کارگری و شناسائی فعالین اعتصابات شرکت نمودند و شعار افزایش تولید را دادند. توده ای ها امروز نیز حتی با خواست 40 ساعت کار در هفته و دو روز تعطیلی مخالفند و مجاهد از کارگران میخواهد که قبل از اعتصاب از وی اجازه بگیرند. پرچم مطالبات قانون کار دموکراتیک سالها در دست کارگران کمونیست بوده است و در تمامی شرایط و در تقابل با دیگر گرایشات برای آن مبارزه کرده اند. بر اثر پافشاری قاطعانه کارگران کمونیست بر سر یک قانون کار دموکراتیک، بخشهای دیگری از جنبش کارگری نیز به حقانیت این مطالبات پی برده و آنرا پذیرفته اند و اکنون میرود تا این مطالبات بر پرچم مبارزه کل طبقه کارگر ایران حک شود. این روند یکی از دستاوردهای گرایش کمونیستی درون جنبش کارگری است که در امر تثبیت هژمونی کارگران کمونیست در میان کل جنبش کارگری نقش ارزنده ای دارد. باید بخوبی از این دستاورد پاسداری کرد و نباید اجازه داد که آگاهانه یا نا آگاهانه خللی در تکوین این امر ایجاد گردد.
|