ماموريت غير ممکن دکتر


فروردين ١٣٨٤ -آوريل ٢٠٠٥


اخيرا دکتر ناصر سعيدى از اعضاى سازمان بنياد کار مطلبى به نام "تشکل مستقل کارگرى: انواع، ويژگى ها و وظايف" نوشته است و در آن نظراتى به من نسبت داده که مدعى است با "استناد" به متن سخنرانى من در سمينار نشريه کارگر امروز (٢٥/٨/١٩٩٥) به نام "تشکل مستقل کارگرى چيست؟" است. ايشان نظرات من را طورى "نقل" کرده که خودش قدرت رد کردنش را داشته باشد. انتقادى به وى ندارم چرا که بالاخره هر فردى قدرت معينى براى درک و فهم مسائل نظرى و سياسى دارد. در صدد جواب گويى به هم وى نيستم چرا که اين از مشخصات نوشته هاى مدافع گرايش راست جنبش کارگرى است که هر اظهار نظرشان درباره تشکل کارگرى توام است با حمله و انتقاد به احزاب و سازمانهاى کمونيستى و بر حذر داشتن کارگران و تشکل هاى کارگرى از تماس با آنها. نوشتن درباره سازمان بنيان کار، سياستها و جايگاه آن را به بعد موکول مى کنم و در پائين فقط اشاره اى دارم به بخشى از نوشته دکتر.

دکتر در بخشى از نوشته اش يک جمله از "تشکل مستقل کارگرى چيست؟" آورده و سپس به نقد آن پرداخته است: «"اگر اختلافى با آن تشکل کارگرى وجود داشته باشد بر سر سياستهايى است که آن تشکل دارد و بعلاوه اينکه آيا به اعمال اراده مستقيم کارگرى ميدان ميدهد يا نه." نکته آخر در چهارچوب فکرى کسى که وابستگى تشکل کارگرى به احزاب سياسى را توجيه مى کند، بيشتر به گفته اى طنز آميز مى ماند تا اظهار نظر جدى. چرا که نمى توان هم وابسته بودن سياسى و تشکيلاتى و مالى تشکل به احزاب سياسى را بلامانع دانست و هم درباره اعمال اراده مستقيم کارگران سخن راند».

در نوشته "تشکل مستقل کارگرى چيست؟" هيچ جا از وابستگى تشکل کارگرى به احزاب دفاع نشده است و همه جا از رابطه تشکل کارگرى با احزاب چپ و کمونيست دفاع شده است و نوع رابطه را هم به عهده و تصميم خود تشکل کارگران گذاشته است. رابطه تشکل کارگرى با احزاب چپ و کمونيست نزد فعالين گرايش راست جنبش کارگرى ممنوع است و کفر محسوب ميشود. اما چون آنها قدرت دفاع از اين نظر دست راستى خود را ندارند حتى وقتى دکتر باشند با "وجدان راحت"، "رابطه" را تبديل ميکنند به "وابستگى" و عليه آن مى نويسند. سازمان بنياد کار دکتر را به يک ماموريت غير ممکن فرستاده است وقتى که در همان نوشته مورد "استناد" دکتر صريحا آمده است. "من با استقلال حقوقى اتحاديه‌ها و تشکل‌هاى کارگرى از احزاب موافق هستم. ديروز، در مورد اتحاديه کارگرى سوئد و اين که چند ميليون کرون خرج تبليغات «حزب سوسيال دمکرات» در انتخابات کرده، صحبت شد. حتى اگر تشکلى داشته باشيم که تا اين اندازه به يک حزب نزديک باشد، من طرفدار جدائى حقوقى‌اش هستم. من مى‌گويم که چنين تشکلى از نظر حقوقى بايد از حزب جدا باشد. يعنى تصميم‌گيرى‌هاى اين تشکل بايد از طريق مکانيزم‌هاى خود آن پيش برود." جناب دکتر، وقتى دانشگاه ميرفتى تا دکترا بگيرى استادانت بهت ياد ندادند که نظر ديگران را درست نقل کنى و تحريف نکنى.

در پائين بخشى از مطلب "تشکل مستقل کارگرى چيست؟" که دکتر چند جمله آنرا نقل کرده و به آن "طنز آميز" گفته آمده است و بيش از آنرا، هر فرد علاقه مندى ميتواند به خود نوشته در سايت کارگر امروز رجوع کند.

١٩ فروردين ١٣٨٤

"تشکل کارگرى مورد نظر ما بايد مستقل از دولت يا غير دولتى باشد. بدين معنى که دولت حق هيچ دخالتى در تشکيل، تعيين نوع ساختار تشکيلاتى، تعيين سياست و انتخابات تشکل کارگرى را نداشته باشد. در قوانين کشور بايد تنها حق تشکل کارگران برسميت شناخته شود و کارگران آزاد باشند تا بهر نحوى که خود تشخيص مى دهند متشکل شوند. اينکه در کشور بايد تنها يک اتحاديه باشد، نظير آلمان، و يا چندين اتحاديه، نظير فرانسه، مسئله اى است مربوط به توازن قواى سياسى گرايشات درون جنبش کارگرى و به قوانين و دولت بى ربط است. بنابراين اينکه قانون شوراهاى اسلامى در مجلس به تصويب رسيده است و شوراهاى اسلامى بر اساس اين قانون تشکيل شده اند کافى است تا شوراهاى اسلامى از نظر ما مردود باشند. مجلس تعيين کرده است که نمايندگان کارگران بايد داراى چه مشخصاتى باشند. تصميم گيرى در مورد تشکلهاى کارگرى و مسائل مربوط به آن در حوزه اختيارات مجلسها و دولتها نيست و تنها به کارگران مربوط است.

مسئله چگونگى رابطه يک تشکل کارگرى با احزاب مسئله داخلى يک تشکل کارگرى است و به دولت ربطى ندارد. اين تنها کارگران هر تشکل هستند که نوع رابطه خود را با احزاب تعيين مى کنند. تنها خود اعضاى يک تشکل کارگرى تعيين مى کنند چه نوع رابطه مالى، سياسى و تشکيلاتى با احزاب برقرار مى کنند. از نظر ما اينکه يک تشکل کارگرى تحت نفوذ يک حزب باشد و يا يک رابطه تنگاتنگ سياسى، تشکيلاتى و مالى با يک و يا چند حزب داشته باشد بخودى خود اشکالى ندارد. اگر اختلافى با آن تشکل کارگرى وجود داشته باشد بر سر سياستهايى است که آن تشکل دارد و بعلاوه اينکه آيا به اعمال اراده مستقيم کارگرى ميدان ميدهد يا نه. اينکه يک تشکل کارگرى به کدام حزب نزديک است و چه نوع رابطه اى با يک و يا چند حزب برقرار ميسازد مسئله اى مربوط به خود آن تشکل کارگرى است و تعيين کننده آن خود اعضاى آن تشکل هستند. قوى شدن و ضعيف شدن يا نزديک شدن و دور شدن يک تشکل کارگرى از يک يا چند حزب معين مسئله اى کاملا سياسى است و همواره در جريان است. هيچ قانونى نبايد سرنوشت اين مبارزه سياسى را از پيش و به نفع يکى از طرفين حل و فصل کند. بايد جنبش کارگرى ايران فرصت يابد تا در محيطى که آزادى احزاب وجود دارد، شکل بگيرد و درباره اينکه اصولا در کدام سمت صحنه سياسى ايران و در کنار کدام احزاب مى ايستد تصميم بگيرد. نفع جنبش کارگرى ايستادن در جناح چپ جامعه است."