مجموعه 9 اطلاعیه تشکلهای دانشجوئی در حمایت از کارگران شرکت واحد تهران


ژانويه ٢٠٠٦- دی ١٣٨٤


بيانيه شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت پيرامون دستگيری فعالين کارگری

از قصه پر غصه آزادی ستيزی و حکايت پر شکايت عدالت گريزی در اين ديار، گوئی گزيری نيست. نسل امروز تاوان سکوت نسل ديروز در برابر انحراف از آزادی، استقلال و عدالت را ميپردازد، پس فرياد برآوريم تا نسل فردا، ما را به عتاب خطاب نکنند. اين باغ ويران را هر روز بری و زندان ايران را هر روز ميهمان تازه تری ميرسد.

خبر دستگيری فعالين کارگری، باری ديگر بر دوش ما و دليلی مکرر بر خروش ماست. شنيديم و به درد شنيديم که اعضای سنديکای شرکت واحد، به حکم عسس به محبس در آمدند تا شاهدی ديگر باشند بر همراهی زر و زور و تزوير و برهانی ديگر باشند بر همکاری تيغ و طلا و تسبيح. امروز بزرگانی در کنج زندانند که از دل جنبش کارگری، رايت برابری برافراشتند و قدمی بر نداشتند جز در راه احقاق حقوق بنيادين خود.

اعضا و بنيانگزاران سنديکای شرکت واحد، که همگی از فعاين پاکباز جنبش کارگری ايرانند، به جرم مطالبه حداقل حقوق خود بازداشت شده اند. چه کسی است که نداند، منصور اصانلو و ديگر همراهانش، تنها به جرم اينکه برای بهبود وضع کارگران پای در راه نهاده اند، ديروز مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و امروز به زندان افکنده شده اند و سنديکای آنان تعطيل گرديده است، تا فردا چه بر سر آنها خواهد رفت. چه کسی است که نداند اين امر يعنی نقض آشکار حقوق انسانی که به صراحت در ماده 23 اعلاميه جهانی حقوق بشر بر آن تاکيد شده است که "هر شخصی حق دارد که برای دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشکيل دهد". آيا سنديکای شرکت واحد چيزی جز اتحاديه ای برای دفاع از منافع کارگران و زحمتکشان اين خاک است؟ اکنون مائيم و وظيفه اعتراض. اما به چه کسی اعتراض کنيم و از چه کسی دادستانيم که دادستان خود به ميدان آمده است! فرشته ای که بر سر در ديوان قضا چشم بسته ايستاده است، گوئی بجای ترازو، تيغ بدست گرفته تا بجای داد مظلوم، داد از مظلوم ستاند. آقای دادستان! ما تنها به دربند بودن دانشجويان اعتراض نميکنيم، ما تنها به بستن مطبوعات اعتراض نميکنيم، ما تنها به بازداشت وبلاگ نويسان و روزنامه نگاران اعتراض نميکنيم، ما تنها به ادامه زندان گنجی، سلطانی و زرافشان و ديگر زندانيان سياسی اعتراض نميکنيم، ما تنها به قتل زهرا کاظمی اعتراض نميکنيم، آری به همان قوت و با همان شدت به زندانی شدن کارگران اعتراض ميکنيم، به نقض حقوق اوليه زحمتکشان اعتراض ميکنيم، به استثمار و بهره کشی از کارگران اعتراض ميکنيم، ما به فقر و تبعيض مخصوصا برای اقشار محروم جامعه اعتراض ميکنيم و در يک کلام به نقض حقوق بشر در ايران اعتراض ميکنيم. آقای دادستان اعتراض ما تنها به نقض حق آزادی عقيده (ماده 18 اعلاميه جهانی حقوق بشر)، نقض حق آزادی بيآن (ماده 19 اعلاميه)، نقض حق آزادی تشکيل انجمنها (ماده 20 اعلاميه) نقض حق اداره امور عمومی (ماده 21 اعلاميه) نيست بلکه علاوه بر آن ما به نقض حقوق اوليه کارگران (ماده 23 اعلاميه)، وجود تبعيض عليه زنان (مواد متعدد کنوانسيون رفع تبعيض)، نقض حقوق کودکان (ماده 1 پيمان نامه حقوق کودک)، نقض حق بهداشت و سلامت کودکان (ماده 24 پيمان نامه) نقض حق برخورداری از آموزش برای کودکان (ماده 28 پيمان نامه) و بسياری مسائل ديگر که در جای خود به آنها خواهيم پرداخت، اعتراض داريم.

اما و صد اما که روی سخن ما نه با قدرتمندان که با مردم ايران است تا بدانند و قضاوت کنند در مورد صحت و سقم ادعای مناديان ظاهری عدالت و مدافعان شعاری محرومان، تا در عمل بيازمايند ادعای مهرورزی را، تا به محک تجربه بسنجند ادعای مبارزه با فقر و فساد و تبعيض را، تا به عيان ببينند معنای ادعای مبارزه با مفاسد اقتصادی را، تا بشناسند آنانرا که شعار مبارزه با رانت و باندشان گوش فلک را کر کرده، اما در عمل کارگران را به زنجير ميکشند، آنانرا که عدالت ادعائيشان تنها از ميان محرومان قربانی ميگيرد، آنانرا که شعار سادگی ميدهند، اما وزير 20 ميلياردی معرفی ميکنند و بالاخره آنانرا که شرايط سخت معيشت کارگران را ميبينند اما با تشکيل سنديکای مستقل کارگری برخورد قهرآميز ميکنند.

در چنين شرايطی است که ميتوان صحت ادعای گروههائی را آزمود که خود را جنبش عدالتخواه مينامند اما در برابر نقض صريح عدالت دم فرو ميبندند و در چنين اوضاعی است که ميتوان دانست که چقدر کارگران بی خانه اند. آری اين است معنای عدالت در قرائت رسمی آقايان از دين و اين است دولت مهرورزی! جناب احمدی نژاد، دو صد گفته چون نيم کردار نيست، زندانی شدن فعالين کارگری حجت موجه بر ادعای شماست.

بازداشت فعالين جنبش کارگری معنائی جز اين ندارد که حاکميت تاب تحمل فعاليت مستقل کارگران را ندارد، چرا که بنيادش بر استفاده ابزاری از کارگران و مطالبات آنان است، چرا که بقايش در زجر و حبس هر کسی است که به دنبال احقاق حقوق انسانی و اجتماعی خويش است و چرا که نه در نظر و نه در عمل، اعتقاد و اراده ای بر اصلاح بنيادين مناسبات اقتصادی و محو ريشه ای استثمار و تبعيض وجود ندارد.

دفتر تحکيم وحدت خود را همراه و هميار جنبش کارگری ايران ميداند و بر حقانيت مطالبات بنيادين آنان پای ميفشارد و دفاع از حقوق آنانرا بر خود فرض ميداند. ما قبلا اعلام نموده ايم و اکنون نيز تاکيد ميکنيم که تقويت و حمايت جنبشهای اجتماعی و از جمله جنبش کارگری را هدف راهبردی خود ميدانيم و در اين راه از هيچ کوششی فروگذار نکرده و همچنانکه از دوستان دانشجوی خود حمايت ميکنيم، به اعمال فشار و محدوديت و محروميت بر کارگران و بخصوص فعالين کارگری اعتراض کرده و از حقوق انسانی و اجتماعی آنان حمايت ميکنيم. حاکميت بداند که امروز جنبش کارگری ايران تنها نيست، خيل دانشجويان و تحصيلکردگان ايران در کنار او و متحد او برای تحقق عدالت واقعی و سعادت حقيقی است.

دفتر تحکيم وحدت با صراحت اعتراض خود را به بازداشت فعالين کارگری اعلام داشته و خواستار آزادی فوری و بی قيد و شرط اين عزيزان و بازگشائی سنديکای شرکت واحد و تشکيل سنديکاهای مستقل و غير دولتی کارگران – اين حق مسلم کارگران – است. کارگران شريف و زحمتکش ايران و خانواده های محترم بازداشت شدگان اخير نيز آگاهند که دانشجويان ايران تا آخرين قدم در کنار آنان و يار و پشتيبان آنان خواهند بود.

شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت

• بيانيه جمعی از دانشجويان دانشكده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی

ما جمعی از دانشجويان دانشگاه علامه حمايت و پشتيبانی خود را از اعتصاب کارگران و رانندگان شرکت اتوبوس رانی که در اعتراض به بازداشت فعالين و رهبران سنديکای اتوبوس رانی و برای پيگيری خواست های صنفی و به حق شان بوده است را اعلام می داريم. اين حرکت کارگران و رانندگان شرکت واحد به عنوان يک حرکت مدنی و آرام در راه رسيدن به حقوق حقه و اوليه شان و دست يابی به خواست های صنفی شان جای تقدير دارد. دانشجويان به عنوان يکی از اقشار اين جامعه نسبت به سرنوشت ديگر طبقات و اقشار خصوصا طبقات پايين و فروست حساس می باشد چون اين طبقات فرودست هستند که آينده ی تغييرات در جامعه را ترسيم می کنند. اين حرکت پيشروانه ی کارگران شرکت واحد می تواند نقطه ی عطفی در جنبش کارگری و جنبش عمومی مردم در جامعه ما باشد..در آخر ضمن حمايت دوباره از خواست های کارگران خواهان : 1. آزادی بی قيد و شرط تمامی بازداشت شدگان 2. به رسميت شناخته شدن سنديکای کارگران شرکت واحد به عنوان نماينده ی واقعی کارگران 3. بر آورده شدن تمامی حقوق صنفی و مادی کارگران و رانندگان 4. عذرخواهی و استعفای مسئولان شرکت واحد هستيم.

اميد است که اين حرکت کارگران بتواند الگويی شود برای ديگر اقشار جامعه که می توان با نيروی متحدانه ی خود و باآگاهی و در کمال آرامش خواست های خود را اعلام کرد.

• بيانيه انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی سهند تبريز

در بيش از ربع قرنی که از پيروزی انقلاب گذشته است سردمداران جمهوری اسلامی در دفاع از حقوق مستضعفان و فرودستان سخنان بسياری بر زبان آورده اند و همواره بر اين نکته که انقلاب متعلق به ضعفا و پابرهنگان است تاکيد داشته اند. تامين معيشت و خدمت گذاری به اقشار کم درآمد و زيرخط فقر همواره غايت القصوای همه حکومتيان در بيست و هفت سال گذشته بوده است. هر دولتی که سرکار آمده است دولت قبل را به بی عدالتی و عدم رعايت حقوق محرومان متهم کرده و هزاران وعده برای رفع فقر و تبعيض را می دهد درحالی که سياست های غلط اقتصادی و سياسی در بيست و هفت سال گذشته نتيجه ای جز راندن نزديک به نيمی از مردم ايران به زير خط فقر نداشته است. علم رفع فقر و فساد و تبعيض برداشتن از يکسو و سرکوب خواسته های آزادی خواهانه و عدالت طلبانه از سوی ديگر امروز به فاجعه ای منتهی شده است که شايد روزی کسی تصور آن را نداشت و گمان نمی برد کشوری که از منابع بی شمار طبيعی برخوردار است اين چنين در اثر سياست های حاکم به سراشيبی سقوط درافتد.

هنوز چندی از صدور احکام حبس های طويل المدت برای فعالين کارگری در سقز نگذشته بود که برخوردهای غيرمعقولانه و غيرمسئولانه با اعضای سنديکای شرکت واحد نشان داد که دفاع از محرومين بحثی بس عبث است. در حالی که کارگران سراسر جهان، سنديکا و تشکل مستقل از حکومت دارند و به راحتی در جامعه فعاليت می کنند و از حقوق صنفی خويش دفاع می کنند، در ايران نهاد حکومت ساخته «خانه کارگر» که به زحمت کمتر از يک درصد از کارگران را نمايندگی می کند انحصارطلبانه مدعی پيش قراولی تمامی کارگران است. خانه کارگر نه تنها فعاليتی برای بهبود شرايط کاری و معيشتی کارگران انجام نداده است بلکه به مانند ساير احزاب حکومتی کارکردی جز در زمان انتخابات، آن هم به نفع طيفی که بيشترين ضربه ها را به اين قشر آسيب پذير زده است نداشته. هجوم وحشيانه عمال «خانه کارگر» به دفتر سنديکای کارکنان شرکت واحد و ضرب و جرح اعضای آن و اخراج هفده تن از کارکنان شرکت به تحريک گردانندگان اين تشکل حکومتي، نمود عينی دفاع «خانه کارگر» از حقوق کارگران است.

در حالی که جمهوری اسلامی ايران با پيوستن به مقاوله نامه های بين المللی سازمان جهانی کار نسبت به فراهم آوردن فضا برای تشکيل تشکل های مستقل کارگری متعهد شده است، به اين عهد و پيمان خود همانقدر پايبندی نشان می دهد که به ساير عهدنامه های بين المللی ديگر مانند اعلاميه جهانی حقوق بشر. حکومت اسلامی در بيش از دو دهه گذشته در همه عرصه ها دست به شبيه سازی زده است. از تشکيل گروه های دانشجويی وابسته و شبه نظامی گرفته تا تشکل های کارگری عدالت ستيز و اين همه تنها به اين قصد بوده که صدای نمايندگان واقعی دانشجويان و کارگران به گوش جهانيان نرسد، اما زهی خيال باطل که امروز آن همه نقشه نقش بر آب شده و تک تک شهروندان حقوق پايمال شده شان را از حاکمان غيرپاسخگو می طلبند و چون پاسخی بر اين همه ندارند به ابزار سرکوب متوسل می شوند. اگر تا ديروز اوباش وابسته به «خانه کارگر» وسيله ای برای سرکوب اعتراضات کارگری بودند، امروز شاهديم که نقاب ها از چهره ها برمی افتد و قوه قضاييه و شخص قاضی مرتضوی وظيفه ساکت کردن کارگران را برعهده می گيرند.

بازداشت غيرقانونی تعدادی از فعالان سنديکای شرکت واحد تهران، به عنوان يک تشکل مستقل کارگری و انتقال منصور اسانلو، رييس هيئت مديره سنديکا به زندان اوين، اين هشدار را به جامعه ما می دهد که هرگونه تلاش برای رسيدن به حقوق قانونی و انسانی نتيجه ای جز حبس و شکنجه نخواهد داشت و اين خود بيش از هر چيزی ماهيت دروغين شعارهای اخير حاکميت در مورد مهرورزی و عدالت گستری را رسوا خواهد کرد.

انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی سهند تبريز به عنوان بخشی از جنبش دانشجويی ايران ضمن تاکيد بر لزوم همبستگی جنبش دانشجويی با ساير جنبش های اصيل اجتماعي، بر خود فرض می داند ضمن محکوم نمودن اقدام ناعادلانه قوه قضاييه جمهوری اسلامی در بازداشت فعالين کارگری از اعتصاب روز يکشنبه رانندگان و کارمندان شرکت واحد تهران حمايت نموده و از ساير شهروندان نيز می خواهد کارگران بی دفاع را در رسيدن به خواسته های به حقشان ياری کنند. ما ضمن درخواست آزادی سريع بازداشت شدگان، بارديگر بر حق انسانی و قانونی کارگران در تشکيل سنديکاهای مستقل تاکيد کرده و به حاکميت هشدار می دهيم که لگدمال کردن حقوق انسان هايی که چيزی جز زنجيرهايشان برای از دست دادن ندارند فرجام خوشی نخواهد داشت.

شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی سهند تبريز يکشنبه 4 دی 1384

• بيانيه شورای تهران دفتر تحكيم وحدت

در انتخابات رياست جمهوری سال 84 كه محمود احمدی نژاد با شعار مبارزه با فقر و فساد و تبعيض بر سرير قدرت نشست و وعده داد كه از اين پس پول نفت را در سفره مردم می آورد هفت ماه می گذرد اما در طول اين مدت نه تنها هيچ تغييری در وضع معيشتی مردم ايجاد نشده است و هيچ مبارزه ای با فساد نگرديده است و هيچ راهكاری برای از ميان برداشتن تبعيض ارائه نشده است بلكه هيچ نشانه ای هم از عزم دولت برای تحقق اين وعده ها ديده نمی شود. اكنون تمام توان دولت صرف سفر به استانهای مختلف و تصويب مصوبه های بيشمار و امر به خروج پول از صندوق ذخيره ارزی شده است كه صاحب نظران اقتصادی می دانند اينگونه حركات نه تنها كمكی بر پيكر بی جان اقتصاد ايران نيست بلكه صرفا حركاتی نمايشی جهت تبليغات به قصد عوامفريبی است.

احمدی نژاد با آگاهی از اين مسئله كه در حال حاضر دغدغه اصلی مردم ايران مسئله معيشت است، خود را حامی اقشار ضعيف و فرودست جامعه نشان داد تا بدينوسيله بتواند بر ميزان آراء خود بيافزايد كه البته با كمك نهادهای تبليغاتی كشور و نيز نيروهای شبه نظامی سازمان يافته موفق به اين امر گرديد و اكنون كه پای عمل به ميان آمد نشان داد كه كميتش لنگ است.

كارگران همواره به علت شرايط ناعادلانه كار، ميان كارگر و كارفرما جزء اقشار كم درآمد و فرودست جامعه به شمار می روند و البته در جوامعی مانند ايران كه از اوضاع اقتصادی بسامانی برخوردار نيستند اين وضع تشديد می شود. يكی از مواردی كه می تواند در اين شرايط زندگی و كار را برای كارگران قابل تحمل كند تشكيل سنديكاهای كارگری است كه اعضا آن با آراء كارگران انتخاب شده باشند تا به هنگام درگيری ميان كارگر و كارفرما بتوانند از حقوق كارگران دفاع كنند.

سنديكای كارگران شركت واحد يكی از معدود تشكلهای كارگری است كه اعضا آن واقعا با آرای كارگران انتخاب می شوند و بر خلاف ساير تشكلهای دولتی مثلا كارگری كه در حقيقت جانب كارفرما را می گيرند تا كارگر را ، تمام تلاش خود را كرده است تا حقوق كارگران اين صنف را احقاق كند و عليرغم محدوديت ها و اعمال فشارهای فراوان به موفقيتهائی هم دست يافته است. اين تشكل كارگری كه در ميان كارگران شركت واحد محبوبيت فراوانی دارد كاملا قانونی و دارای شماره ثبت است كه توسط هيئت مديره فعلی پس از مدتی تعطيلی مجددا بازگشائی شد اما در طول مدت فعاليت خود، اعضايش تحت فشارهای فراوانی قرار گرفتند به گونه ای كه اعضا هيئت رئيسه اين سنديكا چند بار بازداشت شدند و بارها مورد بازجوئی قرار گرفتند و چندی پيش نيز عده ای با حمله به دفتر اين سنديكا اعضا حاضر در محل را به طرز وحشيانه ای مورد ضرب و شتم قرار دادند.

در آخرين مورد نيز هشت نفر از اعضای سنديكا از جمله منصور اوسانلو رئيس سنديكا در روز پنج شنبه 1/10/84 بازداشت شدند و دفتر اين سنديكا نيز پلمب گرديد.

شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت ضمن اعتراض به اين مسئله خواستار آزادی فوری و بی قيد و شرط اعضای اين سنديكا و ساير فعالين كارگری و نيز بازگشائی دفتر اين سنديكا می باشد.

به اميد جامعه ای آزاد و برابر

شورای تهران دفتر تحكيم وحدت

• بيانيه انجمن اسلامی دانشجويان پلی تکنيک

در روزهای گذشته در پی حمله خشونت آميز نيروی انتظامی به تجمع مسالمت آميز کارکنان محترم شرکت واحد و خانواده آنها، ضرب و شتم و دستگيری اعضای هيئت رئيسه ی سنديکای کارگران شرکت واحد و تعدادی از فعالان کارگري، جمع کثيری از رانندگان و کارکنان شرکت واحد عضو اين سنديکا دست به اعتصاب زده و با ترک کار اعتراض خود را نسبت به سطح پايين حقوق و مزايا، امکانات نامناسب رفاهی و وجود تشکل های فرمايشی و غير مستقل کارگری اعلام داشتند. انجمن اسلامی دانشجويان پلی تکنيک تهران ضمن اعلام حمايت از خواسته های سنديکای کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی به عنوان نمايندگان مشروع، مستقل و صنفی کارگزان و کارکنان اين صنف بيان مسائل زير ار بر خود الزامی می داند: مطابق ماده 20 اعلاميه حقوق بشر به عنوان والاترين ميثاق جهانی دفاع از حقوق مسلم بشري؛ « 1- هر کس حق آزادی تجمع و تشکل مسالمت آميز را دارد.» و«2- هيچ کس را نمی توان مجبور به تعلق به تشکلی کرد.» 1- حاکمان جمهوری اسلامی به عنوان هواداران هميشگی پروژه های موازی سازی با تشکيل تشکل هايی نمايشي، مطيع و وابسته ی به خود سر در شانه خالی کردن از زير بار مسئوليت هايی را دارند که در اثر امضای مقاوله نامه ها و پيمان نامه های بين المللی متوجه اين نظام است. تشکيل شبه سنديکاهای زردی چون « خانه کارگر» « شورای اسلامی کار» و ... نمونه بارز اين مدعاست و نقض آشکار بند 2 ماده 20 اعلاميه حقوق بشر می باشد. 2- رييس شورای شهر تهران به عنوان محرم اسرار رييس جمهور، در اظهاراتی سنديکای کارگران شرکت اتوبوسرانی را غير قانونی می خواند در حاليکه طبق بند يک ماده بيست اعلاميه جهانی حقوق بشر تشکيل تشکل های صنفی مسالمت آميز به عنوان حق مسلم هر صنف و گروهی پذيرفته شده و اظهارات رييس شورای شهر تهران به عناون يکی از مسئولين حاکميت جمهوری اسلامی مدرک مهمی در رابطه با نقض آشکار حقوق بشر توسط مقامات اين نظام است. 3- جامعه ی دانشجويی پلی تکنيک به عنوان بخشی از نيروهای ديده بان جامعه مدنی ايران همراهی و همکاری پيشاپيش خود را با هر نهاد مدنی ای در ايران به منظور دفاع از حقوق پايمال شده ی شهروندی و صنفی اعلام می دارد .

در پايان ضمن دفاع از تشکيل هر سنديکای صنفی توسط کارگران، کارمندان، دانشجويان و ... و تلاش همه جانبه جهت اجرای تمامی بند ها ومواد منشور جهانی حقوق بشر در ايران، مسئوليت هرگونه لطمات جانی و مالی به اعضای سنديکا کارکنان شرکت واحد را مستقيما بر عهده مسئولان جمهوری اسلامی دانسته و خواستار آزادی بی قيد و شرط تمامی فعالان کارگری در بند می باشيم.

انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی اميرکبير (پلی تکنيک)

• بيانيه انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شهيد رجايی

طبق اصل 26 قانون اساسی فعاليت در هر نوع تشکل و سنديکايی آزاد است و ممانعت از شرکت در هرگونه اجتماعاتی از اين دست جز در مواردی که قانون مشخص کرده، قانون شکنی است. البته همان گونه که در گذشته هم شاهد بوده ايم، برخورد های آشکار و پنهان با اتحاديه و سنديکای کارگری چندان تازگی ندارد. در ايران برخی از بندها واصول قانون اساسی صرفاً نوشته شده اند و عملاً بی کاربردند و حتی اقدام در جهت همان اصول، قانون شکنی محسوب می شود و هزينه های زيادی بر اشخاص تحميل مي‏کند.

تشکل ها، سنديکا ها، اتحاديه ها، صنف ها و... اجتماعاتی هستند برخواسته از توده مردم‏. اين گونه اجتماعات، ابزاری در خدمت طبقات مختلف جامعه اند تا بتوانند امنيت شغلی خود را حفظ کنند و در صورت مورد ظلم قرار گرفتن از طريق همين ابزار می توانند دست به اعتراضات مدنی بزنند و حقوق پايمال شده خود را احيا کنند.

وجود اين اتحاديه ها و سنديکا ها در بسياری از کشور های جهان )پيشرفته و جهان سومي) کاملاً عادی شده است و کارگران در هيچ جای دنيا حاضر نيستند، آنگونه که درايران رسم است، بدون وجود اين چنين ابزارهايي، خود را در اختيار دلالان سرمايه و بازار قرار دهند.

هيئت حاکمه در ايران با ايجاد نهاد های انتصابی مانند شورای اسلامی کار قصد دارد که کارگران را دچار اين توهم کند که خود را به چنين تشکيلات بی استفاده ای راضی کنند و بدين گونه تمام تحرکات کارگری را عقيم کنند.

سرکوب کارگران از طريق مدرن ترين شيوه های موجود و برخورد با سنديکاها که شيوه ای برای احقاق حقوق حقه کارگران است چه معنايی مي‏تواند داشته باشد؟ اين سوالی است جدي، که بايد از طرف حاکميت پاسخ داده شود.

بازداشت های چند روز اخير و در پی آن اعتراض به حقِ کارگران شرکت واحد تضاد های رو به رشد طبقه کارگر و حاکميت را بيشتر عينيت بخشيد. به طور قطع دولت احمدی نژاد و قوه قضائيه نخواهند توانست اين شيوه سرکوب گرانه را عليه طبقه توليد کننده جامعه ادامه دهند. بايد به طرز تفکر و خواسته های به حق کارگران نگاه روشن بينانه تری انداخت و پذيرفت که در جهان رو به تغيير نمی توان تصور کرد خواسته های طبقات مختلف جامعه در سطحی نازل باقی بمانند.

انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شهيد رجايی ضمن حمايت از خواسته های به حق و قانونی کارگران شرکت واحد تمامی اقدامات صورت گرفته بر عليه فعالين اين گروه را محکوم می نمايد و همگام با آنها اعتراض خود را نسبت به وضع نامعلوم سنديکای شرکت واحد اعلام می دارد و خواستار آزادی بی قيد و شرط تمامی بازداشت شدگان و به رسميت شناختن سنديکای شرکت واحد است.

• بيانيه شورای هماهنگی دانشجويان جمهوری خواه دانشگاه يزد

روز پنج شنبه يك دی ماه به دستور قاضی مرتضوی مأموران دادستانی به منزل دوازده نفر از اعضای سنديكای كارگران اتوبوس واحد هجوم برده و ضمن دستگيری آنان وسايل و مدارك موجود را نيز با خود بردند. روز يكشنبه 4 دی ماه نيز كارگران شركت واحد در اعتراض دستگيری همكاران ونيز احقاق حقوق صفنی خويش دست از كار كشيدند و نمونه والای اتحاد و انسجام جنبش كارگری در شرايط حاضر را به نمايش گذاشتند .

حاكميت كه از ابتدای انقلاب 57 مانع شكل گيری و تشكيل سنديكاهای مستقل كارگری بوده و در صورت به وجود آمدن اين تشكلها با آنها برخورد كرده است اين بار نيز در دولتی كه داعية حمايت از اقشار محروم و زحمت كش را دارد ثابت كرد كه ظرفيت تحمل تشكل ها و وسنديكاهايی را كه از سوی همين اقشار زحمت كش جهت پيگيری خواسته‌های صنفی كارگران به وجود آمده است را نداشته و با آن به شدت مقابله می كند. از سوی ديگر كارگران آگاه نیز نشان دادند كه مسير خواسته ها ومطالبات آنها چقدر با عملكرد كسانی كه باشعارهای پوپوليستی و عوام پسندانه دم از حمايت زحمت كشان و اقشار محروم می زنند تفاوت دارد .

شورای هماهنگی دانشجويان جمهوری خواه دانشگاه يزد همراه با ساير گروه ها و تشكلهای فرهنگی، سياسی، دانشجويی و نيز ساير افكار آزاد و وجدانهای بيدار دستگيری فعالين سنديكای كارگران اتوبوس واحد را محكوم كرده و از اعتصاب كارگران اين سنديكا جهت دستيابی به حقوق خويش حمايت می كنند .

اين شورا ضمن ابراز نگرانی شديد خويش از روند برخورد با فعالين كارگری خواهان آزادی فوری و بدون قيد وشرط تمامی دستگير شدگان واقعه اخير از جمله «‌منصور‌اصانلو» دبير سنديكای شركت واحد است .

شورای هماهنگی دانشجويان جمهوری خواه دانشگاه يزد كه حمايت از جنبشهای عدالتخواهانه وآزاديخواهانه اجتماعی را هدف خويش قرار داده است به حاكميت اقتدار طلب اطمينان می دهد با حذف و برخورد فيزيكی با فعالان كارگری هيچ گاه نخواهد توانست جنبش عدالت طلبانه كارگران ايران را به محاق براند .اين شورا تنها نماينده واقعی افكار حق طلبانه كارگران را سنديكاهای مستقل كارگری نظير سنديكای كارگران شركت واحد می داند و تشكلهای حكومت ساخته ای چون خانة‌كارگر را در اين راستا به رسميت نمی شناسد.

در پايان شورای هماهنگی دانشجويان جمهوری خواه دانشگاه يزد آمادگی خود را برای تشكيل كميته‌ئی دانشجويی متشكل از دانشجويان عدالتخواه سراسر كشور جهت حمایت و پشتيبانی از كارگران شركت اتوبوس واحد اعلام می دارد

  • بيانيه سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی

در روزهای اخير بار ديگر شاهد برخورد های نسنجيده امنيتی و پليسی با زحمتكش ترين اقشار جامعه بوديم. قشری كه خدمات ارزنده اش مايه پويايی و تحرك جامعه شهری ما شده و كاركردی ويژه در خدمات شهری كلان شهری چون تهران عهده دار است.

دستگيری فعالان کارگری و تعطيلی دفتر و ممانعت از فعاليت های سنديکاء قانونی شرکت واحد اتوبوسرانی بار ديگر نشان از عزم حذف و برخورد با نهادهای فعال مدنی داشت و ميزان تحمل متوليان امور را نسبت به اتحاديه های مستقل و واقعی که برآمده از خواست اصناف جامعه است را عيان ساخت.

متاسفانه شاهد آن بوديم که عليرغم تلاش های صورت پذيرفته از سوی اعضاء و رهبران سنديكاء اتوبوسرانی برای انتقال مطالبات صنفی و بحق كاركنان و رانندگان شركت واحد اتوبوسراني، اعتصاب موقت برای جلب توجه و نظر مسئولين و توجه به اهميت كاری و رفع مشكلات آنان به عنوان يک حق پذيرفته شده جهانی و اصول انسانی با واکنش تند امنيتی همراه شد و نه تنها توجهی به تظلم خواهی رانندگان نشد بلکه خواسته های صنفی آنان با برخوردها و پرخاشهای امنيتی پاسخ داده شد و متاسفانه مدعيان مهرورزی و عدالت خواهی بجای آنکه به دلجويی و رفع مطالبات و التيام بخشی مصائب معيشتی مرافقتی نمايند با ارعاب و دستگيری و تهديد خواسته ها ی آنان را پاسخ داده اند.

سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی از آنجا كه حضور با نشاط اصناف و اتحاديه ها و انجمن ها را در عرصه مدنی به عنوان يكی از لوازم و ضروريات پروژه پيش برد دموكراسی و بالندگی جامعه مدنی می داند، ضمن دفاع از خواسته های بحق صنفی اين عزيزان و محكوم نمودن رفتارهای نسنجيده دستگاههای امنيتی مواردی را متذكر می گردد نخست: از آنجا كه اقدام به اعتصاب محدود اعضای شركت واحد اتوبوس رانی تهران در جهت انذار به مسئولان و متوليان امور بوده و عملی قانونی توسط يک نهاد قانونی به رسميت شناخته و منبعث از حقوق اساسی ايشان، مصرح در قانون اساسی صورت پذيرفته است. خواستار آزادی فوری و بدون قيد و شرط تمامی اعضا دستگير شده سنديكاء اتوبوسرانی و رفع پلمپ دفتر و محل فعاليت های آنان می باشد.

دوم: برخوردهای امنيتی و پليسی و تلاش برای ارعاب اقشار مختلف جامعه را راهكار مناسب حل مشكلات ندانسته ، عدم توجه واقع بينانه مقامات مسئول و تلاش برای رفع مساله از طريق پاك نمودن صورت مساله را رويکردی بسيار خطرناک می داند چرا كه برخورد و سركوب فعالان كارگری و ممانعت از حضور فعال اتحاديه ها و طرح علنی و شفاف مطالبات از مجاری قانونی و شفاف ، علاوه بر ياس و نااميدی و اثرمستقيم بر توليد و کارآفرينی و رونق اقتصادی ، باعث انباشت و تراكم نارضايتی اقشار مختلف خواهد بود كه می تواند اين تراكم مطالبات به بروز پيامدهای ناگوار و غير قابل كنترلی منجر گردد.

سوم: آنكه انتظار اينست كه دفاع از حقوق انجمن ها و اصناف به عنوان يكی از لوازم بديهی تقويت تور مدنی در دستور كار تمامی مدافعان حقوق بشر و دموكراسی در ايران قرار گرفته و كانونهای مدعی نمايندگی كارگران را نسبت به ظلمی كه به نمايندگان كاركنان شركت واحد اتوبوسرانی روا داشته می شود به واكنش وادارد و جای اين پرسش در مورد سکوت آنان را پر نمايد.

• بيانيه انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبائی

4 روز از دستگيری غير عادلانه و برنامه ريزی شده ی هيات مديره ی سنديكای كارگران شركت واحد تهران ، زبان گويای كارگران زحمت كش آن شركت ، به دستور دادستانی تهران می گذرد . دامنه ی سركوب از دانشجو ، فعال سياسی ، روزنامه نگار و روشنفكر به رانندگان شركت واحد گسترش يافته است . اقدام كارگران شركت واحد در تأسيس سنديكا به منظور درخواست حقوق صنفی شان خشم اقتدارطلبان وتماميت خواهان كه علت اصلی همه ی مشكلات ملت ايرانند را بر انگيخته است . به موجب اصل 26 قانون اساسی تشكيل جمعيت صنفی آزاد است و حال با دستگيری های اخير حق تشكيل حزب و جمعيت صنفی را با رعب و وحشت قرين آمده و آزادی های مدنی و حقوق شهروندی يكسره به سخره گرفته شده است .

انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی برخورد غير قانونی دادستانی تهران در سركوب سنديكای كارگران شركت واحد را محكوم می نمايد و خواستار آزادی بی قيد وشرط ايشان است ، هم چنين حمايت خود را از اعتصاب كارگران شركت واحد اعلام می نمايد . حق گرفتنی است و اعتصاب يكی از راه های گرفتن آن است .هم چنين اعلام می شود منطق درونی برخورد های اخير از دانشجويان گرفته تا كارگران ؛ سركوب نيروهای جامعه مدنی است كه طيف گسترده ی NGO ها تا احزاب را شامل می شود . حمايت از سنديكای كارگری در شرايط كنونی دفاع از حريم جامعه مدنی است.

انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی روی سخن با محمود احمدی نژاد دارد كه اگر مدعی عدالت است اين گوی و اين ميدان . رئيس جمهور به عنوان شخص دوم مملكت و به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی موظف است در جهت محدود سازی دست های عريان اختناق و قانون شكنی كه از آستين دادستانی تهران در آمده است ، بكوشد . اين آزمون نشان دهنده ی ميزان صداقت ايشان در ادعاهای همواره عدالت محورشان خواهد بود .