بياد اتحاد شوراهاى گيلان

رضا مقدم

از همين نويسنده


به نقل از نشريه کمونيست، ارگان مرکزى حزب کمونيست ايران، سال چهارم، شماره ٣٠، بهمن ماه ١٣٦٥


در پانزدهم اسفند ٥٨ به دعوت "اتحاد شوراهاى گيلان" بيش از ٢٥ هزار نفر کاررگ دست به اعتصاب زدند. اين اعتصاب که در مخالفت با طرح رژيم اسلامى سرمايه در مورد سود ويژه بود چرخهاى نزديک به ٣٦ کارخانه را همزمان از حرکت باز ايستاند. کارگران گيلان با اتحاد و يکپارچگى خود که بخوبى در اين اعتصاب متجلى بود موفق شدند رژيم اسلامى را به عقب بنشانند. آن را به پرداخت مبالغ سود ويژه، بدان شکل که "اتحاد شوراهاى گيلان" تعيين کرده بود، وادار کنند."اتحاد شوراهاى گيلان" تشکلى فرا فابريکى و منطقه اى بود که توانست اکثريت شوراهاى کارخانجات گيلان را متحد کند. در بوجود آمدن "اتحاد شوراها" شوراى کارگران کارخانه پوشش رشت بيشترين و مهمترين نقش را داشت . شوراى کارگران کارخانه پوشش يکى از پرقدرت ترين و پيشروترين شوراهاى کارگران کارخانجات در منطقه گيلان بود که بر کليه امور کارخانه نظارت داشت و در آن دخالت ميشود. از جمله توليد را کنترل مى کرد، بر امور مالى نظارت داشت و استخدام و اخراج را بدست گرفته بود. اين شورا پس از آنکه کليه تلاشهاى چندين ماهه اش در دستيابى به تعدادى از مطالبات کارگران از رژيم اسلامى منجمله درخواست وام براى راه اندازى بخشهايى از کارخانه با شکست مواجه شد، طى اطلاعيه اى مشکلات خود را با کارگران ساير کارخانجات گيلان در ميان گذاشت و از نمايندگان شوراهاى کارگران ديگر کارخانجات دعوت کرد تا در يک گردهمايى شرکتت کرده و در مورد مشکلات خود به بحث بپردازند. اولين جلسه با شرکت نمايندگان شوراهاى کارگران ١٨ کارخانه در ٢١ بهمن ٥٨ در کارخانه پوشش تشکيل شد. در اين جلسه مشکلات و مطالبات کارگران کارخانه پوشش و شوراهاى ديگر کارخانجات مورد بحث قرار گرفت، اولين گامها براى ارتباط فعالتر شوراهاى کارخانجات با يکديگر برداشته و همگى بر ادامه اين جلسات تاکيد ورزيدند. مقارن با ادامه اين جلسات رژيم اسلامى اعلام کرد که سود ويژه سال ٥٨ بايد بر اساس همان قراردادهاى سال ٥٦ به کارگران پرداخت گردد. اين تصميم ضد کارگرى رژيم اسلامى که با موج وسيعى از مخالفت کارگران روبرو گرديد. در يکى از جلسات مشترک شوراهاى کارگران کارخانجات گيلان مورد بررسى قرار گرفت و نمايندگان ٣٦ شورا از ٤٠ شورايى که در جلسه شرکت کرده بودند مخالفت خود را با طرح سود ويژه رژيم اسلامى اعلام نمودند و به لزوم مبارزه متحد کارگران بر عليه آن تاکيد ورزيدند. بدين ترتيب اتحاد شوراهاى کارگران گيلان بر متن و در دل مبارزه اى توده اى بر عليه طرح سود ويژه اسلامى شکل گرفت . اعلام موجوديت کرد و با سازماندهى و رهبرى پيروزمند اين مبارزه نفوذ و اعتبارى وسيع در بين کارگران گيلان بدست آورد. "اتحاد شوراها" اعلام نمود که سودويژه ميبايد بر اساس قانون سودويژه پرداخت گردد و آن دسته از کارخانجاتى که سود و يا توليدى نداشته اند بايد به هر کارگر حداقل ده هزار تومان بعنوان سودويژه پرداخت نمايند. "اتحاد شوراها" به مقامات استان و روساى کارخانجات از هشت تا سيزده اسفند مهلت داد تا موافقت يا مخالفت خود را ب طرح سودويژه "اتحاد شوراها" اعلام دارند. طى تماسهايى که ب مقامات دولتى استان گيلان گرفته شد آنها خود را ملزم به تبعيت از سياست رژيم اسلامى در مورد سوديژه دانستند. پس از پايان يافتن مهلت د روزه، "اتحاد شوراها" به عنوان اخطار کارگران را به يک اعتصاب يک ساعته فرا خواند. اين اعتصاب که در ١٥ اسفند بطور هماهنگ و يکپارچه در کليه کارخانجات عضو همزمان انجام پذيرفت نتوانست سرمايه داران و دولت آنها را به عقب نشينى و قبول خواستهاى کارگران وادار نمايد. "اتحاد شوراها" با توجه به اتحاد و عزم راسخ کارگران در مبارزه بر عليه طرح سود ويژه رژيم که در پشتيبانى کارگران از فراخوان اعتصاب نمايان بود، تصميم گرفت طرح سودويژه خود را بصورت يک قطعنامه در يک ميتينگ با شرکت کارگران کارخانجات عضو به تصويب برساند و سپس به عنوان "اتحاد شوراهاى کارگران گيلان " و به نمايندگى از طرف کارگران با رژيم اسلامى وارد مذاکره گردد. در بيستم اسفند به دعوت "اتحاد شوراها" بيش از ٢٥ هزار کارگر در استاديوم ورزشى تختى رشت گرد هم آمدند. در اين ميتينگ با شکوه کارگرى که انتظامات آنرا نيز خود کارگران بر عهده داشتند. چندين نفر از رهبران "اتحاد شوراها" بر عليه طرح سودويژه رژيم اسلامى سخنرانى کردند، از طرح آلترناتيو خود دفاع نمودند. به افشاء مصائب گريبانگير طبقه کارگر در جامعه سرمايه دارى پرداختند. خواستار تدوين قانون کار با شرکت نمايندگان کارگران شدند، از راديو و تلويزيون بخاطر عدم شرکت در ميتينگ و منعکس نکردن خواستها و مبارزات کارگران انتقاد کردند. کارگران در اين ميتينگ قطعنامه پيشنهادى "اتحاد شوراها" را مورد تاکيد قرار دادند و سه نفر از رهبران آن را براى مذاکره با دولت انتخاب نمودند. مذاکرات نمايندگان کارگران با رئيس جمهور وقت بنى صدر در تهران به نتيجه نرسيد. بنى صدر طرح سودويژه "اتحاد شوراها" را مغاير با "مصالح انقلاب" دانست و بر اجراى طرح سود ويژه رژيم اسلامى تاکيد نمود. گزارش نمايندگان "اتحاد شوراها" از مذاکرات خود با بنى صدر، کاررگان را هر چه بيشتر مصمم و متحد ساخت تا بر مطالبات خود قاطعانه پاى فشارند. در اين ميان استاندار گيلان و لاهوتى امام جمعه رشت باتفاق ساير حاميان سلامايه در منطقه تلاش کردند تا توده هاى کارگر را از پشتيبانى از "اتحاد شوراها" بازدارند و کارگران را در مقابل نمايندگانشان قرار دهند. بدين منظور آنها از رهبران "اتحاد شوراها" دعوت کردند تا در جلسه اى در کارخانه فومنات رشت که در آن زمان در تسلط حزب الله بود، شرکت کنند. "اتحاد شوراها" با برگزارى اين جلسه موافقت نمود. در اين جلسه پس از لاهوتى چند نفر از رهبران "اتحاد شوراها" سخنرانى کردند و توانستند جو جلسه را به نفع مبارزه خود برگردانند بطورى که کارگران کارخانه فومنات که لاتوتى حمايتشان را از رژيم اسلامى حتمى ميدانست نيز به حقانيت مبارزه کارگران بر عليه طرح سود ويژه رژيم اسلامى واقف گرديدند و نقشه هاى لاهوتى و استاندار گيلان نقش بر آب شد. لاهوتى يکبار ديگر تلاش کرد تا در سخنرانى خود در نماز جمعه با تحريف مطالبات و خواستهاى کارگران، براى تعرض اوباش حزب الله در رشت به "اتحاد شوراها" زمينه چينى کند. اما نفوذ وسيع "اتحاد شوراها" در ميان کارگران؛ روحيه بالا و اتحاد و همبستگى کارگران در اين مبارزه کليه توطئه هاى رژيم اسلامى و عمال محلى آن را با شکست روبرو ساخت . بطور مثال روساى کارخانه "رويال فيبر" به طرح سودويژه "اتحاد شوراها" گردن گذاشتند. کارگران "رويال فيبر" چک هاى خود راگرفتند اما براى مستحکم تر کردن اتحاد و همبستگى خود با ديگر کارگران از مراجعه به بانگ خوددارى کردند. کارگران "رويال فيبر" اعلام نمودند ما آخرين کارگرانى خواهيم بود که براى دريافت پول خود به بانک مراجعه خواهيم کرد و آمادگى خود رابراى انجام تصميمات "اتحاد شوراها" براز داشتند. در دل و بر متن اين روحيه مبارزاتى در بين کارگران، رژيم اسلامى باآنکه هيجگاه رسما با طرح سود ويژه "اتحاد شوراها" موافقت نکرد اما در عمى در مقابل اتحاد، تشکل و همبستگى يکپارچه کارگران عملا وادار به عقب نشينى شد و سودويژه رامطابق طرح "اتحاد شوراها" پرداخت کرد.

سازماندهى و رهبرى پيروزمند اين مبارزه که براى "اتحاد شوراهاى کارگران گيلان" نفوذ و اعتبار وسيعى را در ميان کارگران به همراه داشت، مهمترين مقطع در حيات "اتحاد شوراها" بود. پس از آن "اتحاد شوراها" رو به افول گذاشت.

پيروزى در مبارزه بر سر سودويژه رژيم اسلامى رامتوجه خطرى نمود که ميرفت بطور جدى در گيلان تهديدش نمايد. ارگانهاى رژيم اسلامى برنامه ريزى براى از بين برين "اتحاد شوراها" را در دستور گذاشتند. "اتحاد شوراها" تشکلى منطقه اى و متکى بر شوراهاى کارخانجات بود. بطور فردى از کارگران عضوگيرى نميکرد. بلکه با پيوستن شوراى هر کارخانه به "اتحاد شوراها" بطور اتوماتيک کارگران آن کارخانه نيز تحت پوشش "اتحاد شوراها" قرار مى گرفتند. جمله به شوراهاى کارگران کارخانجاتى که اعضاه و پايه هايى "اتحاد شوراها" را تشکيل مى دادند، سياستى بود که رژيم اسلامى برگزيد. تهديد نمايندگان کمونيست و مبارزه شوراهاى کارخانجات آغاز شد، اخراج و دستگيرى آنها در دستور قرار گرفت. انجمن هاى اسلامى و مزدوران سرمايه در کارخانجات به تحريکات خود بر عليه شوراها و نمايندگان کمونيست و مبارز آنها شدت بخشيدند و اعضاه انجمن هاى اسلامى و عناصر ضد کارگر را به عنوان نماينده کارگران تحميل کنند. در تمام مدتى که کارگران در محدوده يک کارخانه در مقابل اين حملات رژيم مقاومت، اعتراض و اعتصاب مى کردند، "اتحاد شوراها" بجز ابزار همبستگى هيچ نوع مقاومت و اعتراض عمى را در ديگر کارخانجات عضو به پشتيبانى از آنها سازمان نداد. کارگران هر کارخانه پس از مدتى اعتراض و اعتصاب به سرکارهايشان بر مى گشتند و شوراهايشان منحل مى شد و رژيم به سراغ شوراهاى کارخانه ديگر مى رفت. با اخراج، دستگيرى و تحت تعقيب قرار گرفتن نمايندگان کارگرتان و از بين رفتن هر شورا در هر کارخانه، از شوراهاى کارخانجات عضو "اتحاد شوراها" کاسته شد. در ماههاى آخر فعاليت "اتحاد شوراها" تنها نمايندگان ده کارخانه در جلسات آن شرکت مى کردند که تعدادى از آنها نيز نمايندگان اخراجى بودند. با از بين رفتن تعداد ديگرى از همين شوراها ديگر حتى برگزارى جلسات آن نيز مشکل شده بود. در پايان تنها دو کارخانه بود که در آن جلسات ميتوانست برگزار گردد که با از بين رفتن امنتيت اين دو مکان، ديگر جلساتى انجام نگرفت. بدين ترتيب "اتحاد شوراهاى کارگران گيلان" با عمرى کمتر از يکسال عملا منحل شد. در ديماه ٥٩ عده اى از کارگران کمونيست و مبارز تلاش نمودند تا "اتحاد شوراها" را احياه نمايند. اين عده از کارگران تنها توانستند چندين اعلاميه به نام "کمتيه احياه" اتحاد شوراهاى انقلابى کارگران گيلان" منتشر کنند که اين گروه نيز پس از چند ماه منحل گرديد. ٧ سال از آن روزها مى گذرد. بى شک کارگران گيلان پيروزى خود در اسفند ٥٨ را که ثمره قدرت اتحاد، همبستگى و تشکلشان بود، فراموش نخواهند کرد. قدرتى را که متشکل شدن در اتحاد شوراهاى کارگران گيلان به آنان بخشيد، از ياد نخواهند برد.

رضا مقدم