افزایش بحران سرمایه داری

کمیته های کارگران سوسیالیست داخل کشور

اطلاعیه شماره 52


نوزدهم آذر 1390


مبارزه طبقاتی عمری به درازای تاریخ دارد. تفاوت های نژادی و ملیتی تنوع زبان و لهجه ها، نمی تواند مانعی در راه تشدید تضادهای طبقاتی باشد و در دوره های مختلف تاریخی گروه ها ونهادهای اجتماعی در نبرد با یکدیگر تاریخ را رقم زده اند.

پس از به انحراف رفتن حکومت کارگری در شوروی و در نهایت فروپاشی آن همه سیاستمداران سرمایه داری اعلام نمودند که سوسیالیسم شکست خورده وتاریخ پایان یافته است. سرمایه داران مست از تثبیت موقعیت خود با برنامه نئولیبرالی بر شدت استثمار افزوده و فاصله طبقاتی را بیشتر افزایش دادند. افزایش فقر، بیکاری، سوتغذیه،کودکان خیابانی،اعتیاد و ... نتیجه اجرای برنامه های اقتصادی نئولیبرالی است.انباشت و تمرکز سرمایه در دست عده ای معدود باعث زندگی فلاکت بار برای میلیاردها انسان شده است. در تمام این دوران هر چند مبارزه ی طبقاتی برای لحظه ای متوقف نشد و در هر گوشه دنیا به شکل و نوعی جریان داشت اما با قیام مردم در تونس که در اثر خودسوزي يك جوان،جنبش رنگ و بویی دیگر یافت. هزاران نفر به خیابان ها ریخته و انقلابی شکل گرفت. پس از آن مصر نيز شعله ور گردید و میلیون ها نفر رودرروی حکومت به خیابان ها آمدند و اعتصابات و تجمعات کارگری ‏‏‏‏‏‏ٌحکومت قدرتمند مبارک را در موضع ضعف قرار داده و در نهایت تعدادی دیگر از کشورهای عربی دستخوش بحران سیاسی شدند.بدنبال آن جنگ داخلی در لیبی شعله ور گردیده و شهر به شهر مبارزه برای سرنگونی حکومت قزافی پیش می رفت،امپریالیست ها بوسیله ناتو وارد کارزار شدند تا جنبش را به نفع خود مصادره کنند. جنبش دردیگر کشورها مثل سوریه،بحرین،یمن و ... نیز شكل گرفت و بحران سیاسی ابعاد وسیعی پيدا كرد. جنبشی که بنام بهار عرب در تعدادی از کشورهای عربی شکل گرفت، بحرانی نیست که فقط مختص این کشورها بوده و از مضمونی ناسیونالیستی برخوردار باشد؛ قبل از آن و طی چند سال گذشته قرقیزستان و ایران نیز دستخوش بحران های سیاسی عمیقی شدند. در قرقیزستان حکومت سرنگون گشته و در ایران طي یکسال جنبش عظیمی در خیابان ها وجود داشت. در حال حاضربحران وسیعی در اروپا شکل گرفته. افزایش بیکاری، مغروض شدن دولت ها، افزایش هزینه های زندگی، افزایش تورم،کاهش خدمات اجتماعی و ... باعث ایجاد جنبش وسیع ضد سرمایه داری در اروپا گردید. جنبشی که همچنان ادامه داشته و بخصوص در جنوب اروپا بحران اقتصادی و سیاسی عمیقتر و شدیدتر است؛ در اسپانیا طی یکی دو سال گذشته سیصد هزار خانه از کسانی که نتوانستند اقساطشان را پرداخت کنند، گرفته شده است؛ 45 درصد جوانان در این کشور بیکار بوده و خدمات اجتماعی کاهش یافته است. در یونان دستمزدها کاهش و تورم افزایش یافته است.دولت شدیدا به بانک جهانی و بانک اروپا مغروض بوده و می خواهد بدهکاری خود را با افزایش مالیات ها و کاهش دستمزدها جبران نماید. در ایتالیا نیز وضعیت بحرانی است. دولت بدهکاری بزرگی به بانک اروپا داشته و می خواهد با فروش اوراق قرضه و افزایش مالیات و کاهش خدمات اجتماعی آن را جبران نماید.در پرتقال و ایرلند نیز وضعیت های نسبتا مشابهی وجود دارد؛ در انگلستان شهریه دانشگاه ها سه برابر شده ، و نرخ بیکاری به بیش از 8 در صد رسیده است. خدمات اجتماعی کاهش یافته و هزینه های درمانی افزایش یافته است و سن بازنشستگي به 65 سال افزايش يافته كه باعث اعتصاب بيش از دوميليون كارگرگرديد كه در سي سال گذشته بي سابقه بوده است . در دیگر کشور های اروپایی نیز وضعیت اقتصادی بحرانی است، قیمت تعدادی از اقلام غدایی و سوخت افزایش یافته در صورتی که دستمزدها تغيیری نکرده اند.

در آمریکا نیز بحران اقصادی جنبش بزرگی براه انداخته است. با افزایش بیکاری و بالارفتن هزینه های زندگی، فاصله طبقاتی در چند سال گذشته افزایش یافته و در نتیجه بر تعداد فقرا و کسانی که تحت فشار اقتصادی قرار دارند و از حد اقل امکانات ضروری بهره مند نیستند افزوده شده است. بر این مبنا هزاران نفر در خیابان وال استریت که مرکز بزرگترین بورس جهان و چندین بانک بزرگ در نیویورک است، تجمع نموده و تظاهرات ضد سرمایه داری براه انداختند. مبارزه ضد سرمایه داری در آمریکا به 85 شهر دیگر نیز کشیده شد و جنبش عظیمی که عمدتا نام خود را 99 درصد گذاشته اند شکل گرفت. 99 درصد سمبلی از اکثریت جامعه است که وضعیت وخیم اقتصادی دارند و در واقع طبقه کارگر و اکثریت مردم را شامل می شوند. این جنبش پس از جنبشی که در دهه بیست قرن گذشته در آمریکا جریان داشت بزرگترین بحران اقتصادی و سیاسی این کشور است. در کشوری که قویترین اقتصاد جهان را دارد و ابرقدرت برتر جهان است، چنین بحرانی حکایت از عمق بحران سرمایه داری جهانی دارد؛ عملا برنامه های نئولیبرالی با چالشی بزرگ مواجه شده و ثابت نموده که بجز فقرو فلاکت بیشتر چیزی برای مردم به ارمغان نخواهد آورد.

دردیگر کشورها که به ظاهر وضعیت سیاسی آرامی دارند، شرایط اقتصادی بهیچ وجه بهتر از کشورهای درگیر بحران اقتصادی و سیاسی نیست. فاصله طبقاتی در تمام کشورها افزایش قابل توجهی یافته وهمه ی آنها آبستن بحران های سیاسی هستند. در کشورهایی که مبارزه علیه استبداد جریان داشته و دارد به هیچ رو موضوع فقط دمکراسی نیست؛ جنبش کارگری و اکثریت مردم زحمتکش برای پیشروی و اعتراض به وضعیت اقتصادی نیاز به مبارزه علیه استبداد دارند و در واقع دیکتاتوری و استبداد روبنای سیاسی بیشتر کشورها برای حفظ مناسبات سرمایه داری هستند. به هر ميزان کسب آزادی هاي سياسي دست آورد بزرگی برای کارگران و مردم است. با وجود تمام سوء استفاده ها وتلاش برای به انحراف بردن جنبش ها توسط کشورهای امپریالیستی، مسلما این جنبش ها و انقلابات دست آوردهای بزرگی به همراه خواهند داشت و این فصل جدیدی در تاریخ آن جوامع است. واضح است که همه انقلابات در کشورهای عربی و جنبش در کشورهای غربی، سرآغازی است برای بحران های سیاسی بزرگتر و انقلابات واقعا کارگری که در آینده شکل خواهند گرفت. در دل بحران جهانی سرمایه داری سوسیالیسم امکان پیشروی بیشتر و در نهایت تبدیل شدن به یک آلترناتیو را خواهد یافت. مبارزه طبقاتی در تعداد قابل توجهی از کشورها روند رو به اعتلا داشته و گامهای بازگشت ناپذیری به جلو برداشته است. مصر و تونس با وجود کنار رفتن بن علی و مبارک، همچنان دستخوش بحران سیاسی هستند.

آمار و اخبار نشان می دهند که طی چند سال گذشته در جهان اعتصابات کارگری و اعتراضات اجتماعی افزایش قابل توجهی یافته و بدون اغراق هر کشوری زمینه انفجار و بحران های اجتماعی و سیاسی را دارد. جهانی شدن سرمایه داری و تشدید تضاد کار و سرمایه جوامع را آبستن تحولات نموده و نمودهای آن هر روز بیشتر آشکار می گردد؛ بحران ساختاری سرمایه داری مرزهای جغرافیایی را در نوردیده و چند میلیارد کارگر و مردم تهی دست را بیش از پیش تحت فشار اقتصادی قرار داده است. جنبش های خودبخودی هر چند با نوسانات و تناقضات درونی گام برداشته و در نتیجه پذیرای انحرافات و آلترناتیوهای امپریالیستی و غیر کارگری هستند،جابجایی قدرت از دست یک جناح سرمایه داری به دست جناح دیگر در نتیجه خلاء آلترناتیو کارگری به وقوع می پیوندد. اما مسلما دست آوردهای بزرگی به همراه خواهند داشت و موقعیت برای بروز آلترناتیوهای کارگری بیشتر فراهم می گردد. سوسیالیسم کارگری تنها راه تکامل جنبش های خودبخودی و فراتر رفتن از مدار سرمایه داری است و در واقع یک رابطه متقابل بین وسعت یافتن جنبش و تکامل سوسیالیسم های کارگری وجود دارد، پیشروی جنبش باعث امکان بروز آلترناتیو سوسیالیستی و سوسیالیسم کارگری باعث تکامل جنبش می شود؛ هیچ آلترناتیو دیگری قادر نیست مبارزه طبقاتی را از مدار سرمایه داری خارج نماید و سازماندهی انقلابی و پیشروی کارگران در ارتباط تنگاتنگ با موقعیت سوسیالیسم کارگری قرار دارد.

سازماندهی نهادها و تشکل های کارگری رادیکال در جریان بحران اقتصادی و سیاسی موجود، برای جنبش بسیار حیاتی است؛ رشد مبارزه طبقاتی نیازمند متشکل شدن است. فعالین سوسیالیست در هر نقطه دنیا با سازماندهی که زمینه آن بیش از پیش فراهم شده است می توانند ضمانت اجرایی برای ممانعت از به انحراف رفتن جنبش ايجاد نموده و مبارزه طبقاتی موجود را ارتقاء دهند.

کمیته های کارگران سوسیالیست داخل کشور

نوزدهم آذر 1390

 

آدرس اینترنتی ما :

http://komitekargari.co.cc/