|
"بهرام رحمانى و "شعبه يكم دادگاه انقلاب اسلامى سقز
رضا مقدماز همين نويسنده
به نقل از ستون يادداشتها و نكته ها در سايت كارگر امروز ،27 آذر 1384
بهرام رحمانى در نوشته اى بنام "تلاش براى لغو احكام دادگاه انقلاب اسلامى سقز و تشكل يابى كارگران!" (به تاريخ 9 دسامبر 2005) مى نويسد: "شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامى سقز، حكم دستگيرشدگان اول ماه مه 83 سقز را در تاريخ 21/8/1384 به وكلاى آنان ابلاغ كرد."
در طول اين نوشته بهرام رحمانى هر بار كه به صدور احكام و دادگاه مربوطه مى خواهد اشاره كند انگار مراقب است كه مبادا كلمات تندى نظير "بيدادگاه" و "رسوا" از قلمش جارى شود، و با كوتاه و بلند كردن عنوان رسمى "شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامى سقز" چند بار به آن رجوع مى دهد. بدين ترتيب وى در خارج كشور كه به قول خودش "از هر لحاظ دستمان باز است" رهنمود هاى نامه سرگشاده حكيمى مبنى بر بكار بردن عبارت "دادگاه انقلاب اسلامى سقز" بجاى "بيدادگاه سقز" را حتى در انتخاب تيتر مطلبش نيز اجابت كرده است.
اتحاد سوسياليستى كارگرى طى دو اطلاعيه مفصلا معناى مضر سياسى اين توصيه هاى حكيمى براى طبقه كارگر را بحث كرده است و ميتوان به آن رجوع كرد. اما بهرام رحمانى ما را بدليل همين پاسخها مورد ناسزاگويى قرار داده و به كمپين فحاشى عليه ما كه اخيرا در خارج كشور آغاز شده پيوسته است:
"متاسفانه برخى از افراد و جرياناتى كه بحث و مواضع خود را در روزهاى اخير در سايت هاى اينترنتى منتشر نموده اند، يك مسئله بسيار مهم را ناديده گرفته اند و آن هم موقعيت بسيار متفاوت فعالين جنبش كارگرى كمونيستى در داخل و خارج كشور است. ما در خارج از كشور از هر لحاظ دستمان باز است كه حرف آخرمان را اول بزنيم. ما در خارج كشور با آنچنان سانسور و خود سانسورى مواجه نيستيم، مستقيما با پليس و زندان سياسى سرو كار نداريم، اما در داخل كشور مسئله كاملا برعكس است." زير فشار قرار داشتن فعالين در داخل كشور واقعيتى است كه مورد انكار هيچكس نيست. اين واقعيت در نوشته هاى محسن حكيمى نيز تأييدى براى رهنمود او شمرده شده و ما نادرست بودن آن را در همان اطلاعيه ها نشان داده ايم و بهرام رحمانى نيز مى توانسته آن را بخواند. اما بهرام رحمانى از اين جا فحاشى به ما را نتيجه مى گيرد و مى نويسد:
"اما برخى جريانات حاشيه اى به جاى پرداختن به بحثهاى اثباتى، صرفا براى مطرح كردن خود مواضعى را اتخاذ مى كنند كه جنجالى پشت سر آن راه بيافتد!؟ چنين شيوه هايى اگر به درد جريانات سكتاريست و معلمان ايدئولوژيك مى خورد، قطعا به درد كارگر و بهبود وضعيت اقتصادى و اجتماعى او نمى خورد." وى افزوده است: "اما متاسفانه هستند افراد و جرياناتى كه فكر مى كنند اگر طبقه كارگر و فعالين آن به ميدان بيايند ديگر بساط اين ها برچيده خواهد شد، بنابراين آگاهانه و ناآگاهانه لطمات زيادى به جنبش كارگرى وارد ميسازند".
سئوال از بهرام رحمانى اين است مگر خودتان ننوشته ايد كه: "در خارج كشور با آنچنان سانسور و خود سانسورى مواجه نيستيم، مستقيما با پليس و زندان سياسى سرو كار نداريم"؟ اگر بحث فقط بر سر فعالين داخل بود و نه خارج، چرا شما كه زير تيغ رژيم اسلامى نيستيد عبارت "شعبه يكم دادگاه انقلاب اسلامى سقز" را بكار برديد؟ از آنجا كه مثل داخل زير تيغ رژيم نيستيد، آيا در مطالبتان درباره قوه قضائيه قاتل زهرا كاظمى، قوه قضائيه آزاد كننده حمله كنندگان به كوى دانشگاه، قوه قضائيه ماست مالى كننده قاتلان قتل هاى زنجيره اى و زندانى كننده زرافشان، وكيل خانواده هاى آنها، همان عبارت روى تابلوى ساختمان مربوطه را بكار ميبريد؟ آيا فكر مى كنيد كه تغيير لحن نيروهاى انقلابى و سوسياليست در خارج كشور نسبت رژيم اسلامى، به لغو حكم دستگيرشدگان سقز كمك ميكند؟ بعلاوه اين تغيير لحن شما نسبت به يكى از رسواترين و بدنام ترين قواى رژيم اسلامى، چگونه، كجا و طى چه مكانيسمى به لغو احكام دستگيرشدگان سقز كمك ميكند؟ آيا شما بى خبريد از جايگاه سياسى كسانى كه زبانى مودب با رژيم و ارگانهايش دارند و در عين حال عليه نيروهاى انقلابى و سوسياليست بد دهن و فحاش هستند؟ آيا شما از سرنوشت دارندگان زبان دو سويه، فحاش عليه سوسياليستها و مودب با رژيم و ارگانهايش بى اطلاعيد؟ بهرام رحمانى با اجابت رهنمود محسن حكيمى آيا فراموش كرده كه عضو كميته مركزى حزبى است كه سازمان كردستان آن هيچگاه شيوه مبارزه مسلحانه خود را عليه رژيم اسلامى پس نگرفته است؟ آيا تغيير لحن زبان تبليغى شما عليه رژيم اسلامى منوط به بحث و تصميم كنگره يا دستكم پلنوم كميته مركزى درباره تغيير ماهيت رژيم اسلامى و ارگانهايش نيست؟ آيا لحن و زبان تبليغى عضو كميته مركزى حزبى مسلح عليه رژيم اسلامى نبايد با مسلح بودن آن خوانايى داشته باشد؟ آيا بهرام رحمانى نميداند در رويدادهايى كه به بحران "جعبه سياه" در اين حزب معروف شد، تغيير زبان و لحن تبليغى عليه رژيم مسئله اى بود كه برايش توطئه چيده بودند و حاضر بودند قيمت گزافى بابت آن بدهند؟ البته بهرام رحمانى ميتواند اسلحه حزبى خود را با ماشين تحرير عرضیه نويسان جلوى ساختمان دادگسترى كه ملزمند عبارت "قوه محترم قضائيه" و "شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامى سقز" را بكار برند، تعويض كند، اما هيچ حزب، سازمان و گروهى نميتواند از زير فشار چنين چرخشهايى كمر راست كند.
|