حوادث کار یا سلاخی کارگران؟

بهمن ماندگار


سوم مرداد هشتاد و شش


اختصاصی وبلاگ و نشریه کارگر

"حجم بالاى کار“ این توجیحی است که برای آمار بالای مرگ و از کار افتادگی کارگران در عسلویه می شنوید، پروژه ساختن سد كارون جان بیش از ۵٠ كارگر را گرفت، اما این مهم نیست! چرا که سرداران سازندگی و اصلاحات می توانند مفتخر باشند که اقتصاد ایران را به پیش رانده اند. کارگران جان خود را از دست می دهند یا برای همیشه از کار افتاده می شوند و این تمام تلاش شرافت مندانه ی سرمایه داران برای استخراج سود و ارزش اضافی بیشتر است.

سالانه هزاران کارگر در ایران بر اثر حوادث ناشی از کار جان خود را از دست می دهند. اخیرا معاون حوزه ی روابط کار وزارت کار و امور اجتماعی تعداد کارگرانی را که در سال 85 قربانی سوانح کار شده اند هزار و چهل و هفت نفر اعلام کرد.(1) اما شمار کارگرانی که هر سال قربانی شرایط بد کار می شوند به مراتب بیشتر از این تعداد است . در بسیاری از موارد حوادث محل کار که منجر به مرگ یا از کار فتادگی کارگران می شود از سوی کارفرمایان مخفی نگه داشته می شود و از آن جا که تشکل های مستقل کارگری و رسانه های مستقل مردمی از تیغ سرکوب و سانسور در امان نمی مانند امکان انتشار تمام حوادث محیط کار وجود ندارد. همچنین صدمات تدريجي ناشي از غير ايمن بودن محيط کار، سختي كار، تماس با مواد شيميايي سمي و... که شامل بيماريهاي پوستي، عضلاني، ريوي، قلبي، دیسک کمر و... و در نهایت از كارافتادگي و مرگ زودرس می شود هرگز به شمار نمی آیند.(2) از میان 2/2 میلیون نفری که در جهان طی سال گذشته جان خود را بر اثر حوادث ناشی از کار از دست دادند تنها 16% بر اثر حادثه در محل كار كشته شدند. 84% باقی مانده بر اثر بیماریهای ناشی از کار به مرور زمان جان خود را از دست داده‌اند. در این میان باید شمار کارگرانی را که بر اثر عدم پرداخت دستمزدهایشان خودكشی می كنند را هم به حساب آوریم.

دستمزدهای پائین کارگران و عدم پرداخت به موقع حقوق کارگران از عوامل موثر در افزایش آمار حوادث کاری هستند. پائین بودن حداقل دستمزدهای تصویب شده باعث كاهش قدرت خريد كارگران و افزايش فاصله ي دستمزد آنان تا خط فقر واقعي می شود. همچنین عدم پرداخت به موقع دستمزد کارگران فشارهای اقتصادی زیادی به کارگران و خانواده های آن ها وارد می کند. بسیاری از کارگران برای مقابله با فشارهای اقتصادی دست به اضافه کاری و شب کاری می زنند. در نتیجه ی افزایش تعداد ساعات کاری قوای بدنی به تدریج تضعیف می شود و صدمات جبران ناپذیر تدریجی به بدن وارد می شود. همچنین خستگی، عدم تمرکز و به هم خوردن ساعت داخلی بدن کارگران که از عوامل اصلی بروز سوانح کار هستند در نتیجه ی افزایش تعداد ساعات کاری و شب کاری تشدید می شوند. در بسیاری از خانواده های کارگری کودکان خانواده مجبور هستند از سنین پائین نیروی کار خود را بفروشند تا از نظر اقتصادی به خانواده هاشان کمک کنند، این موضوع باعث افزایش تعداد حوادث ناشی از کار می شود.(3) نبود امنیت شغلی، نداشتن سرپناه و مستاجر بودن و فشارهای اقتصادی روزمره باعث عدم تمرکز و حواس پرتی کارگران می شود که به افزایش تعداد سوانح کاری می انجامد.

بنا به اعتراف معاون حوزه ی روابط کار وزارت کار و امور اجتماعی علت وقوع 70 درصد حوادث ناشی از کار در سال 85 به علت عدم رعایت اصول ایمنی و حفاظت توسط کارفرما رخ داده اند.(4) کارفرمایان برای به دست آوردن سود بیشتر بدون توجه به خطراتی که کارگران را تهدید می کند مدام هزینه های مربوط به ایمنی کار را کاهش می دهند، از سوی دیگر کارگران به دلیل نرخ بالای بیکاری مجبور می شوند که برای تامین زندگی خانواده هایشان به هر کاری ولو کارهای سخت، مشقت بار و غیر ایمن تن دهند. کارفرمایان نگرانی از جهت از دست دادن کارگران خود ندارند چرا که به دلیل انبوه ارتش بیکاران کارگران صدمه دیده را به سرعت جایگزین می کنند اما این کارگران (که در بسیاری از موارد نمی توانند از بیمه های اجتماعی استفاده کنند) هستند که به سختی خواهند توانست آسیب های فیزیکی و روحی حوادث ناشی از کار را جبران کنند. در نتیجه حوادث ناشی از کار مشکلات زیادی را برای همیشه دامن گیر کارگران و خانواده های آن ها می کند.

51% از کل جمعیت کارگری کشور در کارگاه های کوچک زیر 10 نفر مشغول به کار هستند. طبق ماده ی194 قانون کار، این کارگاه ها از شمول قانون کار خارج شده اند. همچنین نزدیك به ٧٠ درصد نیروی كار ایران را كارگران قراردادی تشكیل می دهند در نتیجه تعداد زیادی از کارگران نمی توانند برای جبران آسیب های ناشی از حوادث کار از بیمه های اجتماعی استفاده کنند. در مواردی هم که کارگران می توانند ادعای غرامت کنند کارفرمایان تمام تلاش خود را به خرج می دهند تا کارگران را سهل انگار و مقصر قلمداد کرده و به همین بهانه از پرداخت هزینه بیمارستان امتناع بورزند. قوانین ضد کارگری در بسیاری از ابن موارد به یاری کارفرمایان می آید.

نداشتن هیچ گونه تشکل مستقل کارگری که کارگران بتوانند از آن طریق مطالبات خود را پیگیری کنند بر میزان حوادث ناشی از کار می افزاید. تشكل های كارگری می توانند از طریق تشکیل كمیسیون های ایمنی محیط كار به مشکل ناامنی محیط كار رسیدگی کرده و كارفرما را مجبور به تخصیص بودجه ای برای ايمن کردن كارگران کنند. در محیط های كاری فاقد تشكل كارگری، اعتراض به ناامنی محیط كار با اخراج جواب داده می شود و در نتیجه هیچ اعتراضی امکان بروز نمی یابد. بنابر این حکومت اسلامی با حمایت از سرمابه داران و سرکوب تشکل های مستقل کارگری کمر به سلاخی کارگران بسته است.

هر ساله تعداد زیادی از کارگران صنعت ساختمان سازی جان خود را بر اثر حوادث ناشی از کار از دست می دهند، همچنین آمار مرگ و میر در بخش حفاری و چاه کنی بالاست، سقوط از ساختمان یا ارتفاع و ریزش دیواره و آوار از مهمترین حوادثی هستند که به مرگ یا از کار افتادگی کارگران منجر می شود. در این میان كارگران پناهنده و افغانی که به شکل گسترده ای در این بخش ها مشغول به کار هستند وضعیت بسیار بدی دارند چرا که نام این کارگران در هیچ جائی ثبت نمی شود و این کارگران از بدیهی ترین حقوق انسانی محروم اند.(5) در وضعیت فعلی که حکومت اسلامی اخراج این کارگران را دست مایه ی عروج فاشیسم قرار داده است کارگران ایرانی باید با دفاع از حقوق انسانی افغان های ساکن ایران نشان دهند که کارگران وطن ندارند. آمار مرگ و صدمه ی کارگران در معادن نیز بسیار بالاست، در ماه گذشته دو کارگر معدن جان خود را از دست دادند، در نمونه ی دیگری در سال 84 بر اثر ریزش معدنی در باب نیزو، ١١ كارگر جانشان را از دست دادند، آمار مرگ و صدمه به کارگران در استان کرمان به دلیل وجود تعداد زیادی از معادن بسیار بالاست، این ها قسمت کوچکی از فشار سرمایه داری به کارگران معدن کار است.

بنابر آمارهای ارائه شده توسط سازمان جهانی کار(ILO) روزانه ٦٠٠٠ كارگر در جهان بر اثر حوادث و بیماریهای ناشی از مواد سمی در محل كار جان خود را از دست می دهند، سالانه 270 میلیون حادثه ی ناشی از کار در جهان رخ می دهد، ، 160 میلیون نفر به بیماری های ناشی از کار مبتلا و 7 میلیون نفر دچار از کار افتادگی می شوند. این تنها گوشه ای از بهره کشی نظام سرمایه داری از کارگران است.

پی نوشت ها:

1) نگاه کنید به روزنامه ی شرق مورخ 25 تیر 86 صفحه ی 31

2) به عنوان مثال ١٢ نفر از کارگران جوان يک کارخانه سنگ برى در ملاير به علت وجود گرد و غبار هاى سمى مبتلا به بيمارى سيليکوز شناسايى شده اند. از اين تعداد ٥ نفر جان باخته اند، ٤ نفر در آستانه مرگ بوده و بقيه معلول شده اند.

3) به عنوان مثال می توان به ٩٠٠ کارگاه زير ١٠ نفره ی ريخته گرى و کفاشى و توليد مواد شيميايى در منطقه ی رباط کريم اشاره کرد که تعداد زیادی از کودکان زير ١٨ سال در مشاغل سخت و زيان آور مشغول به کار هستند.

4) نگاه کنید به روزنامه ی شرق مورخ 25 تیر 86 صفحه ی 31

5) به عنوان مثال در گزارش ”کانون همبستگی با کارگران ایران“ که تحت عنوان ”روزشمار حوادث کار در ایران“ به بررسی سوانح کار در فاصله ی اردیبهشت 85 تا اردیبهشت 86 پرداخته است از میان 177 مرگ گزارش شده، مرگ 22 کارگر افغانی گزارش شده است.

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 10:4 توسط کارگر | 7 نظر