درباره مبارزات کارگران نفت


متن مصاحبه راديو اسرائيل با رضا مقدم، در ٢٢ فوريه ٩٧


توضيح: اين متن از روى نوار پخش مصاحبه از راديو اسرائيل پياده شده است. نکاتى که نامفهوم بوده حذف و يا در داخل يک پرانتز ذکر شده است.

سئوال: شما که در رژيم پيشين فعال بوديد و چه هم اکنون در خارج از کشور ايران هستيد براى احقاق حقوق کارگران ايرانى در رشته هاى مختلف از راه هاى گوناگون فعاليت مى کنيد، دلم مى خواهد از زبان شما در مورد گردهمايى و رويدادى که روز يکشنبه گذشته در تهران اتفاق افتاد مطالبى بشنويم، بفرمائيد:

جواب: طى شش ماه اخير اين دومين گردهمايى کارگران نفت در مقابل وزارت نفت بود. بار اول ٢٠ مرداد بود که کارگران در مقابل وزارت نفت جمع شدند و خواستار تحقق مطالبات خود شدند. از جمله افزايش دستمزد، قراردادهاى دسته جمعى و طبقه بندى مشاغل، وام مسکن و بهبود وضع درمانى. آنجا به وزير نفت ٢ ماه مهلت دادند تا به خواست آنها رسيدگى کند. متاسفانه طبق معمول، آنجا هيچ گوش شنوايى وجود نداشت. کارگران دوباره چندين بار نامه نوشتند و تماس گرفتند ولى به خواست آنها پاسخى داده نشد. تا اينکه روز يکشنبه مجددا در مقابل وزارت نفت جمع شدند، نزديک به دو هزار کارگر که اکثرا از پالايشگاه تهران بودند. پاسداران آنها را محاصره کردند و کتک زدند، خيلى ها را دستگير کردند. همان شب آنها را به جاهاى مختلف بردند و از همه آنها عکس گرفتند، از همه بازجويى کردند، تعداد دستگيرشدگان طبق اطلاعاتى که من دارم ٤٧٨ نفر بوده، و همان شب و فردا صبح ١٢٠ نفر را آزاد کردند که از همه اينها تعهد گرفته بودند که فردا بايد سرکار بروند.

سوال: اين خواسته ها صرفا خواسته هاى صنفى کارگران پالايشگاه نفت جنوب تهران بوده که فقط آنها در آن تظاهرات شرکت کردند. اصولاً خواسته هايى هست که به کارکنان نفت در سراسر کشور مربوط مى شود و چرا آنها در اين تظاهرات شرکت نداشتند؟

جواب: اين خواست کل کارگران نفت است. منتهى کارگران پالايشگاه تهران در مرکز هستند و مى توانند با وزارت نفت تماس داشته باشند و هميشه در اين گردهمايى ها نماينده هايى از پالايشگاه هاى ديگر هم وجود داشته اند. تا آنجايى که به خواست افزايش دستمزد و ديگر خواسته هاى کارگران نفت بر مى گردد اين خواست تمام کارگران ايران است و علت احساس همبستگى شديدى که الان با کارگران نفت در ميان جنبش کارگرى ايران است همين مسئله است. چون کارگران نفت نه تنها خواست خودشان بلکه خواست تمام کارگران ايران و کل مزدبگيران ايران را بيان مى کنند. امسال ٢٢ درصد به حداقل دستمزد کارگران اضافه شد و حداقل مزد کارگران ماهانه ٢٢ هزار تومان شد. در صورتيکه در همان زمان کرباسچى شهردار تهران گفت: تمام کسانى که درآمد ماهانه شان زير ٨٠ هزار تومان است زير خط فقر زندگى مى کنند. يعنى کارگران يک چهارم دستمزدى را مى گيرند که زير خط فقر است.

سوال: بفرمائيد، که در صنعت نفت ايران چه در زمان رژيم پيشين و چه به نظر ميايد در زمان حال مدتى بعد از پايان جنگ ايران و عراق کارگران صنعت نفت و گاز هميشه غير از اين دستمزد از يک سرى امتيازات ديگر حق عائله مندى و يک مقدار کوپن براى غذا و مسائل بيمه و بهداشتى برخوردار بودند که آنها هم ممکن است يک امتياز اضافه بر اين دستمزد باشد که مى گيرند و زندگى آنها را تامين مى کرد چرا بايد دست به تظاهرات بزنند؟

جواب: حداقل دستمزد ٢٢ هزارتومان است خط فقر (و البته اين اطلاعات اسفند گذشته است) هشتاد هزار تومان بود. اين مزايا چقدر ميتواند باشد تا هزينه زندگى را تامين کند.

سوال: در تظاهرات کارگران در روز يکشنبه و قبل از آن بارها کارگران صحبت از تشکيلات سراسرى کارگران صنعت نفت ايران کرده بودند. سخن از چه تشکيلاتى هست؟

جواب: در صنعت نفت تشکيل شوراهاى اسلامى که وابسته به خود رژيم هستند ممنوع است. شوراهاى اسلامى تشکلهايى هستند که وقتى کسى بخواهد خودش را کانديد بکند درست مثل انتخابات رياست جمهورى يا مجلس يک هيئت تشخيص صلاحيت بايد صلاحيت کانديداها را تاييد کند تا از ميان آنها چند نفر انتخاب شود. ماده ٢٠ قانون شوراهاى اسلامى مى گويد که شوراى اسلامى بايد در زمينه هاى اجتماعى بروز حوادث مراجع ذيصلاح را مطلع کند و همکارى هاى لازم را معمول دارد. يعنى بايد اينها از قبل بگويند که قرار است اعتصاب بشود تا رژيم بتواند اعتصابات را سرکوب کند. حتى اين تشکلها در صنايع نفت ممنوع است.

کارگران نفت هيچ نوع تشکلى ندارند. کارگران شوراهاى اسلامى را نمى خواهند و تشکلهاى خودشان را مى خواهند. حق تشکل و حق اعتصاب يکى از مهمترين خواسته هاى کارگران ايران بوده و هست. کارگران در گردهمايى ٢٠ مرداد به پيمان هاى دسته جمعى اشاره کردند که طبق خود قانون بايد هر چند سال يکبار تجديد شود. قرارداد دسته جمعى کارگران نفت از دوره شاه به اين طرف هنوز تجديد نشده است. اين قانون اجرا نمى شود مگر اينکه کارگران حق تشکل و حق اعتصاب داشته باشند. وگرنه هيچ تضمينى براى اجراى اين قانون وجود ندارد. اين تنها چيزى است که مى تواند مقامات را تحت فشار بگذارد تا قانون اجرا بشود.

سوال: در اينجا سوالى را مطرح مى کنم، در هفته گذشته فرمانده نيروهاى انتظامى ايران توکل و هدايت نيکنام (نامفهوم) در روزنامه رسالت در مقاله اى اول صفحه تاکيد کرده بود که براى بازدهى نيروهاى انتظامى از جمله مهمترين کارهايى که بايد کرد اين است که مقدار نيروهاى انتظامى را سريعا بالا برد، پس چرا فکر مى کنيد با توجه به حساسيتى که صنعت نفت ايران دارد (نامفهوم) مقامات حکومت اسلامى در برابر خواست هاى کارگران صنعت نفت مقاومت مى کنند. و بنا به خبرى که در روزنامه هاى ايران چاپ شده گفته اند که يک مقدار از خواسته هاى شما غير منطقى است و ما سعى مى کنيم اينرا تفهيم بکنيم که دست از اين خواسته ها برداريد؟

جواب: کارگران صنعت نفت هميشه پيشتاز مبارزات کارگرى ايران بوده اند. از نقش کارگران نفت ايران در دوره شاه همه با خبرند. در آن دوره کارگر نفت ما رهبر سر سخت ما، در سطح شعارهاى ميليونها مردم معترض در مقابل رژيم شاه بود. خود رژيم مى داند که اگر در مقابل کارگران صنعت نفت کوتاه بيايد اين مساله به کارگران نفت ختم نمى شود و به کارگران صنايع ديگر گسترش پيدا مى کند. اين احساس همبستگى با کارگران نفت که همين الان در ميان کارگران هست که به نوعى از طريق تظاهرات و يا از طريق اعتصابات از کارگران صنعت نفت دفاع کنند و همان خواسته هايى که کارگران نفت مطرح مى کنند و خودشان هم همان خواسته ها را دارند، مثل افزايش دستمزد مثل قراردادهاى دسته جمعى، نشاندهنده همين است.

رژيم اسلامى هميشه مخالف کارگران صنعت نفت بوده است. در سال ٥٧ وقتى ارتش شاه از خواباندن اعتصابات کارگران نفت عاجز شد، رفسنجانى و بازرگان با هلى کوپترهاى ارتش شاه رفتند آبادان و از طريق مذاکره سعى کردند اعتصابات کارگران نفت را بخوابانند. امروز رفسنجانى احتياج به مذاکره ندارد چون پاسدار دارد. آنموقع پاسدار نداشت. حالا پاسداران را مى فرستد تا اعتصابات کارگران نفت را به هم بزنند. خود کارگران نفت و کارگران ايران از اين مسئله باخبرند و ضديت رژيم را با خودشان مى دانند.

سوال: کارشناسان اقتصادى نظر دارند که کارگران نفت در ايران کمترين درآمد را دارند، در مقايسه با کارگران صنايع نفت در ديگر کشورها، اگر مى شود، مقايسه اى بين وضعيت زندگى آنها در حال حاضر با سالهاى قبل و بعدا در مقايسه با کارگران کشورهاى ديگر در همين صنعت.

جواب: واضح است که وضع اقتصادى و وضع زندگى کارگران نسبت به دوره قبل خيلى خيلى بدتر شده است. دوره قبل وضع آنها بد بود و انقلاب کردند که وضع آنها بهتر شود. وقتى رژيم شاه از سرکوب انقلاب عاجز شد وظيفه سرکوب انقلاب و جنبش کارگرى ايران افتاد به دوش رژيم جمهورى اسلامى.

اما راجع به مقايسه وضع کارگران نفت ايران با بقيه کشورهاى جهان مى شود گفت که طبق اطلاعات و آمار کنفرانس سازمان جهانى کار که در تيرماه انجام شد بعد از اينکه مکررا به رژيم ايران تذکر دادند که حقوق کارگران را رعايت کند، استانداردهاى بين المللى که خود ايران يکى از کشورهاى امضا کننده آن است رعايت کند، ايران را در رديف ٢٥ کشور که در ليست سياه هستند، گذاشتند. در هشتاد و سومين کنفرانس سالانه سازمان جهانى کار ايران جزو ليست سياه قرار گرفت و از جمهورى اسلامى بعنوان سياهترين ها نام بردند که هيچگونه استاندارد حقوق بين المللى کارگران را برسميت نمى شناسند. هيچکدام از کشورهاى (صاحب) صنعت نفت اينچنين وضعى ندارند. سازمان جهانى کار که دائما وضعيت کارگران را بررسى ميکند چنين نتيجه اى گرفته و چنين حکمى صادر کرده است.

سوال: بلى. منظور اين است که کارگر صنعت نفت که ٢٠ سال از زندگيش را در اين کار گذرانده، آيا خانه دارد؟ اتوموبيل دارد؟ آيا وضعيت فرزندانش تامين است؟ و آيا از نظر مسائل بهداشتى و بيمه و آينده خودش و بازنشستگى اطمينان دارد؟

جواب: مساله دو بخش است، آيا ما داريم در مورد کشورهاى اروپايى صحبت مى کنيم، مثل نروژ و انگلستان که صنايع نفت دارند، آيا در مورد کارگران آمريکا صحبت ميکنيم که صنايع نفت دارند. يا در مورد کشورهاى به اصطلاح جهان سوم، مثل نيجريه و مکزيک و کشورهاى عربى توليد کننده نفت. در مقايسه باز هم وضعيت کارگران نفت بدتر از همه آنهاست. همانطور که وضع همه کارگران ايران بدتر است.

سوال: فعالان سياسى ايران در خارج کشور خودشان تلاش هاى زيادى را بعمل آوردند تا اعتراضهاى کارگران ايران را به گوش اتحاديه هاى کارگرى در جهان برسانند، فکر مى کنيد که حکومت ايران تا چه حد نسبت به اعتراضات جهانى در اين مورد حساس است. و ممکن است پاسخ بدهد به اين واکنش هايى که در سطح بين المللى به عمل ميايد؟

جواب: حزب کمونيست کارگرى ايران، از ژانويه يک کمپين وسيعى را براى جلب حمايت اتحاديه هاى کارگران کشورهاى اروپايى، آمريکا، کانادا، ژاپن، و استراليا شروع کرده است، و خبر همبستگى کارگرى اتحاديه ها از خود راديو اسرائيل مرتبا دارد پخش مى شود. مسئله اينکه که آيا رژيم به اين اعتراضات توجه مى کند يا نه يک چيز است و اينکه اين اعتراضات چه تاثيرى در ميان خود کارگران نفت دارد يک چيز ديگر. اينکه کارگران نفت بدانند کارگران بقيه کشورها دارند از آنها حمايت مى کنند، اخبار آنها را دنبال مى کنند. مى دانند که در چه وضعيتى هستند.

ولى مسئله ديگر اين است که اتحاديه هاى کارگرى و تشکلهاى کارگرى که با کارگران نفت ابراز همبستگى مى کنند و دولت ايران را محکوم ميکنند، اين اقداماتشان هنوز هشدارى است. اگر اينها وارد عمل بشوند، رژيم جمهورى اسلامى نمى تواند بى تفاوت باشد، محض اطلاع شما بگويم، که کارگران بنادر استراليا در جلسه اى که عليه جمهورى اسلامى اين قطعنامه را تصويب کردند روى اين مساله بحث شد، که يک روز از صدور کالا و از بار زدن هر نوع کالا به ايران خود دارى کنند، بخش اعظم گوشت مصرفى کشور از طريق استراليا تامين مى شود.

اين اقدامات کارگرى هنوز يک اقدام هشدارى است اگر رژيم ايران هنوز گوش شنوا نداشته باشد، قطعا آنها وارد عمل مى شوند و براى زير فشار قرار دادن رژيم ايران اهرمهاى قوى دارند تا به خواست کارگران ايران توجه کند و به آنها پاسخ بدهد.

سوال: بفرماييد که در طى تماسهاى که سازمانهاى سياسى با اتحاديه هاى بين المللى کارگرى داشته اند، (نامفهوم) به چه اقداماتى دست بزنند؟

جواب: حزب کمونيست کارگرى ايران، روز جمعه يک فراخوان سراسرى را در ١٦ کشور سازمان داده است، باضافه اينکه گروه هاى ديگر روز شنبه چنين تظاهراتى را فراخوان داده اند. علاوه بر اين بحث کارگران نفت و مبارزه آنها و جلب حمايت و همبستگى براى کارگران نفت بحث داغ و (نامفهوم) در محافل سياسى در خارج کشور است.

بعنوان سوال آخر، آخرين وضعيت در بين کارگران نفت مخصوصا در پالايشگاه جنوب تهران چه هست؟

جواب: طبق اطلاعاتى که من دارم، الان مهمترين چيزى که در ميان کارگران صنايع نفت باضافه کارگران بخشهاى ديگر مطرح است سازمان دادن يک اقداماتى است براى آزادى فورى کسانى که دستگير شده اند، تحقق و خواسته هاى کارگران نفت از جمله افزايش دستمزد، خواست تمام کارگران در ايران است. الان بحثى که در آنجا هست اين است که آيا بايد تظاهرات کرد، آيا بايد اعتصاب کرد، براى حمايت از کارگران نفت، و خواست افزايش دستمزد و همه آن چيزهايى که کارگران نفت ميخواهند، مثل حق تشکل، حق اعتصاب. اين چيزى است که الان در جريان است. و اينکه به تحقق بپيوندد معلوم نيست. به اضافه اينکه رژيم از اين مساله آگاه است و دستگيريهاى اخير که به صنايع ديگر هم گسترش پيدا کرده يک اقدام پيشگيرانه براى چنين تظاهراتى و اعتصابات و حمايت از کارگران نفت است.

به نقل از کتاب: فقط کارگران ميتوانند،

اسناد جنبش همبستگى جهانى با کارگران نفت ايران،

دسامبر ٩٦ - آوريل ٩٧ (آذر ٧٥ - فروردين ٧٦)

از انتشارات حزب کمونيست کارگرى ايران