|
حوزه هاى حزبى و کميته هاى اعتصاب
رضا مقدماز همين نويسنده
به نقل از نشريه کمونيست، ارگان مرکزى حزب کمونيست ايران، سال دوم، شماره ١٣، ٣٠ مهرماه ١٣٦٣
رضا مقدم مبارزه طبقه کارگر بر عليه بورژوازى در عرصه ها و سطوح گوناگونى جريان مى يابد. و اين امر ايجاد تشکل هاى کارگرى متفاوتى را ايجاب مى کند. تاريخ مبارزه طبقه کارگر در سطح جهانى نشان مى دهد که نه تنها حزب کمونيست، که ابزار رهبرى طبقه کارگر براى در هم کوبيدن قطعى مناسبات سرمايه دارى و استقرار حکومت کارگرى و جامعه سوسياليستى است، بلکه تشکل هاى غير حزبى، نظير شوراها، سنديکاها، کميته هاى انقلابى، کميته هاى اعتصاب و ساير تشکل هائى که بر مبناى مراحل مختلف و عرصه هاى گوناگون مبارزه طبقاتى ايجاد مى شوند نيز ضرورى و لازم اند. برخى تشکل هاى غير حزبى نظير شوراها و سنديکاها از خصلت دائمى تر و پا بر جا ترى برخوردارند و نقش و وظايف روتين و مستمرى را بر عهده مى گيرند. اما تشکل هاى غير حزبى ديگرى نيز در جريان مبارزات کارگرى بوجود مى آيند که از نيازهاى مشخص يک مقطع و با يک مبارزه معين ناشى مى شوند و لذا تشکل هائى دائمى و پا بر جا نيستند. کميته هاى اعتصاب، صندوق هاى کمک به اعتصابيون، کميته هاى همبستگى، هيات هاى نمايندگى کارگرى و اتحاد عمل کارگران پيشرو در آکسيون هاى معين در قالب کميته هاى رهبرى کننده و سازمانده آکسيون، از اين جمله اند. روشن است که هر قدر تشکل پذيرى طبقه کارگر بيشتر باشد و هر قدر مبارزات کارگرى براى ايجاد تشکل هاى حزبى و غير حزبى اصلى کارگرى (حزب، شوراها و غيره) به دستاوردهاى بيشترى رسيده باشد. سازماندهى و رهبرى آکسيون هاى معين نيز بيشتر به يکى از وظايف و عملکردهاى خود اين تشکل هاى اصلى تبديل مى شود. در شرايط وجود يک حزب کمونيست قدرتمند و بانفوذ در ميان توده کارگران و يا در شرايط وجود شوراها و اتحاديه هاى قدرتمند و سراسرى، سازماندهى و رهبرى يک اعتصاب، تحصن، تظاهرات و نظير آن در اين يا آن کارخانه و رشتها عملا مى تواند توسط حزب، شورا و يا اتحاديه صورت گيرد. در چنين حالتى کميته هاى اعتصاب خود نوعى تقسيم کار و تجديد آرايش در درون اين تشکل هاى اصلى خواهند بود. اما در شرايط محدود بودن دامنه نفوذ، قدرت بسيج توده اى و پيکر تشکيلاتى حزب در کارخانجات، و يا فقدان شوراها و اتحاديه هاى واقعى و نيرومند کارگرى، يعنى شرايط که امروز ما در ايران با آن مواجهيم، سازماندهى و رهبرى آکسيون هاى جارى کارگرى عملا ايجاب مى کند که کميته هاى رهبرى کننده آکسيون هاى کارگرى، نظير کميته هاى اعتصاب، هر بار از نو و ابتدا به ساکن ايجاد شوند. کميته هائى که مستقيما تحت رهبرى حزب کمونيست و يا يک تشکيلات غير حزبى سراسرى نيستند، ترکيب آنها متنوع است و کمابيش بصورت مستقل و در محدوده مشخص حرکت اعتراضى که قصد رهبرى آن را دارند عمل مى کنند. حزب کمونيست براى گسترش تشکل حزبى کارگران و نيز براى تشکيل شوراهاى واقعى کارگرى و اتخاذ سياست انقلابى توسط شوراها مبارزه مى کند. اينها شرط ضرورى رهبرى و سازماندهى مبارزات کارگرى در مقياس گسترده است و ما مجاز نيستيم يک لحظ توجه خود را از اين اهداف اساسى منحرف کنيم. اما بايد توجه داشت که اولا، مبارزات و اعتراضات کارگرى به انتظار تشکل هاى سراسرى نمى نشيند و مستقل از درجه آمادگى يا ناآمادگى حزب و يا وجود و عدم وجود سازمانهاى کارگرى سراسرى غيرحزبى، مداوما در عرصه هاى مختلف در جريان است. و ثانيا، مبارزه براى گسترش نفوذ حزب و تشکيل شوراها نيز خود در جدائى کامل از همين مبارزات و اعتراضات جارى نمى تواند دنبال شود. مبارزات جارى کارگرى با همه کمبودهاى موجود بايد با استفاده از امکانات موجود به بهترين وجه ممکن رهبرى شوند، دستاورد داشته باشند و در عين حال زمينه مناسب براى بسط تشکل حزبى در درون کارگران، شکل گيرى شوراهاى کارگرى و جنبش سراسرى شورائى را نيز فراهم سازند. اينجاست که تشکل هاى غير حزبى با دامنه عمل محدود به رهبرى و سازماندهى آکسيون هاى کارگرى، نظير کميته هاى اعتصاب، براى پر کردن خلاء رهبرى در مبارزات جارى کارگرى اهميت ويژه اى مى يابند.
در اينجا به اختصار به شيوه تشکيل و رئوس و وظايف کميته هاى اعتصاب مى پردازيم و سپس در رابطه با شيوه برخورد حوزه ها و فعالين حزب به اعتصابات کارگرى و کميته هاى اعتصاب تذکراتى را مطرح خواهيم کرد.
چگونگى تشکيل کميته هاى اعتصاب کميته هاى اعتصاب حاصل اتحاد عمل آگاهانه کارگران پيشرو و براى رهبرى و سازماندهى اعتصاب کارگرى است. اما اين يک اتحاد عمل ضمنى و بى شکل نيست، بلکه اتحاد عملى است که قالب يک کميته، يعنى يک ظرف تشکيلاتى مشخص را به خود مى گيرد و بنابراين مبانى کار آن بايد از قبل تعيين و تعريف شده باشد. از اينرو در برخورد به هر مورد مشخص اعتراض و مبارزه، قبل از هر چيز لازمست تا مبانى و ملزومات تشکيل کميته اعتصاب بکوشش حوزه ها و فعالين حزبى بوجود آيد. يکى از مهمترين اين ملزومات که رفقاى حزبى بايد بکوشند هر چه روشن تر و دقيق تر تعيين شده و کميته اعتصاب با توافق بر سر آن تشکيل گردد عبارت است از: تنظيم و تدقيق مطالبات و شعارهاى اعتصاب.
در تنظيم خواستها و شعارها، بايد عوامل مختلفى را در نظر گرفت که جزئيات آن به شرايط و ويژگى هاى هر اعتصاب و مبارزه مشخص مربوط مى شود اما در سطح کلى و اصولى، بايد نکات زير را مد نظر قرار داد.
تنظيم مطالبات مبارزه: در تنظيم و تدقيق مطالبات و شعارهاى اعتصاب بايد زمينه هاى واقعى اعتصاب، مسائل گرهى و نارضايتى کارگران، خواستهاى مشخص آنان و نيز توانائى و قابليت بالفعل و بالقوه کارگران در پيگيرى آن اعتصاب معين را بدرستى تشخيص داد و بحساب آورد. بدون در نظر گرفتن اين عوامل، که زمينه عينى و شرايط واقعى مبارزه را تشکيل مى دهند، در تعيين و تنظيم شعارها و مطالبات اعتصاب به ذهنى گرى و اراده گرائى دچار خواهيم شد. از سوى ديگر در تنظيم و اعلام خواستها و شعارها، نبايد به دنباله روى از توده هاى کارگر و تمکين به هر خواست و شعار خودبخود آنان در بغلطيم. شعارها و مطالبات بايد به نحوى تعيين شود که هر چه بيشتر بيانگر منافع طبقاتى کارگران باشد و آنرا تحت الشعاع خواستهاى صنفى و فابريکى کارگران قرار ندهد؛ خواستهاى بيشترين بخش کارگران را در بر بگيرد و نمايندگى کند و بتواند بيشترين تعداد ممکن از کارگران را به مبارزه بکشاند؛ به اختلافات قسمتى ميان آنان دامن نزند و نه تنها کارگران را رودرروى يکديگر قرار ندهد، بکله اتحاد و يکپارچگى آنان را هر چه بيشتر تقويت کند. علاوه بر اين اصول و مبانى کلى، بايد ويژگى مبارزات کارگران را نيز در نظر گرفت. بخصوص بايد باين واقعيت توجه داشت که گرچه در شرايط حاضر که تشکل هاى کارگرى تحت سرکوب قرار دارند و تماس و همکارى کارگران پيشرو و رهبران عملى در جنبش کارگرى به حداقل ميرسد، اعتصابات معمولا بشکل کمابيش ناگهانى و على الظاهر بر سر يک مساله يا واقعه خاص آغاز مى شود، اما در بسيارى موارد واقعه اى که منجر به اعتصاب شده است (براى مثال اخراج برخى رفقاى کارگر، اهانت مزدوران کارفرما و دولت به کارگران، اعلام لغو يا تعويق پرداخت مزايا و يا بخشى از حقوق کارگران و غيره) کل انگيزه کارگران در دست زدن به اعتصاب را منعکس نميکند. اعتصاب بدنبال چنين وقايعى آغاز مى شود، اما مطالبات و خواست هاى کارگران بسرعت پوسته مطالبات اندک و اوليه را مى شکافد و تبديل به مطالباتى اساسى تر مى شود. کارگران در هر اعتصاب و مبارزه در برخوردها و سخنرانى هاى خود آشکارا نشان مى دهند که هيچيک از اعمال و اقدامات سرمايه داران و مزدورانشان را که روزى ظاهرا ساده از کنار آن گذاشته اند، از ياد نبرده اند. آنها عمق انزجار خود را از شرايط طاقت فرسا و بردگى آور کار خود، که تا پيش از اعتصاب کمابيش در باره آن ساکت بوده اند، با صراحت بيان مى کنند و اين آمادگى را بدست مى آورند که براى مطالبات اساسى تر دست بمبارزه بزنند. بنابراين چه در تدقيق و تنظيم مطالبات و شعارهاى مبارزه که بايد در مرحله اول بعنوان پيش شرط تشکيل کميته اعتصاب انجام گيرد، و چه در طرح و اعلام اين مطالبات در جريان و مراحل مختلف مبارزه که از جانب کميته اعتصاب صورت مى پذيرد، نبايد صرفا خواستهاى اوليه کارگران (که بديهى است بايد بطور قطع جزء مطالبات اعتصاب قرار داشته باشد) را مد نظر قرار داد، بلکه بايد بخصوص باين واقعيت نيز توجه داشت که اين خواستها مى تواند و بايد در جريان مبارزه تعميق شود و بسط پيدا کند. نکته ديگر اينکه مطالبات و انگيزه اعتصاب هر چه باشد، خواست «پرداخت حقوق ايام اعتصاب» بايد بطور ثابت در ليست مطالبات هر اعتصاب گنجانده شود. در ضمن در صورت دستگيرى و يا اخراج هر رفيق کارگر در حين اعتصاب، آزادى و بازگشت به کار او نيز بايد بطور اتوماتيک جزء خواستهاى اعتصاب قرار بگيرد.
انتخاب کميته اعتصاب:پس از آنکه کارگران کمونيست و پيشرو در ارتباط و تبادل نظرهاى پنهانى و مخفى خود مطالبات و شعارها را تعيين کردند، از ميان خود چند نفر از با تجربه ترين و تواناترين کارگران را براى رهبرى مبارزه و تشکيل کميته اعتصاب تعيين مى کنند. بجز تعداد اندک و بسيار مطمئنى از کارگران که نقش آنها در مبارزه شناختن اعضاى کميته اعتصاب را ضرورى مى سازد؛ کس ديگرى نبايد از ترکيب کميته اعتصاب بهيچوجه مطلع شود. کميته اعتصاب بايد اعلام موجوديت کند (شکل اعلام موجوديت، نظير صدور بيانيه، اطلاع شفاهى به توده کارگران و غيره با توجه به ابعاد امنيتى مساله و تعداد کارگران کارخانه تعيين مى شود) و مطالبات و خواستها را اعلام دارند. (در صورتيکه کميته اعتصاب نه در دل و جريان اعتصاب، بلکه قبل از آن و با آشکار شدن اولين نشانه هاى اعتراض و نارضايتى کارگران تشکيل شده باشد، تعيين زمان و اعلام فراخوان اعتصاب نيز از وظايف کميته اعتصاب است) ايده آل ترين و موثرترين حالت اينست که توده کارگران در يک مجمع عمومى باتفاق نظر اين مطالبات را تائيد و تاکيد کنند. اما در هر حال، حتى اگر شرايط اختناق يا توطئه مزدوران دولت و کارفرما، مانع از تشکيل مجمع عمومى شود نيز کميته اعتصاب بايد بتواند با اتکاء به تائيد کارگران پيشرو و صاحب نفوذ قسمت هاى مختلف، يعنى کارگرانى که حرف و کلام آنها در ميان بخش هاى وسيعتر کارگران داراى اعتبار و برد عملى است، اتوريته و رهبرى خود را تثبيت کند و شعارها و شيوه هاى خود را در ميان کارگران جا بيندازد. کميته اعتصاب بايد بويژه مشخص کند که چگونه و از چه طريقى رهنمودها و تصميمات خود را به اطلاع کارگران خواهد رساند. کارگران ضرورت حفظ امنيت رهبران خود را بخوبى درک مى کنند و اهميت مخفى بودن کميته اعتصاب را مى شناسند.
وظايف و شيوه هاى کار کميته هاى اعتصاب: ١- تثبيت شکل مبارزه:کارگرانى که همگى داراى مطالبه واحدى هستند لزوما طرفدار يک شکل واحد مبارزه براى دستيابى به آن نيستند و در موارد زيادى بخش ها و گروههاى مختلف کارگران يک واحد صنعتى هر يک شکلى را بر شکل ديگر ترجيع مى دهند. بخصوص بايد توجه داشت که مزدوران سرمايه نظير انجمن هاى اسلامى و غيره از همان آغاز اعتصاب و در زمانى که هنوز کليه قسمت ها و کارگاهها به اعتصابيون نپيوسته اند، بيشترين سعى خود را خواهند کرد تا اعتصاب را در همان قسمتى که شروع شده است خاموش سازند و از سرايت آن به کارگاهها و قسمتهاى ديگر جلوگيرى کنند. يکى از رايج ترين حيله هاى عوامل رژيم و کارفرما در اين مقاطع اينست که خود را طرفدار مطالبات و خواستها قلمداد مى کنند و تحت پوشش موافقت با هدف، با شکل مبارزه مخالفت مى کنند تا در بين کارگران دو دستگى ايجاد کرده و از همه گير شدن اعتصاب جلوگيرى کنند. بنابراين هنگامى که تصميم به اعتصاب گرفته مى شود، بايد در اولين گام به کارگران نشان داده شود که چرا اين شيوه مبارزه با توجه به شرايط، بهترين و درست ترين شيوه است. بايد توده کارگران را بر سر اين مساله متحد کرد، بويژه در شرايط خفقان و سرکوب که سازماندهى و رهبرى علنى مبارزات کارگرى با موانع زيادى روبروست، اين امر، يعنى جا انداختن ضرورت اعتصاب به عنوان شکل اصولى مبارزه در اين يا آن مورد مشخص، اهميت بسيارى پيدا مى کند.
٢) ارتباط کميته اعتصاب با کارگران: تعيين چگونگى حفظ اين ارتباط از اهميت ويژه اى برخوردار است. براى کارگران بايد مشخص باشد که آيا کميته اعتصاب از طريق اعلاميه و بطور کتبى با آنها در تماس است و مبارزه را باين شيوه هدايت مى کند، و يا از طريق کانالهاى مورد اعتماد رهنمودها و تصميمات خود را به اطلاع کارگران خواهد رساند. کميته اعتصاب هر طريقى را که براى ارتباط با کارگران بر مى گزيند، بايد توجه کند که در شرايطى که رهبرى مبارزه مخفى است، رژيم مى تواند از طريق جاسوسان و عوامل خود شايعات و نظراتى را در ميان کارگران پخش کند و آنرا به کميته اعتصاب نسبت دهد. براى عقيم گذاردن اين حيله ها و براى مشخص نشدن و پنهان ماندن رابطه کارگرانى که توده کارگران را با کميته اعتصاب وصل نگه مى دارند، کميته اعتصاب بايد به نوعى کارگران را قادر سازد که تصميمات و رهنمودهاى کميته را از شايعات تميز دهند.
٣- سازمان دادن جلسات سخنرانى: در روزهاى اعتصاب، کارگرانى که دست از کار کشيده اند معمولا در محافل و جمع هاى متعدد و پراکنده گرد هم مى آيند، در باره موضوعات مختلف بحث و گفتگو مى کنند و هر عده اى به نوعى وقت خود را مى گذرانند. يکى از وظايف مهم کميته اعتصاب اينست که از اين پراکندگى کارگران اعتصابى جلوگيرى کند و بحث ها و ابراز نظر کارگران را در جهت مسائل اساسى مربوط به آن مبارزه مشخص و کلا مبارزه سياسى و سراسرى طبقه کارگر سوق دهد. بدين منظور کميته اعتصاب بايد با استفاده از کليه امکانات جلسات متعدد سخنرانى و بحث بر سر مسائل گوناگون سياسى و کارگرى را سازماندهى کند و در اين جلسات با بحث حول مسائل مربوط به مبارزه اى که در جريان است، وحدت نظر و اراده کارگران در باره شعارها و شيوه ادامه مبارزه را هر چه بيشتر تقويت کند، روحيه همبستگى و اتحاد کارگران را استحکام بخشد و کارگران را از حيله هاى رژيم و کارفرما در ايجاد چند دستگى براى بشکست کشاندن مبارزات کارگرى بطور کلى و بخصوص مبارزه اى که جريان دارد آگاه گرداند، و مهمتر از آن با فراتر بردن بحث از سطح مسائل مربوط به مبارزه جارى و طرح مباحث طبقاتى و سراسرى، دانش و آگاهى سياسى و طبقاتى کارگران را هر چه بيشتر رشد و ارتقاء دهد.
٤ - شبکه خبرى: کميته اعتصاب بايد يک شبکه خبر رسانى را سازمان دهد تا دائما بتواند کليه اطلاعات لازم را در مورد روحيات کارگران، بحث هاى درونى آنها، فعاليت عوامل مزدور رژيم اسلامى سرمايه، مخالفان اعتصاب و اتفاقات و حوادثى که در ميان کارگران اتفاق مى افتد، در اختيار داشته باشد. کميته اعتصاب بخصوص بايد دائما از روحيات کارگران مطلع بوده و آنرا دقيقا تحت نظر داشته باشد. از ميزان اميدوارى کارگران براى پيروزى و ادامه مبارزه و يا بالعکس و از استدلالات کارگرانى که خواهان ادامه اعتصاب و همچنين کسانى که طرفدار شکستن آن هستند با خبر باشد و از آن براى دامن زدن به بحث در ميان کارگران و پاسخ گويى به مخالفان و عوامل مزدور رژيم و کارفرما که دائما عده اى از اعتصابيون را مردد و دودل مى کنند، استفاده کند و با افشاء آنها نيروهاى مردد را به صف پشتيبانان اعتصاب بر گرداند. کميته اعتصاب بايستى از تمام شايعاتى که توسط مزدوران سرمايه و عوامل رژيم اسلامى در بين کارگران دامن زده مى شود و به مبارزه و ادامه آن لطمه مى زند، مطلع گردد و دائما شبکه کارگران مبارز و رهبران عملى را به طرق گوناگون تجهيز کند تا آنها بتوانند استدلالات عوامل رژيم و جاسوسان را خنثى کنند، آنها را افشاء سازند و از حقانيت مطالبات و اعتصاب دفاع نمايند. ٥ - سازمان دادن حمايت از مبارزه کارگران: کميته اعتصاب بايد از طريق ارتباطات خود و با استفاده از روابط و امکانات کليه کارگران اعتصابى خبر اعتصاب و مطالبات آنرا به گوش کارگران کارخانجات ديگر برساند و پشتيبانى آنها را از مبارزه کارگران جلب نمايد. کارگران کارخانجات ديگر مى توانند با اعتصاب، کم کارى، تحصن، جمع آورى کمکهاى مالى، برگزارى جلسات، مجامع عمومى، انواع آکسيو نها و تهيه طومار و قطعنامه، فرستادن نماينده به ميان کارگران اعتصابى براى اعلام حمايت و يا از هر طريق ديگرى که برايشان مقدور باشد از مبارزه کارگران اعتصابى پشتيبانى کنند. همچنين کميته اعتصاب بايد از امکانات کارگران اعتصابى استفاده کند و خانواده کارگران را بمنظور پشتيبانى از مبارزه کارگران بسيج نمايد. اين خانواده ها را مى توان به کارخانه آورد. حضور خانواده هاى کارگران در کارخانه و در ميان کارگران اعتصابى روحيه همبستگى و مبارزه جوئى را در آنان بشدت تقويت خواهد کرد. خانواده هاى کارگران اعتصابى را مى توان سازمان داد تا در محلات خود با کارگران کارخانجات ديگر و خانواده هايشان تماس بگيرند و حمايت آنها را از اعتصابيون جلب کنند. اين حمايت ها مى تواند کمک هاى مالى، برگزارى آکسيون در محلات کارگرى و زحمتکش نشين و يا در مقابل کارخانه و تهيه طومار و قطعنامه را در بر بگيرد.
٦ - پخش اخبار: رژيم جمهورى اسلامى همانند تمام رژيمهاى بورژوائى تمام تلاش خود را بکار مى برد تا خبر مبارزه کارگران و مطالبات آنها از کارگران کارخانجات ديگر پنهان بماند و يا بشکل تحريف شده بگوش آنان برسد. بارها مشاهده شده است که پس از اتمام مبارزه در يک کارخانه تازه خبر آن به کارخانجات ديگر رسيده است. وظيفه کميته اعتصاب است که پخش خبر اعتصاب و مطالبات آن را به اشکال گوناگون سازماندهى کند. کليه کارگران اعتصابى بايستى از تمام امکانات خود و خانواده هايشان استفاده کنند و اخبار مبارزه را به تمام دوستان و رفقاى کارگر خود در کارخانجات ديگر و شهرهاى گوناگون برسانند. تهيه پلاکاردها که خبر اعتصاب و مطالبات آنرا مشخص کند و نصب آن در جلوى کارخانه در محل هائى که در ديد عموم باشد و بستن جاده ها با در دست داشتن پلاکاردهائى که خبر اعتصاب و مطالبات آن را مشخص کرده باشد براى پخش سريع و وسيع خبر اهميت فراوانى دارد.
٧ - صندوق اعتصاب: مشکل مالى هميشه يکى از اهرم هاى فشارى بوده است که کارگران را مجبور به پايان دادن مبارزه و برگشتن به سر کار کرده است. وظيفه کميته اعتصاب است که با ايجاد صندوق اعتصاب و سازمان دادن جمع آورى کمک هاى مالى از کارگران کارخانجات ديگر و محلات کارگرى و با استفاده از تمام امکانات خود از تاثيرات منفى فشار مالى به مبارزه کارگران حتى المقدور جلوگيرى کند. در تعيين زمان شروع اعتصاب هم مى توان اين فاکتور را در نظر داشت. شروع مبارزه پس از اينکه کارگران تازه حقوق ماهيانه و يا مساعده خود را دريافت کرده اند تا اندازه اى اين مشکل را در اعتصابات کوتاه مدت حل خواهد کرد. در هر صورت کميته اعتصاب بايد احتمال طولانى شدن مبارزه را در نظر بگيرد و بطور جدى شيوه هاى جمع آورى کمک هاى مالى و ايجاد صندوق اعتصاب و سياست حاکم بر آن و چگونگى مصرف آنرا تعيين کند.
٨ - مذاکره: کميته اعتصاب بايد حتما احتمال مذاکره با نمايندگان کارفرما و رژيم بر سر مطالبات و خواستهاى کارگران را در طول اعتصاب مورد بررسى قرار دهد، سياست خود را در مذاکره تعيين کند، و کارگرانى را به عنوان نماينده براى شرکت در مذاکرات از قبل در نظر بگيرد. بهترين شکل انتخاب اين نمايندگان، انتخاب آنها از طريق مجمع عمومى است و کميته اعتصاب بايد از طريق شبکه کارگران مبارز و رهبران عملى کانديداى خود را معرفى نمايد و براى انتخاب شدن او در مجمع عمومى تلاش کند. در هر حال حتى اگر چنين روشى بدلايل گوناگون مقدور نبود کميته اعتصاب بايد بتواند با اتکاء به تائيد کارگران پيشرو و صاحب نفوذ قسمت هاى مختلف کارخانه، حمايت و پشتيبانى اکثريت کارگران را از نمايندگانى که براى شرکت در مذاکرات برگزيده است، جلب نمايد. آنچه مسلم است و کميته اعتصاب بايد حتما رعايت کند و به آن وفادار باشد برگزارى مذاکرات بطور علنى و اعلام شرح مذاکرات در مجمع عمومى کارگران است. مذاکرات نبايد در پشت درهاى بسته انجام گيرد. تعدادى از کارگران بايد بعنوان ناظر در مذاکرات حضور داشته باشند و کميته اعتصاب بايد تلاش کند تا تعداد کارگران ناظر بر مذاکرات هر چه بيشتر باشد. در طول مذاکرات کليه کارگران بايد بطور مرتب در جريان مذاکرات، نقط نظرات دو طرف و نتايج آن از طريق مجمع عمومى قرار گيرند.
همچنين کميته اعتصاب بايد با ارزيابى صحيح از شرايط و در نظر گرفتن کليه عوامل، احتمال گرفتن تنها تعدادى از خواستها و مطالبات کارگران و عقب نشينى به موقع و پايان دادن به مبارزه را مد نظر قرار دهد. براى اتخاذ تصميم در اين مورد کميته اعتصاب بايد عواملى نظير روحيه کارگران و وحدت اراده آنان براى ادامه اعتصاب، تعداد کارگران مردد و متزلزل، احتمال يورش رژيم به کارخانه و آمادگى کارگران براى ادامه مبارزه در شرايط سخت تر و غيره، را دقيقا ارزيابى کند و بحساب آورد. ٩ - برخورد رژيم به مبارزات کارگران: بورژوازى به اشکال گوناگون به مقابله با مبارزات کارگران مى پردازد: پخش شايعه، خرابکارى و تضعيف روحيه کارگران، تفرقه و ايجاد چند دستگى و ايجاد ترديد و دودلى در ميان کارگران اعتصابى، دستگيرى کارگران مبارز و تعطيل کارخانه از جمله اقدامات روتين و هميشگى مزدوران سرمايه است. از آنجا که در طول اين نوشته به چگونگى و خنثى کردن پاره اى از اقدامات رژيم عليه اعتصاب اشاراتى کرده ايم در اينجا تنها به دستگيرى و تعطيل و بستن کارخانه مى پردازيم. الف - دستگيرى: کميته اعتصاب وظيفه دارد که تمام تجربيات و دانسته هاى خود را در تلفيق مبارزه مخفى و علنى بکار گيرد تا رابطه اش باکرارگان پيشرو و مبارزى که از طريق شبکه مخفى به هم مربيط هستند، از چشم عوامل مزدوران و جاسوسان رژيم پنهان بماند. انجام دقيق و پيگير اين پنهانکارى باعث مى شود تا امکان شناسائى کارگران فعال و پيشرو در اعتصاب از جانب رژيم و عوامل مزدورش هر چه ضعيف تر شود. در عين حال کميته اعتصاب همواره بايد احتمال دستگيرى را در نظر بگيرد و کارگران را از قبل براى جلوگيرى از اين امر و حمايت بى چون و چرا از کارگران دستگير شده، تحت هر بهانه اى که دستگير شده باشند، آماده گرداند. کميته اعتصاب هم چنين موظف است که با سازماندهى اصولى و تقسيم کار صحيح در بين شبکه کارگران مبارز و فعال در اعتصاب، در صورت دستگيرى هر يک از اعضاى کميته و ديگر کارگران فعالى که وظيفه معينى را بعهده دارند، با سرعت عمل و آمادگى و قبل از اينکه کارها دچار وقفه شود، بخش هاى ضربه خورده را ترميم کند و از لطمات جدى که هر دستگيرى مى تواند به مبارزه بزند جلوگيرى نمايد.
ب - بستن يا تعطيل کارخانه: يکى از اقدامات رژيم در مقابله با اعتصاب کارگران، بستن کارخانه است. با اين عمل رژيم از تجمع کارگران اعتصابى در کارخانه جلوگيرى مى کند، کارگران را پراکنده مى سازد و بدون هراس از عکس العمل کارگران، به تعقيب و دستگيرى کارگران فعال و پيشرو مى پردازد. در اين وضعيت عوامل دولت و کارفرما سعى مى کنند تا با تفرقه افکنى و شايعه پراکنى در مورد شکستن اعتصاب و بازگشت عده اى از کارگران بر سر کار، حداقل بخش هائى از کارگران را به کار کردن وادار کنند و قسمت هائى از کارخانه را بکار اندازند. در شرايطى که کميته اعتصاب مخفى است بستن کارخانه باعث مى شود که ارتباط کميته اعتصاب با ساير کارگران براى خنثى کردن شايعات، مبارزه براى آزادى کارگران دستگير شده، رساندن دستورات و رهنمودها به کارگران مشکل گردد و دچار وقفه شود. اقدام ديگرى که نتايج مشابهى را بدنبال دارد، جلوگيرى از حرکت سرويس هائى است که کارگران را از نقاط مختلف شهر به کارخانه مى آورد. گر چه در اين حالت کارگران ميتوانند به خرج خود به کارخانه بيايند، اما اين امر به مشکلات مالى کارگران در دوران اعتصاب مى افزايد و جمع شدن مرتب کارگران در کاخانه را دچار وقفه مى سازد. در هر صورت در اين حالت نيز رژيم از قطع و ايجاد اختلال در ارتباط بين کارگران و متفرق شدن آنها استفاده مى کند، سراغ بخشى از کارگران مى رود تا آنها را تطميع کند، مرعوب سازد، مردد و دو دل گرداند، شايعه سازى کند و از اين اقدامات بر عليه اعتصاب سود جويد. کميته اعتصاب وظيفه دارد تا همواره احتمال بستن کارخانه را بررسى کند و در مورد آن سياست روشنى داشته باشد. آيا کارگران را فرا مى خواند که بزور وارد کارخانه شوند و آنرا اشغال کنند؟ ترتيب جمع شدن کارگران را در مقابل و بيرون کارخانه و يا در ساير مکانها، مثلا در مقابل کارخانه هاى ديگر مى دهد؟ صندوق اعتصاب آنقدر موجودى دارد که در صورت جلوگيرى از حرکت سرويس ها مخارج اياب و ذهاب کارران را از محل صندوق تامين کند و سرويس تهيه نمايد؟ در هر حالت کميته اعتصاب ارتباط خود را چگونه با کارگران وصل نگه خواهد داشت؟ آنچه مسلم است کميته اعتصاب بايد براى هريک از اين سوالات جواب روشن و از پيش تعيين شده اى داشته باشد و بتواند در حالات مختلف با توجه به امکانات و شرايط مشخص مبارزه تصميمات عملى معينى اتخاذ کند، اما بهر رو آنچه مهم و قابل تاکيد مى باشد اين نکته است که کميته اعتصاب نبايد غافلگير شود.
●●●●●●●● نکاتى درباره وظايف حوزه ها و فعالين حزب در جريان اعتصاب کارگران کمونيست و اعضا و فعالين حوزه هاى حزبى در کارخانه، خود بنابه تعريف تمام وظايف پيشروترين بخش کارگران را بر عهده دارند. آنچه درباره وظايف کارگران پيشرو و در جريان سازماندهى و رهبرى اعتصاب گفتيم به طريق اولى در باره اعضا و فعالين حزب کمونيست نيز صادق است. اما رفقاى ما در کارخانه عناصر پيشرو منفرد نيستند و در طول اعتصاب صرفا به اعتصاب فکر نمى کنند، آنها بايد عوامل و ملاحظات متعددى را بطور همزمان مد نظر داشته باشند و در اقدامات خود کليه اين عوامل را به دقت به حساب آورند. اولا، رفقاى ما بايد به ادامه کارى و امنيت سازمان و تشکل حزبى به اندازه کافى توجه کنند. تمام عناصر يک حوزه حزب نمى توانند و نبايد به يکسان در سطوح مختلف اعتصاب نقش بازى کنند. بطور مثال تمام و يا حتى اکثريت اعضاى حوزه هاى حزبى نبايد نقش هاى علنى در اعتصاب بعهده بگيرند. (نظير تبليغ علنى و افشاگرى علنى - توده اى، نمايندگى کارگران در مذاکرات و غيره) اگر بهر حال ايفاى نقش علنى بر عهده رفيقى از حوزه قرار گيرد، بايد مناسبات اعضاى حوزه با رفيق علنى کار به نحوى تنظيم شود که هر نوع پيگرد رفيق علنى به امنيت و روايط و شبکه فعاليت حوزه ضربه نزند. اطلاعات چنين رفيقى در باره اعضا، مناسبات و شبکه فعالين حوزه بايد از ابتدا در سطح حداقل و قابل پاکسازى اى نگاهداشته شده باشد. تربيت عناصر علنى کار (آژيتاتورها) و برقرارى روابط درست تشکيلاتى و اطلاعاتى ميان اين رفيق با حوزه حزب، امرى بسيار حساس، ظريف و مستلزم صرف انرژى زيادى است. اگر حوزه حزبى اينچنين عناصرى را از قبل آماده نکرده باشد، بايد بداند که اقدام به فعاليت علنى در هر اعتصاب از طرف رفقاى وابسته به حوزه، تمام موجوديت حوزه را به مخاطره خواهد افکند. بنابراين ضرورى است حوزه هاى حزب از هم اکنون درباره چگونگى ايجاد روابط محکم، ايمن و صحيح ميان سلول و شبکه مخفى حوزه با مبلغين علنى، کار کنند. دخالت فعال ما در اعتصابات مستلزم کار طولانى و جدى تشکيلاتى قبل از اعتصاب و در جريان فعاليت روتين حوزه است. بهررو و تحت هر شرايطى، وابستگى و رابطه عناصر علنى کار با حوزه بايد پوشيده نگاه داشته شود. رفقائى که براى دخالت تبليغى - علنى در اعتصابات تربيت و انتخاب مى شوند، نبايد جزء عناصر حوزه اصلى باشند و بايد بدقت موازين کار خود را بشناسند و موقعيت خود را درک کنند.
ثانيا، برخلاف کارگران پيشرو و منفرد، رفقاى حزب در جريان اعتصاب، از يک سياست اصولى و سراسرى حزبى تبعيت مى کنند. اعتصاب جزئى از مبارزه حزبى آنها و زمينه اى براى تثبيت سياست هاى انقلابى حزب در ميان کارگران، جلب کارگران به حزب و برنامه و سياست هاى آن و گسترش نفوذ حزب است. بنابراين رفقاى ما نمى توانند و نبايد به اعتصاب بعنوان يک نبرد در خود بنگرند. آنها در برخورد به شعارها، شيوه هاى و روند اعتصاب، بايد بتوانند نظرات و سياست هاى حزبى را نقطه حرکت خود قرار دهند. اگر يک کارگر اعتصابى منفرد محق باشد که موفقيت و يا عدم موفقيت فعاليت خود را با موفقيت و يا عدم موفقيت اعتصاب بسنجد، فعال حزب کمونيست در کارخانه بايد علاوه بر قضاوت عملکرد خود بر مبناى درجه تحقق اهداف مشخص اعتصاب، اين عملکرد را با ملاک تاثير کل اين جريان بر رابطه حزب و طبقه، گسترش نظرات و سياست ها و نفوذ حزب در ميان طبقه و افزايش اعتبار، اتوريته و توان عملى حوزه و تشکل خود مورد قضاوت قرار دهد.
ثالثا، حوزه ها و فعالين ما در طول اعتصاب تنها به اعتصاب و اعتصابيون پاسخگو نيستند، آنها وظايف بسيار مهمى نيز در قبال حزب بر عهده دارند. گزارش دهى از اعتصاب به حزب، کسب رهنمود، جمعبندى تجارب، نزديک شدن به بهترين کارگران پيشرو در جريان اعتصاب، عميق شدن در درس ها و تجارب اعتصاب و ارتقاء بينش عملى و سياسى خود، همه اينها وظايفى است که رفقاى ما بر عهده دارند، حال آنکه کارگران پيشرو منفرد که در اعتصاب فعال شده اند، الزاما به آن متعهد نيستند. بديهى است که درجه تاثير گذارى حوزه حزبى بر اعتصاب تابعى از استحکام و قدرت و نفوذ حوزه است. اما رئوس وظايفى که حوزه هاى حزب مى بايستى در جهت آن سمتگيرى کنند را مى توان به اختصار چنين ذکر کرد: ١ - رابطه و شيوه برخورد حوزه هاى حزبى با کميته هاى اعتصاب:حوزه هاى حزبى بايد با کميته اعتصاب ارتباط فعال برقرار کرده و در تمام طول مبارزه اين ارتباط راحفظ نمايند. اين ارتباط بايد ادامه کار و مستحکم باشد، چرا که برقرارى و حفظ اين رابطه براى تاثير گزارى حوزه هاى حزبى بر مضمون و شيوه فعاليت کميته اعتصاب و هدايت آن در چهارچوب رهنمودها و اصولى که قبلا توضيح داديم، ضرورى و لازم است. روش حوزه هاى حزبى در برخورد به کميته اعتصاب اقناعى است، يعنى حوزه هاى حزبى بايد تلاش کنند تا از طريق بحث و تبادل نظر با کميته اعتصاب نظر آنرا به اتحاذ شعارها و شيوه ها و سياستهاى حزب جلب نمايند. حوزه هاى حزبى اين وظيفه خود را از طريق رفيق حزبى عضو کميته اعتصاب انجام مى دهند و چنانچه رفيقى از طرف حوزه حزبى در کميته اعتصاب شرکت نداشت، حوزه بايد بدين منظور برگزارى جلسانى را با کميته اعتصاب ترتيب و سازمان دهد. واضح است که حوزه هاى حزبى در مواردى که کميته اعتصاب سياستها، شعارها و مطالبات ضد کارگرى اتخاذ مى کند، بايد علنا با آن به مخالفت برخيزند و اين مخالفت خود را به گوش کارگران برسانند. حوزه هاى حزبى بايد هر نوع مطالبه، خواست و شعارى که بر عليه منافع طبقاتى کارگران باشد را به شدت افشا سازند؛ ضد کارگرى و بورژوائى بودن هر شعار و مطالبه اى را که در ميان کارگان بر اساس شاغل و بيکار، جنسيت، مليت، دين و مذهب، مرام و عقيده و مسائلى از اين قبيل، شکاف و تفرقه مى افکند و بخشى از طبقه کارگر را بر عليه بخش ديگر تجهيز و بسيج مى کند، افشا کنند؛ ضدکارگرى بودن اين گونه مطالبات و شعارها را توضيح دهند و کارگران را از اتخاذ و برگزيدن چنين مطالبات و شعارهائى بر حذر دارند. همچنين حوزه هاى حزبى بايد با هر نوع سياست و روش مبارزاتى کميته هاى اعتصاب که در ميان کارگران باعث ايجاد توهم نسبت به جناحهاى گوناگون بورژوازى مى گردد، علنا به مخالفت بر خيزند و آنرا افشا کنند. کارگران در هر مبارزه براى مطالبات و خواستهايشان بايد تنها به قدرت و نيروى مستقل خويش متکى باشند و هر مبارزه بايد ايمان و اعتقاد به قدرت مستقل خويش را در ميان کارگران تقويت کند.
٢ - طرح شعارهاى واحد و سراسرى: پايان دادن به پراکندگى در مبارزات کارگران و خارج کردن اين مبارزات از محدوده يک کارخانه و ايجاد جنبشى متحد و سراسرى و هماهنگ در گرو بسيج کارگران براى مبارزه حول شعارهاى واحد و سراسرى است. تبليغ شعارهاى واحد و سراسرى در ميان وسيع ترين توده هاى کارگر و واقف گردانيدن کارگران به لزوم مبارزه حول اين شعارها اولين و مهمترين قدم در راه پايان دادن به پراکندگى در مبارزات کارگران است.
شعارها و مطالبات ٤٠ ساعت کار در هفته، افزايش دستمزد به نسبت تورم، بيمه بيکارى، اخراج تنها در صلاحيت مجمع عمومى کارگران است، آزادى زندانيان سياسى، آزادى اعتصاب، انحلال انجمن هاى اسلامى، لغو کسر اجبارى دستمزد کارگران براى جنگ، از بيشترين قابليت براى تبديل شدن به شعارها و خواستهاى مبارزاتى کل طبقه کارگر و متحد و هماهنگ کردن مبارزات پراکنده کارگران برخوردار است. حوزه هاى حزبى بايد تلاش کنند تا هر مبارزه و اعتراضى عليه هر فرد و يا بخشى از انجمن هاى اسلامى در عين حال با شعار انحلال انجمن هاى اسلامى، هر مقاومت و اعتراض کارگران براى جلوگيرى از اخراج هر کارگرى در عين حال با شعار اخراج تنها در صلاحيت مجمع عمومى کارگران است، هر نارضايتى و مبارزه براى کاهش ساعت کار در عين حال با شعار ٤٠ ساعت کار در هفته و هر مبارزه و اعتصابى براى افزايش دستمزد در عين حال با شعار افزايش دستمزد به نسبت تورم، توام گردد. از اين طريق نه تنها کارگران مبارزه مشخص خود را دنبال مى کنند بلکه با توام کردن مبارزات خود با شعارهاى طبقاتى و سراسرى فوق حمايت ديگر بخشهاى جنبش کارگرى را نيز بخود جلب کرده و مهمترين زمينه ايجاد يک جنبش سراسرى، متحد و هماهنگ را فراهم مى آورند.
٣ - گسترش نفوذ حزب در روزهاى اعتصاب: اعتصاب مدرسه انقلاب است. در روزهاى اعتصاب جو سياسى و مبارزاتى بر کارخانه حاکم مى شود، روحيه اعتراض و مبارزه در ميان توده هاى کارگر قوت مى گيرد و اشتغال ذهنى کارگران با مشکلات مربوط به کار يکنواخت روزانه، جاى خود را به تفکر و تعمق درباره مسائل سياسى و بحث و تبادل نظر حول اين مسائل مى دهد. اعتصاب همچنين به توده کارگران اين امکان را مى دهد تا نيروى اتحاد و همبستگى خود را در عمل تجربه کنند. قابليت ها و توانائى هاى مبارزاتى خود را در عمل تجربه کنند، قابليت و توانائى هاى مبارزاتى خود را شکوفا سازند و از ميان صفوف خود مبلغين توانا و رهبران عملى جديدى را به پيش رانند.
اين شرايط مساعدترين امکانات را براى بسط و تقويت نفوذ حزب در ميان کارگران فراهم مى آورد. حوزه هاى حزبى بايد از اين شرايط در جهت تبليغ و ترويج گسترده و وسيع مواضع سياسى و برنامه اى حزب، برقرارى ارتباط با مستعدترين و پيشروترين کارگران و جذب آنان به صفوف حزب به بهترين نحو ممکن استفاده کنند. حوزه ها بايد با بسيج و سازمان دادن کليه محافل و عناصر هوادار خود، در بحث هائى که دائما در جمعهاى کارگران بر سر مسائل گوناگون صنفى، سياسى و طبقاتى جريان دارد، فعالانه دخالت کنند، به آنها سمت و سود دهند و از اين طريق توده هاى کارگر را به نحو هر چه وسيعتر و عميق ترى بر اهداف و منافع طبقاتيشان آگاه کنند. بعلاوه حوزه هاى حزبى بايد سعى کنند تا خود با سازمان دادن اين نوع جلسات، کارگران را هر چه بيشتر با نظرات حزب آشنا سازند، حقانيت و صحت رهنمودها و مواضع و شعارهاى حزب را براى کراگران توضيح دهند و کارگران را به لزوم اتخاذ آنها واقف گردانند. اتخاذ شعارها و رهنمودهاى حزبى از طرف کارگران و تبديل شعارهاى حزب به شعار مبارزاتى آنان، علاوه بر تعميق و تقويت مبارزه جارى، ايمان و اعتقاد به حزب را در ميان توده هاى کارگر گسترش مى دهد و موجب بسط و تعميق نفوذ حزب در ميان آنان مى شود.
در هر مبارزه و اعتصاب بخشى از کارگران به صحت و حقانيت برخى از شعارها و مواضع حزب در اين يا آن مورد معين پى مى برند، هر کدام از اين کارگران يک گام به حزب نزديک شده اند. حوزه هاى حزبى بايد با برقرارى ارتباط با اين دسته از کارگران که اولين گامها را بسوى حزب برداشته اند، اطراف خود را با يک شبکه جديد از کارگران مبارز بپوشانند. اين کارگران موضوع مستقيم و درجه اول کار حوزه هستند. حوزه بايد آنها را سازمان دهد و ارتباطشان را با حزب تقويت کند. حوزه هاى حزبى بايد بتوانند در پايان هر مبارزه و اعتراض و اعتصاب از ميان روابط جديدى که با کارگران مبارز برقرار کرده اند، محافل جديدى از هواداران حزب سازمان دهند.
٤ - پخش خبر و تهيه گزارش: حوزه هاى حزبى بايد به فوريت خبر مبارزه، اعتصاب و مطالبات آنرا به کميته هاى حزبى مافوق خود و براى نشريات و راديوهاى حزبى ارسال دارند. پخش خبر مبارزه و مطالبات آن از طريق نشريات و راديوهاى حزبى آنرا به وسيع ترين شکل در سراسر ايران به گوش کارگران خواهد رساند. تذکر اين نکته نيز ضرورى است که حوزه هاى حزبى تهيه و ارسال گزارش از سير مبارزه و نقاط ضعف و قدرت آنرا نبايد موکول به پايان يافتن مبارزه کنند. به تعويق انداختن ارسال گزارش از مبارزه حزب را از دخالت موثرتر در مبازه کارگران منجمله رهنموددهى به حوزه و رفقاى حزبى محروم مى کند. حوزه ها بايد حتى المقدور گزارشات خود را در طول مبارزه به تناوب و در فواصل زمانى هر چه کوتاهتر به کميته هاى حزبى مافوق خود و نشريات و راديوهاى حزبى برسانند.
براى انجام کليه اين وظايف لازم است تا حوزه هاى حزبى در طول مبارزه و اعتصاب جلسات منظم و متعددى تشکيل دهند، در اين جلسات کليه مسائل مبارزه و شيوه انجام وظايف خود، چه در قبال کميته اعتصاب و چه در رابطه با فعاليتهاى مستقل حوزه، را مورد بررسى قرار دهند؛ راههاى غلبه بر معضلات و مشکلات پيشروى مبارزه را بيابند، اقداماتى که بايد انجام گيرد را مشخص کنند، عملى شدن و اجراى وظايف حزبى و کمونيستى خود را سازمان دهند و آن بخش از اقداماتى که کميته اعتصاب بعنوان کميته رهبرى مبارزه اى مشخص مى تواند و بايد انجام دهد را تعيين کرده و تلاش براى اتخاذ و اجراى آن توسط کميته اعتصاب را سازمان دهند.
اينها رئوس کلى وظايف، نقطه حرکت و سياستهاى حوزه هاى حزبى در برخورد به مبارزات جارى کارگران است. مدل و الگوئى است که عملکرد حوزه هاى بايد بر اساس آن قرار گيرد. بديهى است که درجه تاثير گذارى حوزه هاى حزبى بر اعتصاب تابعى از استحکام، توانائى در حفظ ادامه کارى و قدرت و نفوذ حوزه است. ميزان توانائى حوزه هاى حزبى براى در دستور گذاشتن و اتخاذ اين سياستها مستلزم کار طولانى، مستمر و جدى تشکيلاتى قبل از اعتصاب و در جريان فعاليت روتين آنها است.
|