انتخابات رياست جمهورى و فعالان جنبش ضد سرمايه دارى

فعالان جنبش ضد سرمايه دارى


خرداد ١٣٨٤- جون ٢٠٠٥


اخيرا اطلاعيه اى با نام "کارگران و انتخابات رياست جمهورى" و با امضاى "فعالان جنبش ضدسرمايه دارى طبقه کارگر" منتشر شده است که ذکر چند نکته درباره آن ضرورى است. قبل از هر چيز بايد تاکيد کنم که ستون "يادداشتها و نکته ها" در سايت کارگر امروز به مطالب بسيار کوتاه اختصاص دارد و همانطور که خود خواننده مشاهده خواهد کرد بررسى مفصل همه نکاتى که در اين اعلاميه يک صفحه اى مطرح شده در حوصله اين ستون نيست. با اين حال موضوعات مطرح شده در اين اعلاميه نزد سوسياليستها چنان آشنا و روشن است که خواننده حتى با يک اشاره کوتاه هم متوجه کل ماجرا خواهد شد.

١ - "فعالان جنبش ضدسرمايه دارى طبقه کارگر" هنوز سند اعلام موجوديت خود را منتشر نکرده اند تا بتوان پى برد که آنها از کدام گرايشات فکرى چپ مى آيند و چه سابقه اى دارند. همچنين روشن نيست که اينها گروه و سازمان هستند يا يک محفل، مناسبات درونى آنها چگونه است، بطور مثال مبناى عضوگيرى آنها چيست و چگونه تصميم گيرى مى کنند و يا خود اعلاميه فعلى را چگونه تهيه کرده اند و به هم نظرى رسيده اند تا منتشر شود.

٢ - گفته شده است که: "به تجربه خودمان در ٨ ساله اخير اشاره کنيم. در دوم خرداد ١٣٧٦، راهى که اکثريت مردم براى "نه" گفتن به جمهورى اسلامى انتخاب کردند، "آرى" گفتن به انتخابات و راى دادن به نامزدى دولتى بود که به طور کامل مورد تائيد قدرت حاکم نبود. اقليتى از مردم نيز به صورت پراکنده و انفرادى، يا از سر انفعال سياسى و يا از زاويه اى صرفا اخلاقى و براى تبديل نشدن به دلال مظلمه، در انتخابات شرکت نکردند."

اولين سئوال اين است که اين "فعالان جنبش ضد سرمايه دارى طبقه کارگر" در انتخابات رياست جمهورى ١٣٦٧ شرکت کردند يا نه. البته با تحليلى که اينها از "اقليتى" که راى نداده دارند دشوار است که خودشان در زمره اين اقليت باشند. از نظر اينها اقليتى که راى نداده است يا از سر "انفعال سياسى" بوده و يا "از زاويه اى صرفا اخلاقى براى تبديل نشدن به دلال مظلمه"!. هر چند معلوم نيست از کى "دلال مظلمه" نشدن امرى است صرفا اخلاقى و نه سياسى.

٣ - "فعالان ضد سرمايه دارى" درباره انتخابات فعلى مى گويند که تحريم "منفعلانه و غير سياسى انتخابات" به تنهايى کافى نيست و بايد "نه" به انتخابات همراه با "آرى" به يک منشور سياسى طبقه کارگر باشد. در اعلاميه آمده است: "اين منشور پيش از هر چيز بايد حاوى خواست جدايى کامل دين از دولت باشد، زيرا اکنون مانع سياسى دخالت شهروندان در تعيين سرنوشت خويش خود، حکومت دينى است. ... پس، بدون شک، منشور سياسى کارگران بايد حاوى آزادى هاى بى قيد و شرط بيان، آزادى تشکل، آزادى اعتصاب و بطور کلى تمام آزاديهاى سياسى باشد."

طبعا نيروهاى سياسى بسيارى در اپوزيسيون ايران هستند، از جمله مدرنيستها (مستقل از اينکه چه نامى بر خود دارند) که ديکتاتورى حاکم را ناشى از حاکميت مذهب مى دانند. اما و در مقابل، سوسياليستها و کمونيستها آنرا ناشى از حاکميت سرمايه در کشورى نظير ايران مى دانند. از جمله نتايج اين اعلاميه اين است که به کارگران القا شود که "بطور کلى تمام آزاديهاى سياسى" با حاکميت دين غير ممکن است نه با حاکميت سرمايه دارى در ايران. آيا حاکميت يک سرمايه دارى غير دينى در ايران "مانع سياسى دخالت شهروندان در تعيين سرنوشت خويش" نيست؟ آيا نام "فعالان جنبش ضد سرمايه دارى طبقه کارگر" با اين تحليل خوانايى دارد؟ اين تحليل با فعالان جنبش لائيک و مدرنيستها" بيشتر خوانايى دارد تا سوسياليستها.

سئوال بطور مشخص اين است که اختلاف "فعالان جنبش ضد سرمايه دارى" با پلاتفرم سياسى جمهورى خواهان لائيک که حاوى همين آزاديهاى اساسى عليه رژيم اسلامى است و انتخابات را هم تحريم کرده اند، چيست؟ آيا شما طرفدار تحريم انتخابات با پلاتفرم سياسى جمهورى خواهان لائيک هستيد؟

٤ - در اعلاميه آمده است: "بايد حول منشور سياسى طبقه کارگر و با استفاده از تمام وسايل و شيوه هاى مبارزه متمدنانه ...". لطفا چند نمومه از شيوه هاى مبارزه "غير متمدنانه" که شما ناگزير از مرزبندى با آن شده ايد را توضيح دهيد و بطور مشخص اعلام کنيد که آيا "قيام و انقلاب" متمدنانه است يا غير متمدنانه".

٥ - اعلاميه نه گفتن به انتخابات را بدون آرى گفتن به منشور مورد نظرش، "تحريم منفعلانه و غير سياسى انتخابات" ناميده است. دو روز ديگر انتخابات است و هنوز "فعالان جنبش ضد سرمايه دارى طبقه کارگر" منشور خود را منتشر نکرده اند. سئوال اين است که اين فعالين در انتخابات شرکت ميکنند و يا "منفعلانه و غير سياسى" در انتخابات شرکت نمى کنند.

چهارشنبه ٢٥ خرداد ٨٤