بر اساس تدارک و اعلام قبلي، بنا بود عصر امروز (جمعه مورخ 16/10/84) از ساعت 16 تا 18 انجمن فرهنگي-حمايتی کارگران (آوای کار) ميزبان مراسم بزرگداشتی به مناسبت سالروز انتشار نخستين روزنامه ی کارگری ايران،«حقيقت»، باشد. اما بنا به دلايلی نامعلوم، اجرای اين مراسم درست در لحظاتی پيش از ساعت اعلام شده متوقف شد و مديريت تالار (که مکانی خصوصی در حوالی خيابان ستارخان تهران بود) در ميان بهت و ناباوری ميهمانان و اعتراضات مکرر ميزبانان، مانع از ورود مهمانان به سالن برگزاری مراسم گرديد و اين در حالی است که هفته ی گذشته جهت اجرای چنين مراسمي، قراردادی کتبی ميان طرفين به امضاء رسيده بود و هزينه های مربوطه هم پرداخت شده بود. به اين ترتيب در حالی که مذاکرات و مشاجرات بی حاصل بين ميزبانان مراسم و مديريت تالار در جريان بود، هردم بر ازدحام ميهمانان در پشت درب بسته ی تالار افزوده می شد... مديريت تالار ضمن آنکه به طور مکرر تاسف خود را از وضع پيش آمده ابراز می کرد و پرداخت خسارات مربوطه را متقبل می شد، در عين حال از ذکر دليل اصلی اين اقدام خود طفره می رفت. تا اينکه با اصرار اعضای انجمن فرهنگی در دفاع از حق قانونی خود، نيروی پليس در محل حاضر شد و در اينجا بود که معلوم شد مديريت تالار ساعاتی پيش -در حوالی ظهر- از سوی چند فرد ناشناس - و به گفته ی او مسلح- مورد تهديد قرار گرفته و ملزم شده است که به هر ترتيبی از اجرای مراسم مذکورممانعت کند و جالب آنکه اين الزام به حدی جدی بود که وی از اينکه انجمن فرهنگی با در دست داشتن برگه ی قرارداد، شکايتی قانونی عليه او تنظيم کند واهمه ی چندانی نداشت و با علم برغيرقابل دفاع بودن اقدام خود، هر راهی به جز برگزاری مراسم را می پذيرفت و البته پليس حاضر در محل هم به هيچ وجه او را در جهت اجرای مراسم که حق قانونی انجمن فرهنگی بود تحت فشار قرار نداد.
بديهی است که انجمن فرهنگی با تاکيد بر حق قانونی خود خواهان روشن شدن هويت تهديد کنندگان بود و هست، اما اين سوالی نبود که مدير تالار يا ماموران پليس حاضر در محل علاقه ای به پاسخ آن داشته باشند. متاسفانه مامورين پليس تنها بر حل و فصل موقتی موضوع و پراکنده شدن حاضرين و مدعوين تاکيد داشتند و پيگيری و شناسايی عوامل پنهان اين ارعاب و تهديد چندان اهميتی برای آنان نداشت. به ناچار عليرغم تمام پافشاری ها، با تنظيم يک استشهاد رسمی جهت پيگيری قانونی و حقوقی موضوع توسط انجمن فرهنگی -به عنوان شاکی خصوصي- از طريق مراجع قضايي، کار به ظاهر خاتمه يافت.
قطعا انجمن فرهنگي-حمايتی کارگران برای دفاع از حق قانونی خود و در راستای باور به لزوم دفاع از آزادی های مدنی در هر حوزه اي، تا روشن شدن ابعاد مجهول اين ماجرا تمامی توان و تلاش خود را به کار خواهد گرفت، اما به راستی آيا اين ماجرا نقض آشکار آزادی های مدنی تصريح شده در قانون نيست؟ آيا اين برخو.ردهای فراقانونی را بايد شروع دور تازه ای از برخورد با فعالين فرهنگي-اجتماعی بدانيم؟
گفغتنی است سالروز انتشار نخستين شماره ی روزنامه ی «حقيقت» 9 دی ماه 1300 خورشيدی است و آوای کار هم در تدارک يرگزاری مراسمی رسمی در يک مکان عمومی و فرهنگی در چنين روزی بود. اما به دليل اينکه مراحل کسب مجوز مربوطه حدود 3 هفته در چرخه ی بوروکراسی و مانع تراشی های مرسوم «فرهنگي» بدون نتيجه ای مشخص متوقف مانده بود و تاريخ مورد نظر هم در آستانه ی سپری شدن بود، انجمن بر آن شد که با چشمپوشی از بازتاب اجتماعي-رسانه ای بهتر اجرای مراسم در مکان عمومی و با پرداخت هزينه ای به مراتب سنگين تر، مراسم ياد شده را در يک تالار خصوصی برگزار کند که اين اقدام حداقلی هم بدين نحو ميسر نشد.
درخاتمه ضمن محکوم کردن اين واقعه که آن را نقض مسلم آزادی های قانونی و حقوق مدنی می دانيم، مجددا از تمامی کسانی که از راههای دور و نزديک برای حضور در اين مراسم قبول زحمت کردند، سپاسگزاری و قدردانی کرده و تاسف خود را از وضع پيش آمده اعلام می داريم و اميدواريم که با درج کامل مقالات و متن های سخنرانی اين مراسم در سايت آوای کار -و همچنين به صورت ويزه نامه ای مکتوب در آينده ی نزديک-، بتوانيم تا حدی دين خود را به اين عزيزان و به«حقيقت» ادا کنيم.
انجمن فرهنگی - حمايتی کارگران (آوای کار)