محمود صالحي آينه درد و رنج طبقه كارگر

فردين نگهدار


ژانویه ٢٠٠٧-دی ١٣٨٦


من آن خاكستر سردم كه در من شعله همه عصيان ها ست

من آن درياي آرامم كه در من فرياد همه توفان ها ست

من آن سرداب تاريكم كه در من آتش همه ايمان ها ست

اين روزها تقريبا" هر روز و روزي چند بار مترصد فرصت هستم تا وارد دنياي اينترنت شوم. به محض وصل شدن ، بي درنگ و با دلهره وبلاگ " كميته دفاع از محمود صالحي " را باز مي كنم. كميته اي كه به همت جمعي از رفقاي محمود تشكيل شد و تجربه گرانقدري است. با باز شدن صفحه و در اولين نظر عكس هاي محمود روي تخت بيمارستان آن هم در حالي كه دست و پاي او را به تخت بسته اند ، روان آدمي را مي آزارد. تندتند سراغ آخرين خبرها از او مي گردم ، كلمه به كلمه هر خبر و گزارشي را با وسواس مي خوانم ، هر از چند گاهي كلمه و اصطلاحي جديد به گزارش ها و اخبار وضعيت جسمي او افزوده مي شود؛ افزايش فشار خون ، دفع نشدن اوره ،‌بيهوش شدن هاي مكرر ، افزايش ضربان قلب و ... بعد از آنكه محمود را با حيله گري از سقز ربودند و روانه زندان سنندج كردند اولين نگراني مان وضعيت سلامتي او بود . آيا مي شود در حالي كه يك كليه ندارد و آن يكي ديگر هم 20% كارائي دارد ، دوران زندان را در سلولي كه به زور 30 نفر را در آن جا كرده اند ، سر كند ؟ اما زندان است و اجبار! با مرور وبلاگ ، تيترهاي بيانيه و اطلاعيه هاي تشكل ها و كميته ها و افراد در محكوميت نگه داشتن محمود بيمار در زندان دلهره آميز تر است." وضعيت جسماني محمود صالحي وخيم است " ، " جان محمود صالحي در خطر است " ،‌" محمود صالحي در آستانه مرگ قراردارد " ،‌" مسئوليت جان محمود صالحي با مسئولان جمهوري اسلامي است" و ... بي اختيار ياد محمود صالحي قبل از زندان مي افتم ، هميشه مي كوشيد كه درد و رنج جسماني اش را كم جلوه دهد و اطرافيانش را نگران نكند.

روحيه محمود هميشه عالي است. به راستي وضعيت جسماني او وخيم است . وقتي حدود سه هفته پيش محمود را كه از زندان به بيمارستان منتقل كرده بودند و فرصتي دست داد تا چند ثانيه اي تلفني با او صحبت كنم گفت كه " حالم خوب نيست درد زيادي دارم "و ديگر نتوانست حرفش را ادامه دهد .بغض گلويم را فشرد و احساس سنگيني وجودم را. كاش آن لحظه مي توانستم در كنارش باشم. اما با اين وضعيت ، او همچنان با اراده راسخ به تحكيم صفوف مبارزان راه آزادي و برابري مي انديشد به گونه اي كه به محض باخبر شدن از دستگيري دانشجويان به جرم تلاش براي برگزاري آزادانه روز دانشجو از آنان حمايت مي كند و به همه دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب مي بالد كه پيوند شان را با جنبش كارگري ارتقاء داده اند.

به راستي روحيه محمود غرور آفرين است و رزم بي باك اش نيروبخش ما ;

رنج هاي فراوان سيه چال زندان درهم نشكسته عزم تان را رفقا

اين دنياي بي داد با رنج ما آباد كجايش زندان ما نبوده رفقا از سي سال گذشته محمود هفت سالش را در زندان بوده و هر بار پس از آزادي مصمم تر به مبارزه ادامه داده است. محمود طعم تلخ استثمار و بي عدالتي را از همان دوران نوجواني چشيده و درس مبارزه با استثمار و تبعيض را از لابه لاي صفحات زندگي خود و ديگر كارگران و استثمار شدگان فراگرفته است.

او به مانند يك كارگر آگاه و پيشرو درس آشتي نا پذيري كار و سرمايه را خوب آموخته و آن هنگام كه در دادگاه و در برابر قاضي شجاعانه از برگزاري آزادانه روز جهاني كارگر دفاع مي كند و به او يادآوري مي شود كه ميز كارش ، صندليش ، خودكار، لامپ ، كاغذ ، لباس ، ديوار و هر آنچه كه در اتاقش است ، توليد و حاصل دسترنج كارگران است ، به مثابه يك كارگر پيشرو به دفاع از يك طبقه برميخيزد ، چگونه نظام سرمايه داري مي تواند اين كارگر خودآگاه را ساكت كند ؟

آنگاه كه او با تهيه جدول هزينه خانوار ، به تعيين سطح ناچيز دستمزد از سوي نهادهاي سرمايه داري مي تازد ، او عمق مصيبت و سر منشاء سيه روزي كارگران را درك و لمس كرده ،‌چگونه مي توانند او را خاموش كنند ؟

آن سان كه محمود با درك طبقاتي با ديگر فعالان كارگري به تشكيل " كميته هماهنگي براي ايجاد تشكل كارگري " مبادرت مي كند نيك مي داند كه با تشكل و سازمانيابي كارگران و اعمال قدرت طبقاتي است كه مي توان به بردگي انسان از انسان پايان داد.

او به معناي واقعي يك فعال كارگري ضد سرمايه داري با رويكرد جنبشي است. او شناخت خوبي از طبقه كارگر دارد و گرايشات مختلفش را مي شناسد. او منافع طبقه كارگر را به هر گونه منافع فردي ، گروهي و سازماني ترجيح مي دهد و از هر روزنه و فرصتي براي پيشبرد امر مبارزه با سرمايه داري و نيز آگاه ساختن كارگران به منافع طبقاتي شان بهره مي گيرد. او با كارگران خباز سقز ، كوره پزخانه ها ، شاهو ، نساجي كردستان ، شركت واحد ، پرريس سنندج همگام است ، به فراخوان براي تشكيل " شوراي همكاري " با حفظ اصول پاسخ مثبت مي دهد ، او دل در گرو هيچ تشكل دولت ساخته و ضد كارگري ، سرمايه سالار و فرقه اي ندارد . محمود به رهايي كارگران به نيروي خود اعتقاد راسخ دارد.

محمود دربند فرزندي از طبقه كارگر است ، طبقه اي به گستره جهان ، بياييم با كارزار براي آزادي او را شدت بخشيم و با اداي وظيفه انساني در پيشگاه تاريخ سربلند باشيم.

فردين نگهدار

14/10/1386