|
درباره اختلافات ارگانهاى رژيم در کارخانجات
رضا مقدماز همين نويسنده
به نقل از نشريه کمونيست، ارگان مرکزى حزب کمونيست ايران، شماره ٥، بهمن ماه ٦٢
جمهورى اسلامى از همان بدو به قدرت رسيدنش جناحها و باندهاى گوناگون را بر عليه انقلاب و طبقه کارگر متحد کرد و تا امروز هرگاه که موفق شده است انقلاب و طبقه کارگر را يک گام به عقب نشينى وادار کند با تصفيه جناحها و باندهايى از درون خود قدمى نيز در جهت يکپارچگى برداشته است. اختلافات بين سران رژيم، ائمه جمعه، آيت الله ها، آخوندهاى ريز و درشت، اختلافات بين وزارتخانه هاى گوناگون، اختلافات بين کليه ارگانهاى سرکوبگر رژيم هنوز وجود دارد و به انحاء گوناگون بروز ميکند و اين مساله اى است که مقامات رژيم دائما از حاد شدن و عواقب آن به يکديگر هشدار ميدهند. وجود اين اختلافات در سر تا پاى پيکر اين رژيم و عملکرد روزمره کليه ارگانهايش منعکس است و هر حرکت توده اى آن را آشکار تر و حاد تر ميکند و در عين حال به همه آنها هشدار ميدهد که بر عليه انقلاب و طبقه کارگر متحد تر شوند. بويژه بايد به اختلافات ميان ارگانهايى از رژيم اسلامى که بطور مستقيم با کارگران و کارخانه ها ارتباط دارند توجه کرد زيرا اين اختلافات تاثيراتى بر مبارزات کارگران داشته و بعضا باعث به انحراف کشيده شدن مبارزات کارگران شده است. بعد از قيام بيش از ٨٠ درصد موسسات توليدى و خدماتى بزرگ و کليدى کشور دولتى شده است و آنها را سازمان صنايع ملى، سازمان گسترش، بنياد مستضعفان و چندين وزارتخانه اداره ميکنند. باندهاى گوناگون رژيم براى دستيابى به مراکز توليدى و اقتصادى و براى قرار گرفتن در راس آنها با يکديگر مبارزه ميکنند. اينها علاوه بر بند و بست هايى که در بالا عليه همديگر ترتيب ميدهند، در پائين هم کشمکش و رقابتى شديد براى نفوذ در شوراها و انجمنهاى اسلامى دارند و از اين طرق هم براى رسيدن به اهدافشان و گرفتن مديريت و اداره کارخانه ها استفاده ميکنند.
هاشمى وزير صنايع در مصاحبه خود با کيهان ٨/١٠/٦٢ به اين اختلافات بخوبى اشاره ميکند.
"اصولا از تعويض مديران اجتناب ميکنيم و درباره کارخانجات کم و بيش فشارهايى از طرق مختلف براى تعويض مديران هست چون مطابق با سليقه هايى نيستند. البته ما مقاومت ميکنيم ولى گاهى چاره اى نيست و مديرى را عوض ميکنيم".
و يا موحدى ساوجى نماينده مجلس در کيهان ٢/٩/٦٢ ميگويد: "دست مديريت را در محيطهاى کارى نبايد بست ولى نبايد مديريت بدون ضابطه کار کند و اين شوراها ميتوانند که با هماهنگى مديريت کارها را به خير و صلاح برسانند و شوراها ميتوانند مرجعى باشند براى جلوگيرى از تخلفات احتمالى در محيط کار".
براى هدايت و رهبرى مبارزات کارگرى توجه کارگران مبارز و رهبران عملى جنبش کارگرى به اختلافات بخش هاى مختلف مديريت، انجمنهاى اسلامى، شوراهاى اسلامى، وزارت کار و صنايع و معادن و صنايع سنگين، بنياد مستضعفان و غيره اهميت ويژه اى دارد.
وجود اين اختلافات که در برخوردهاى گوناگون هر يک از اين ارگانها در محدوده يک کارخانه به مبارزات و اعتراضات کارگرى بخوبى منعکس است زمينه ساز به انحراف کشيده شدن بسيارى از مبارزات کارگران شده است. بخشهاى مختلف مديريت، انجمنهاى اسلامى، شوراهاى اسلامى و غيره با مواضع گوناگونى که در برخورد به مبارزات کارگرى مى گيرند هر کدام تلاش ميکنند تا با دور کردن کارگران از مبارزه اصلى و جلوگيرى از رشد و تعميق آن، در نهايت آنرا سرکوب کنند و در عين حال با سوارشدن بر اعتراضات و مبارزات کارگران، رقبايشان را تخطئه و از ميدان بيرون کنند.
مشخص نکردن دقيق هدف و شعار مبارزه که ناشى از ضعف رهبرى در اينگونه مبارزات است باعث ميشود تا کارگران نه تنها نتوانند از اين شکاف و اختلافات استفاده کرده و شرايط خوبى را براى مبارزه خود ايجاد کنند، بلکه نيروى بالفعل مبارزات کارگران در خدمت تصفيه بخشهاى مختلف ارگانهاى رژيم توسط رقباى ديگر قرار ميگيرد و نصيب کارگران دستگيرى و اخراج و سرکوب مبارزاتشان ميگردد و يا در مواردى در بين کارگران باعث ايجاد توهم نسبت به ارگانها و عوامل ديگر رژيم ميشود.
کارگران بايد شعارها و مطالبات مبارزات خود را طورى تعيين کنند و اين مبارزات را به نحوى سازماندهى و رهبرى کنند که نيروى مبارزات کارگران و يا هر اعتراض کارگرى در جهت و در خدمت رسيدن به مطالبات و اهداف طبقاتى يا بطور خلاصه در خدمت قويتر شدن خود کارگران صرف شود، در هر مبارزه کارگران هرچه بيشتر به نيروى مستقل خويش ايمان بياورند، دچار توهم نسبت به ارگانهاى ديگر رژيم بخاطر اختلافات مقطعى شان نشوند و نقشه هاى ارگانهاى گوناگون رژيم را در استفاده از نيروى کارگران براى از ميدان بدر کردن يکديگر عقيم گذارند.
نمونه هاى اين امر را کارگران بسيارى مستقيما تجربه کرده اند. براى مثال در کفش ملى که از خرداد ٥٨ تا امروز صحنه رقابتهاى باندهاى درون رژيم بوده است، در خردادو تير ٦٢ کارگران کفش زنانه براى اخراج رئيس کارگزينى، مديرتوليد، مدير عامل و يکى از اعضاء هيئت مديره (زنجانى) دست به مبارزه ميزنند. انجمن اسلامى تلاش ميکند در مجمع عمومى اين اعتراضات را از هدف اصلى خود منحرف کند، اما شکست ميخورد. پس از آنکه کارگران با کتک مديران مورد نظر را از کارخانه بيرون مى اندازند، ناگهان جناب پيش نماز کارخانه از قول نخست وزيرى، على الظاهر به "حمايت" از کارگران بلند ميشود و اين مديران را اخراجى اعلام ميکند. کارگران با توهم به پيروزى به سر کار برميگردند. اما در اين فاصله رژيم خود را آماده ميکند، و هياتى را از طرف دادستانى و لاجوردى به کارخانه ميفرستد. اينبار پيش نماز مربوطه اخراج و به ارگان ديگرى براى خدمت به بورژوازى منتقل ميشود. مديران اخراجى باز ميگردند و کارگران مورد بازجويى قرار ميگيرند و تعدادى نيز دستگير ميشوند.
نمونه ديگر اخيرا در خانه سازى کرمانشاه اتفاق افتاده است. رئيس جديد کارخانه از اعتراض کارگران عليه انجمن اسلامى استفاده ميکند. مدارک سوء استفاده و دزدى رئيس انجمن اسلامى را علنى ميکند. کارگران بسيج ميشوند، تومار امضاء ميکنند و انجمن اسلامى منحل ميشود. اما رئيس جديد فراخوان به تشکيل يک انجمن اسلامى جديد ميدهد! به اين ترتيب رئيس کارخانه با سوار شدن بر اعتراضات کارگران انجمن اسلامى سابق و مخالف خود را منحل ميکند تا انجمن اسلامى باب ميل خود را ايجاد کند.
در پارس متال اعتراضات کارگران عليه بخشنامه وزارت صنايع سنگين درباره لغو مرخصى ها را اشتباه مدير عامل قلمداد ميکنند، جناب مدير عامل به معذرت خواهى مى افتد و انجمن اسلامى و شوراى اسلامى "حامى" کارگران از آب در مى آيند! اين نمونه ها بسيارند.
اين برخوردهاى گوناگون که ناشى از رقابت باندهاى رژيم براى بدست گرفتن اداره امور موسسات اقتصادى و خدماتى و کارخانجات ميباشد همگى باعث جلوگيرى از رشد و گسترش و تعميق مبارزات کارگران شده و آنها را در محدود يک کارخانه نگه داشته و از رسيدن به هدف اصلى باز ميدارد و در نهايت به سرکوب آنها منجر ميگردد. در عين حال اين رقابتها باعث امتياز گيرى بخشهاى گوناگون از يکديگر با استفاده از نيروى مبارزات کارگران ميشود و آنجا که باعث ايجاد توهم در بين کارگران نسبت به بخشهاى ديگر شده نيز از هم اکنون زمينه را براى شکست مبارزات کارگران در موارد آتى مهيا ميکند.
عملکرد کليه باندها و جناحهاى رژيم که همگى همواره بر عليه انقلاب و طبقه کارگر با يکديگر متحد بوده اند، طى اين چند سال هيچ شکى را براى کارگران نبايد باقى گذاشته باشد که نبايد فريب هيچکدام از اين دار و دسته هاى درون رژيم اسلامى و اختلافات ميان آنها را خورد.
براى هدايت و رهبرى کارگرى توجه کردن کارگران کمونيست و مبارز و رهبران عملى جنبش کارگرى بوجود اين اختلافات که در برخوردهاى گوناگون به مبارزات کارگرى خود را منعکس ميکند حائز اهميت است زيرا نبايد نيروى مبارزات کارگران ابزارى در خدمت جابجا کردن مديران و ديگر ارگانها در درون کارخانجات گردد بلکه بايد تلاش کنيم تا نيروى مبارزات کارگران در خدمت رسيدن به اهداف طبقاتيشان صرف شود و در جهت دستيابى به خواسته هايشان سازماندهى و رهبرى شود. لازم است تا: ١- مطالبات مبارزاتمان را مشخص کنيم. تعيين مطالبات مبارزه ما را يارى ميکند تا در طول مبارزه خود از ميان تمام اختلافاتى که مابين ارگانهاى رژيم وجود دارد و يا بوجود مى آيد و از تمام برخوردهاى گوناگونى که آنها به مبارزه ما ميکنند و از ميان تمام حوادثى که در طول مبارزه برايمان پيش مى آيد، هدف خود را گم نکنيم و مهمتر آنکه بتوانيم بروشنى تشخيص دهيم که کدام يک از اين حوادث و کداميک از موضع گيريهاى گوناگون ارگانهاى رژيم به نفع يا بر عليه آن مبارزه مشخص ما ميباشد. تعيين دقيق مطالبات ما را يارى ميکند تا ارگانهاى گوناگون رژيم نتوانند مبارزه ما را از هدف اصلى خود دور کرده و به سمت اهداف خودشان که انسجام خود و سرکوب ماست هدايت کنند. مجمع عمومى کارگران محلى است تا کارگران کمونيست و مبارز با تکيه به آن بتوانند کارگران را حول مطالبات معين متحد کنند و اهداف و شعارهاى مبارزه و حتى اشکال مبارزه براى دستيابى به آن مطالبات را مشخص و معين کنند و ايده هاى درست و اصولى خود را به نيروى مادى تبديل نمايند.
٢- اختلافات ارگانهاى گوناگون رژيم اسلامى را نبايد از کارگران پنهان بماند.
بايد بکوشيم تا مجامع عمومى کارگرى را به محلى براى افشاى اين ارگانها و باندها برعليه يکديگر تبديل کنيم و خودمان همگى آنها را افشاء کنيم.
مجمع عمومى کارگران بايد محلى باشد که باندها و ارگانهاى گوناگون رژيم اسلامى يکديگر را افشاء ميکنند. خيانتها و اقدامات ضد کارگرى يکديگر را رو ميکنند و بر عليه يکديگر سند و مدرک ارائه ميدهند و ما در مقابل بايد علل اين اختلافات و اتحاد طبقاتى کليه اين ارگانها و باندهاى درون رژيم اسلامى را بر عليه انقلاب و طبقه کارگر توضيح دهيم و هر سند و مدرکى را که اين باندها و ارگانها بر عليه يکديگر ارائه ميدهند براى ما سند و مدرکى است براى افشاى کل رژيم اسلامى و کل حاکميت سرمايه.
٣- تنها به نيروى توده هاى کارگر تکيه کنيم.
هر قدمى که کارگران و جنبش کارگرى به جلو برميدارد بايد ايمان و تکيه به نيروى خود را هر چه بيشتر در ميان کارگران تثبيت کند. در هر اعتراض و مبارزه کارگرى اعتقاد کارگران به نيروى خود بعنوان تنها عامل مبارزه براى رسيدن به هدف و پيروزى تقويت گردد. تنها در اينصورت است که هر اختلاف در ميان ارگانهاى رژيم تبديل به نقطه ضعفى براى آنان ميشود و شرايط بهترى را براى مبارزه ما بر عليه کل رژيم اسلامى فراهم مى آورد و پيروزى ما باعث ايجاد توهم نسبت به باندهاى گوناگون رژيم اسلامى نميگردد.
بکوشيم تا در مجمع عمومى و در آکسيونها مطالبات خود را مشخص کنيم. افشاگريها و اختلافات مابين ارگانهاى گوناگون رژيم اسلامى را بوسيله اى براى افشاء کل نظام سرمايه و کل رژيم اسلامى تبديل کنيم و با تکيه به نيروى توده هاى کارگر ايمان و اعتقاد کارگران به نيروى خود را به عنوان تنها عامل مبارزه براى رسيدن به هدف تقويت کنيم. |